عشق موقت

عشق موقت

محکومی به رفتن . . . تقدیر تو اینه

وقتی تب ِ عشقت . . . با لرزه عجینه

شب ، دردتو فهمید . . .با بغض ِ تو بارید

ساعت توو عزای . . . چشمای تو خندید

احساس ِ تو سر رفت . . . از قلب ِ بلورت

هر قطره ی اون شد . . . کافور ِ غرورت

تقویم تو گم شد . . . توو قهقهه ی باد

یک لحظه زمستون . . . از نفس نیفتاد

با تلاطم ِ تو . . . دریــا نیمه جون شد

پلک ِ زرد ِ خورشید . . . رنگ ِ آسمون شد

اون عشق موقت . . . دائم دلتو کشت

گل می ذاشت روو موهات . . . خنجر می زد از پشت

بارون و نمی دید . . . با پنجره بد بود

توو خودش یه محکوم . . . با حبس ابد بود

این مرامه عشقه . . . دنیا خیلی پست ِ

تا بوده همیشه . . . دست باا لای دست ِ

( ف.م ) رها

با تشکر از استاد بسیار عزیزم حمیده غفوریان نازنین

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • @};- @};- @};-
  • سلام عالی بود خانوم سید موسوی @};-
  • مثل همیشه زیبا و دلنشین همکاری دو بانوی شاعر و هنرمند مطمعنا دلنشینه @};-
  • با حسي كه تو اين لحظه دارم خيلي عجينه و همين باعث شد بيشتر به دلم بشينه. همدرديم دوست من،همدرد... @};- @};- @};-
  • سلام خانوم موسوی خیلی خوب بود @};- @};- اون عشق موقت . . . دائم دلتو کشت گل می ذاشت روو موهات . . . خنجر می زد از پشت
  • مرسی خیلی هم عالی @};- این مرامه عشقه . . . دنیا خیلی پست ِ تا بوده همیشه . . . دست باا لای دست ِ @};-
  • رها بانوی عزیز تبریک میگم. کار خوبی بود. آفرین لذت بردم
  • بسیار زیبا و دلنشین بود ... : =D>
  • سلام.مثله همیشه فقط میشه لذت برد از کاراتون.خسته نباشید @};- @};-
  • با سلام. خیلی زیبا بود و حسش خیلی به دلم نشست. مخصوصا "گل می ذاشت روو موهات . . . خنجر می زد از پشت ". امیدوارم به هر چی آرزو داری برسی و کسی نتونه بهت خنجر بزنه. @};-
  • ترانه زیبا و دارای ریتم تندی بود لذت بردم @};- :-)
  • سلام ترانه با احساستو خوندمو لذت بردم دو سه نکته امیدوارم درست باشه شب ، دردتو فهمید . . .با بغض ِ تو بارید شب در این خط حشو به حساب میاد چون اساسا صفت باریدن به شب درست نیست باران تویه روز هم میباره و برای دوری از کلیشه ی آسمون با بغض میباره شب جایگزین شده که اغوا کننده نیست ___________________ تقویم تو گم شد . . . توو قهقهه ی باد اصولا باد زوزه می کشه و اما مضمون هم کمی نامشخصه اینکه تقویم چطور در قهقهه گم میشه برام جایه سوال داشت ____________ خنجر می زد از پشت این مصراع آسیب به این اثر زده از نظرم با استعدادی که از شما سراغ دارم دوست نداشتم چنین کلیشه ای رو در اثر شما ببینم ______________ این مرامه عشقه . . . دنیا خیلی پست ِ تا بوده همیشه . . . دست باا لای دست ِ آوردن یک مثل در خط آخر و ارتباطش با مرام دنیا و عشق ما وقتی کسی به خودش مغرور میشه می گیم دست بالای دست بسیاره اما کسی که عشقی ناتمام دارد این چه دارویی و تجویزی است و چه تاثیری بر او داره که بهش بگیم دست بالای دست بسیاره؟ ارتباط مصاریع منطقی نیست با پایان بندی اصلا ارتباط نگرفتم _______________ در مجموع میدونم و میدونی که چقدر مدیونه شما هستم جسارت منو ببخش @};- @};-
    • سلام جناب انوری خوشحالم که ترانمو با دقت و تمرکز مطالعه کردید ماهیت شعر و ترانه بر اصل ساخت فضاهای انتزاعی و غیر منظقی پایه ریزی شده و حتمن شما اینو بهتر از من میدونید توو شعر و ترانه شب می تونه بخنده گریه کنه نفس بکشه بمیره بباره و ....این از زیباییهای شعره که به اجسام بی جان و بی تحرک جون بدیم توو شعر می تونیم به جای اینکه بگیم از ابر آسمون داره بارون میاد بگیم عجب شب بارونیی .حتی بعضی از محاوره های معمولی روزانه هم کمی شاعرانگی داره من تعجب می کنم که شما چظور متوجه نشدید که وقتی می گیم شب میباره یعنی در شب اسمون داره بارون میباره وواستفاده از شب و روز توو ترانه بستگی به زمان در نظر گرفته شده برای ترانه سراست .وگرنه مسلمه که در روز هم بارون میباره ولی شاعر دوست داشته زمان این اتفاق در شب باشه برای قهقهه باد هم به این قطعه اکتفا می کنم که این یه نمونشه ای ســـیســــتان ای سرزمین قهقهه ی بــاد مرا به کفشداری زائران آتشـــکده کرکــو عروج بخش تا از بوی عطر پاهای راست روی راست قامتان اهورائی ات بهشت را تجربه کنم. استادغلامعلي رئيس الذاكرين دهباني با خنجر موافقم که کلیشه ای شده و اما دست بالای دسته دوست عزیز ا مخافم که می گید دست بالای دست فقط برای کسی هست که مغرور شده اصولن توو هر شکستی که از نارو خوردن و نامردی و غیره پیش میاد چه عشقی چه کاری هنری هر شکستی می گن عیب نداره دست بالای دست زیاده از اون گذشته اگه ترانه رو بادقت بیشتری می خوندید متوجه میشدید که بیت آخر در برگیرنده ی کل ماجرای ترانه هست ممنونم که وقت گرامی تونو صرف این ترانه کردید و حتمن میدونید که لزومی نداره شاعر تمام ذهنیتشو از خلق یک اثر تشریح کنه ولی برای شما بزرگوار تشریح کردم .تا توو آثار دیگه نقد صحیح تری داشته باشید . با مهر @};- @};- @};-
      • سلام آقای نوری با پوزش از دخالت دربحث مسائلی که شما مطرح فرمودید درصورتی میتونن ایراد اثر محسوب بشن که ما با یک نثر با منطقی کاملا معمول روبه رو باشیم نه یک شعرکه دراون تخیل جزئی از ماهیت شعره، در " شب بغضتو بارید" ما با علاوه بر تشخیص با یک استعاره کاملا شاعرانه روبه رو هستیم واگر شاعر مثلا میگفت: آسمون درشب بغض تو رو باریده هچ اتفاق شاعرانه ی رخ نداده بود. در مورد "قهقهه ی باد" هم اگر بنا باشه شاعر درتمام عمرش فقط به خاطر معمول نبودن یک کشف، از به کاربردنش پرهیز کنه و تا ابد خودش رو ملزم به استفاده از ترکیبها وتعابیر استفاده شده وجا افتاده کنه که ادبیات دچار دورباطل خواهدشد،پس کی نوبت به خلاقیت و کشفهای جدید میرسه؟! ضمنا ترکیب قهقه ی باد پیش از خانم سیدموسوی بارها وبارها در آثار ادبی ما استفاده شده از جمله در چندین شعر از مهدی اخوان ثالث و چندان هم دور از ذهن نیست خصوصا با در نظر گرفتن شباهت صدای باد با صدای قهقهه. در مورد مثل دست بالای دست هم به نظر میرسه شاعر چندان هم بیراه نرفته ، چون در رسوندن مقصودش که پیدا شدن یک عشق تازه در زندگی معشوق بوده کاملا موفق بوده. با احترام. @};- @};- ((برقــرارباشیــــــــد))
      • بحث شیرینی هست و منم در حد توان نظرمو میدم با اجازه رهای عزیز و احسان بزرگوار شب دردتو فهمید ... با بغض تو بارید خب خانم موسوی وارد حوزه بلاغت شدن و این اصلا عجیب نیست که در بلاغت با این چنین ترکیب و تعابیری روبه رو بشیم حتی ممکن هست که ترکیبی تازه هم ساخته بشه @};- اگر به مجاز اشاره کنیم /رها از علاقه کل و جزء استفاده کرده به این ترتیب که کل رو ذکر کرده و جزء رو اراده کرده مثال : ماشین خراب است که مقصود موتور ماشین است. پس شب هم اگر کل حساب بشه / آسمان و ابراها جزء حساب میشن... مثال خود رها هم خوب بود شبای بارونی / شب برفی بگو شب ، بباره ... من بیدارم من شبو زنده نگه میدارم / حسین صفا جدای بلاغی بودن کار آرایه تشخیص به کار فته هر گاه با نسبت دادن عمل، حالت یا صفتی انسانی به یک غیر انسان، به آن جلوه انسانی ببخشیم، آدم نمایی شکل می‌گیرد.حالا اینکه چقدر موفق هست این /تشخیص ، باید دوستان نظر بدن @};- @};- @};- تقویم تو گم شد . . . توو قهقهه ی باد موافقم که پرداخت خوبی نداره اما قهقه ی باد رو ایرادی نمیبینم @};- امیدوارم توضیحاتم صحیح باشن و کسی رو به اشتباه نندازم :) همگی موفق باشید @};- @};- @};-
      • @};- @};- @};- ممنون از هردو بزرگوار
  • خیلی زیبا بود بانو فریبا =D> بارون و نمی دید . . . با پنجره بد بود توو خودش یه محکوم . . . با حبس ابد بود فقط جسارتن اینجا : "شب ، دردتو فهمید . . .با بغض ِ تو بارید / ساعت توو عزای . . . چشمای تو خندید انگار شب داره همراهی میکنه با درد اما ساعت نه و یجور اومده که قراره همراهیه ساعت هم باشه ولی اینجوری نشده شاید خواستین بگین بخاطر ناراحتیش ساعت خواسته شادش کنه ولی اینجور برداشت میشه که ساعت توو ناراحتیش خندیده و خوب برخورد نکرده باید باطریاشو دربیارن :) "قهقهه ی" هم خیلی سخت خونده شد با تلاطم ِ تو . . . دریــا نیمه جون شد پلک ِ زرد ِ خورشید . . . رنگ ِ آسمون شد @};- @};- @};-
    • سلام جناب کامرانی .ممنون از لطفت .همونطور که برای اقا مجید توضیح دادم منظورم دقیقن خوشحالیه ساعته ..قهقهه هم حس نمی کنم سخت خونده بشه حداقل من که راحت خوندم ;)) ولی چشم سعی می کنم روونتر بنویسم .مانا باشید @};- @};- @};-
  • درود خانم موسوی عزیز کارتون رو خیلی دوست داشتم رو پیجتون هم این کار رو خواندم و از خواندنش لذت بردم همه چی عالی بود خصوصا تعابیر زیبایی به کار برده بودین که خیلی خوب بودن سپاس این مرامه عشقه . . . دنیا خیلی پست ِ تا بوده همیشه . . . دست باا لای دست ِ @};-
  • درود بر شما... ریبا بود @};- @};- @};- @};-
  • چه احساس جاری و روانی توی کار داشتید. ترانه پر احساس خیلی زیاده ، ولی کاری که احساسش جاری بشه و با کار ادامه پیدا کنه خیلی بهتره . آورین. تعبیر های شاعرانتون رو هم دوست داشتم. در مورد کافور هم برام جالب بود با اینکه خودم هم یکی دوبار برای فضا سازی ازش استفاده کردم ولی اینکه از کافور به عنوان ملک الموت استفاده بشه حداقل کار جدیدی بود @};-
    • سلام آیدین عزیز . خوش اومدی .وقتی یکی با احساس تراننت همسو میشه خالقش خیلی خوشحال میشه .واقعن نظر لطفتونه .درسته همونطور که برای جناب شمس عزیز گفتم خواستم کاربرد متفاوتی از کافور داشته باشم .راستی قلمتونو خیلی دوست دارم .متفاوت و تازه می نویسید .با مهر @};- @};- @};-
  • سلام خانم موسوی عزیز @};- @};- @};- به به چقدر ساده زیبا بود اصلا نیاز نبود زیاد درگیر ترانه بشی تا با احساسش یکی بشی از همون اول به سادگی با احساس ترانه همراه شدم آفرید @};- @};- @};- @};-
  • تقویم تو گم شد . . . توو قهقهه ی باد یک لحظه زمستون . . . از نفس نیفتاد =(( =D> =D> =D> =D> =D> =D> تو چشمات نشينه شبنم عزيز دلمي :-S :-x بااااااااانوی ترانه زیبا بود ولی تلخ لایک
    • به به رفیق نازنین خودم .کم پیدایی دیانا جان .فدات شم نظر لطفته .اره اینروزا ذائقم یه کم تلخه :< محبت کردی گلم .خیلی دوستت دارم @};- @};- @};-
      • حالت منو یاد سهراب انداخت:-( می کنم ، تنها، از جاده عبور دور ماندند ز من آدم ها سایه ای از سر دیوار گذشت ، غمی افزود مرا بر غم ها فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر ، سحر نزدیک است هردم این بانگ برآرم از دل وای ، این شب چقدر تاریک است! خنده ای کو که به دل انگیزم؟ قطره ای کو که به دریا ریزم؟ صخره ای کو که بدان آویزم؟ مثل این است که شب نمناک است دیگران را هم غم هست به دل، غم من ، لیک، غمی غمناک است =(( =(( =(( :-S :-( :< الهی بمیرم اما مثل همیشه میگذره خواهر نازنینم :-x اندکی صبر ، سحر نزدیک است @};-
      • ممنون گلم عالی و به جا. مثل این است که شب نمناک است دیگران را هم غم هست به دل، غم من ، لیک، غمی غمناک است @};- @};- @};-
  • سلام فریبا جان ، ببخشید دیر رسیدم ، خیلی عالی بود =D> =D> =D> =D> =D> =D> هرچی باید بگم ، دوستان قبلا گفتن ، پس دیگه حرفی واسه گفتن نمی مونه ؛ موفق باشی :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};- @};-
  • سلام بانو واقعا زیبا مثل همیشه @};- @};- @};- @};- دوستون دارم
  • سلام رها جان @};- ترانتون رو خوندم تعابیر قشنگی به کار بردین 8-> تبریک میگم بانو :-x
  • سلام فریبای عزیز خواهر خوب و مهربون ترانه ات واقعا زیبا و فوق العاده بود واقعا لذت بردم از خواندنش... اگه دیر اومدم واقعا مجروح بودم... ببخشید من کلا از خنجر تو ترانه خیلی خوشم میاد این قسمت از تارنه ات رو خیلی دوست داشتم اون عشق موقت . . . دائم دلتو کشت گل می ذاشت روو موهات . . . خنجر می زد از پشت =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
    • سلام برادر عزیز و خوبم .وای خدا نکنه مجروح باشید .نمیدونم چه اتفاقی افتاده ولی دعا می کنم همیشه توو عافیت و سلامتی باشید...نطر لطفته دوست خوبم منم این بیت رو خیلی دوست دارم ..همیشه از اومدنت خوشحال میشم .مانا باشی @};- @};- @};- @};- @};-
      • ممنونم خواهر خوبم چیزی نبود یه کم داشتم کور میشدم که به خیر گذشت ممنون از دعات دوست خوبم
  • درود بانو :-x :-x :-x :-x عالی بود...لذت بردم باتمام وجود =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> قلمتون همواره سبز @};- @};- @};-
  • درود بانو برای دومین بار ترانه ی زیباتون رو اینجا خوندم و واقعا لذت بردم. افتخار میکنم که پیش بزرگانی مثل شما یاد میگیرم میپسندم موفق باشید @};- @};- @};-
  • خانم موسوی عزیز می بینیم که در یک فضا حسی و وزنی متفاوت ظاهر شدید. در کل اثر دوست داشتنی و زیبایی بود.. @};- @};-
  • قشنگ بود خانوم موسوی. ولی احساس میکنم که یه ذره وزن بعضی از بیتها (فقط یه ذره ها) جور نیست. هرچند من در اون حدی نیستم که در مورد ترانه ی زیباتی شما نظر بدم. واقعا لذت بردم
  • چقــدر بي اهميــّت كه دوســتت ندارد او و خـــورد مي كند مــرا همين شعــارلعــنتي!!! :-( :-( :-( :-( سلام فريـبانوي مهربان و غمگين من :-S غمت را نبيــنم قنــاري ... :-( مي دونم دونه هاي اشك زلالت شدن خشت خشت اين ترانه، ومي دوني كه همين ديشب با تمام دلم بهت گفتم كار خيلي خوبي شده. ببخش كه آدما گاهي خيلي فراموش كارن بانووو، ببخش كه ياد نگرفتيم قدر همو بدونيم و عادت كرديم به زنده به گور كردن هم و بعد سر گور همديگه اشك ريختن ببخش كه... و اين جهان پر از صداي پاي مردمانيست كه همچنان كه تورا مي بوسند در ذهنشان طناب دارت را مي بافند. =(( از خـــداوند مي خوام تمام تشويش ها و غمهات رو ازت بگيره و به جاش بهت آرامــش و شادي عطا كنه رفيق به تمام معنا رفيق من. راستي فريبا جان خواهش مي كنم تورو جووون هرچي مرده ديگه اسم منو پاي ترانه هاتون ننويسيد بابا اگه قرار باشه به خاطر فقط گوش دادن يك ترانه اسم كسي در پانوشت ذكر بشه كه من بايد اسم اين دختره الــهه صادقي رو پاي همه ترانه هام بنويسم :-)) چون از اولين مصرعي كه به مخيله م خطور ميكنه تا زماني كه ترانه كامل ميشه شونصد وهفتااااد بار واسه ش ميخونم اونم در كمال محبت گوشي رو ميذاره زير بالشت بعدش الكي ميگه خيييييييييييييييييلي قشنگ بود آجي جووووون و كلي جيغ وداد راه ميندازه كه يعني مثلن من همه شو گوش دادم. :-)) :-)) آخه منو چه به استادي ;)) من شاگرد مردوديه اين كلاسم. ;)) ممنونم كه هستي بانو. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- ((لحـــظه لحـــظه هــاتــان لبريـــز عطـــر اســتجـــابـــت))
    • سلام رفیق شفیق خودم .حمیده ی نازنین و گلم . استاد گرانقدر با تمام وجود غمگینم ..مثل وقتی که زن نمی سازه ....مثل وقتی که دوست می میره ..مثل وقتی که تیم می بازه (ش.ن) عزیزم ما اگه غم نداشته باشیم عجیبه .باور کن خیلی دوست دارم ترانه شاد و امیدوار بگم .ولی کوو الهام کوو انگیزه خودت میدونی که بیشتر از گوش دادن ترانه همراهمی . و بهتر میدونی که گاهی یه کلمه و یه واژه ی کوتاه چقدر مسیر یه ترانه رو عوض می کنه . دیدی ناقلا الهه چقدر دوستت داره . اصلن منو بخاطر تو دوست داره :-? دوست بسیار گلم .استاد خوش فکرم .داشتن شما عزیزان و رفاقت کردن با شما خوبان نعمتیه که بابتش ممنون خداوند بزرگم ..مانا باشی مهربونم :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • کار خوبی بود البته کارای خیلی بهتری ازتون خونده بودم..موفق باشید @};-
  • سلام مهربون ترين و دوست داشتني ترين بانوي دنيا :-x :-x :-x :-x :-x قربون احساس لطيف و چشمه ي ناب واژه هاي ترانتون بشم @};- @};- اين ترانه براي من خييييلي عزيز و مقدسه و دستاي هنرمند صاحبشو با تمام وجودم هزااااربار ميبوسم :-x اميدوارم زمستون يخي ِ اين ترانه از لحظه هاي زندگيتون دوورِ دوور باشه بانوي بهاري من :-x تقديم به احساس پاكتون :-x هر آيــــــــــنه با حـــــــس زلالت پُر از اشـــك است/ فنجانِ تو از غــــــــربت فالــــــت پُر از اشـــك است/ از پيرهــــنت عطر محبـــــت شـــــده ســــر ريز.../ چشمان قشنگِ گلِ شالَت پُر از اشـــــك اســــــت/ :-x
    • فريبا بانو اينو يادم رفت بگم از وقتي اين دخــتره ي بلا به جون گرفته دركمال پررويي توو چشماي من نگاه كردو گفت شمارو بيشتر از من دوست داره تازه چندبارم روو حرفش تاكيد كرد روابطمون سياه و تار شده. :-S =(( اصلن ديگه نميخوام بيبينمش . ايييييش چندش ;)) ;))
      • :-))
      • سلام حمیده جون .وای حسود .واقعن انتظار داشتی تورو بیشتر دوست داشته باشه .این همه دایناسور به جونت انداخت بس نبود .حتمن یه چیزی هست که از وجود دایناسوراش بی خبر بودم حض کردی چه غزلی برام نوشته :-) من مطمئنم شبانه روز توو فکرمه که همچین غزلی برام نوشته .ولی به دل نگیر .سفارشتو بهش می کنم .... @};- @};- @};-
    • سلام عزیزززز دلم .خدا نکنه مهری ماه گلم .بازم من رسیدم به کامنت تو و موندم چی بنوسیم .واقعن انقد سرشار از عشق و محبتی که نمی تونم جواب مناسبی برات بنویسم .پدیده ی شعر و ترانه ، ای شور آفرین ، ای گل سرسبد مهر و معرفت (قابل توجه سلطان سلیمان ) ;)) فدات بشم عجب شعر زیبایی . غزل غزل دوستت دارم .فقط می تونم بگم مرسی که هستی .و برات بهترینارو آرزو می کنم :-x :-x :-x :-x =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام ترانتون زیباست. @};- @};- @};-
  • درود بانو رهای عزیزم :-x بابا من درس دارم ، سمینارمو باید تا مرداد تحویل بدم چرا ترانه های گشنگ می ذارید من مجبور می شم بیام آکادمی آخه ;)) کار خیلی روون و ساده ای بود ، از شوما بعید بود ...همیشه کاراتون یه پیچش خاص یه تم خاص مخصوص خودتون رو داره که این نداشت ولی در کل کار خوبی بودو با احساس :-x @};- @};- فقط یه جسارت کوچولو بکنم شاید هم ایراد از منه ها :-S ولی عجینه رو خیلی سخت خودم به نظرم زیاد خوش ننشته بود ...ببخشیدا :"> مانا باشید و نویسا که دیدن اسمتون هم انرژی بخشه مثل دیدار چهرتون که امیدوارم تکرار بشه @};- @};- @};- @};-
    • به به سلام معصومه خوش رو و عزیز دلم .باور کن این ترانه خیلی وقتمو گرفت .چون خیلی سعی کردم بیانی ساده و در عین حال عمیق داشته باشم .برو امتحان کن .به نظرم ترانه گفتن توو این وزن یه کم سخته ;)) شرمنده نتونستم سلیقه ی گل و شاعرانتو برآورده کنم .از دیدنت خیلی خوشحال شدم .همیشه بهم انگیزه میدی و ممنونتم @};- @};- @};- @};-
      • تو سخت بودن این نوع سرودن که واقعا شکی نیست .. در قشنگی ترانه هم همین طور فقط سبکش خیلی جدید بود ، همیشه اگر اسمتون هم بالای ترانه هاتون نبود می شد تشخیص داد قلم شماست اما این بار نه !!! منظورم این بود ببخشید اگر کمی بد بیانش کردم :"> مانا باشید :-x :-x :-x @};- @};-
  • به به چه کردی رها جان آفرین @};- @};- @};- تو این ترانه که حالت روائی به خودش گرفته موفق بودی به خلق فضائی کمی خاکستری و همینطور با احساس :) همون چیزی که طرفدارشم @};- محکومی به رفتن . . . تقدیر تو اینه وقتی تب ِ عشقت . . . با لرزه عجینه شب ، دردتو فهمید . . .با بغض ِ تو بارید ساعت توو عزای . . . چشمای تو خندید اینکه ساعت تو عزای چشمها میخنده ، باعث میشه که فکر کنم این بین بعضیها از رفتن خوشحالن و بیعضیها ناراحتن اما در کل ترانه فقط یه بار همچین حسی بهم دس داد @};- احساس ِ تو سر رفت . . . از قلب ِ بلورت هر قطره ی اون شد . . . کافور ِ غرورت اینکه قطره ی خون احساس / تبدیل به کافور غرور میشه ، کاربردی متفاوت از واژه .. خب کافور مشخصه که باعث فروکش شدن چیز دیگه ای هست ولی من فکر میکنم اینبار غرور رو فرو نشانده :) اما نظر شخصی و سلیقه ایم اینه که ترکیب مناسبی نیس... میدونی که همیشه شخصیه نظرم @};- @};- @};- پلک ِ زرد ِ خورشید . . . رنگ ِ آسمون شد// یعنی اینکه خورشید چشاشو وا کرد؟ اگه این باشه که تازه و خوب بود :-) @};- رها جان پایان بندی بهتری انتظار داشتم ازت @};- ضمن اینکه اجرای خوبی از این ترانت در میاد @};- شاد باشی و سربلند @};- @};- @};-
    • سلام مجید عزیز و گرامی .خوشحالم دوست داشتی و با دقت ترانمو خوندی .آفرین برداشتت از ساعت کاملن درسته .و خواستم کنایه ای به تمسخر و خوشحالی بعضیها از غم و اندوه دیگران زده باشم ولی در مورد کافور شما درست می گی که کافور برای فرونشاندن بعضی از عطشها به کار میره ولی دور از جون بعد از غسل دادن میت به چند ناحیه از بدن میت کافور می مالند و شخصن از کافور بوی مرگ و نیستی رو استنشاق می کنم .ودر اینجا مرگ غرور مد نظرم بوده ولی تعبیر شما هم خیلی جالبه و پلک زرد هم که خوب اشاره کردید . همیشه ازت یاد می گیرم .ممنون که به خوندنم اومدی استاد @};- @};- @};-
  • درود رهای عزیز زیبا بود و پر از احساس @};- @};-
  • بسیار زیبا فریبای عزیز تبریک دوست نازنین =D> =D> @};- @};-
  • درودخانم موسوی عزیز! باخانم شکفته موافقم وزن ترانتونوخیلی دوست دارم. زیباسرودیدبانو! =D> سربلندباشید :-x @};-
  • سلام فریبا بانو کار زیبایی بود، از خوندنش لذت بردم @};- @};- @};-
  • دیر رسیدم پای ترانه فریبــــــــــا بانو :-( به به چه ریتمی کمتر ازتون همچین ترانه ایی خوندم زیبا بود =D> =D> =D> @};- @};-
    • آخ آخ بازم دکمش یادم رفت ببخشید آخه نیس که خیلی کم ترانه میذارین تو آکادمی آدم هول میشه وقتی ترانه تون رو میبینه ;)) :-x
      • سلام عزیزم چقدر شما دوتا همنامای گل و دوست دارم . ریتم سختی بود خوشحالم که تونستم تجربش کنم .دکمه رو نزنی هم برام عزیزی .اونو برای خودم نگفتم ;)) :"> سعی می کنم بیشتر باشم .ممنون خانمی @};- @};- @};-
  • سلام.خوندن کارهاتو دوس دارم.به نطرم توی این کار مصرع های اول قوی تر بودند: محکومی به رفتن . . . تقدیر تو اینه شب ، دردتو فهمید . . .با بغض ِ تو بارید احساس ِ تو سر رفت . . . از قلب ِ بلورت تقویم تو گم شد . . . توو قهقهه ی باد .... =D> با ترکیب کافور غرور و مصرع "پلک ِ زرد ِ خورشید . . . رنگ ِ آسمون شد" ارتباط برقرار نکردم.موفق باشی
    • سلام جناب غمخوار .خوشحالم دوست داشتید خوب منظورم از کافور ِ غرور ، مرگ ِ غرور ِ این شخصه که از ندیده شدن و هدر رفتن احساسش نشأت گرفته کافور اشاره ای غیر مستقیم به نیستی و هلاکته پلک ِ زرد خورشید ..به نور طلایی و زرد رنگ خورشید اشاره می کنه که هنگام گرفتگی و ابری بودن آسمون محو می شه و چون هست ولی دیده نمیشه از این استعاره که هم به بودن خورشید و هم کمرنگ بودنش اشاره می کنه استفاده کردم . ممنون که هستید . @};- @};- @};-
  • تقویم تو گم شد،تو قهقهه باد،یک لحظه زمستون، از نفس نیفتاد سلام خانم موسوی عزیز. خوشحالم که تو آکادمی میتونم شعرای شاعرای خوبی که تادوماه پیش نمیشناختم روبخونم.
  • سلام خانم موسوی :-x ببخشید اول نرسیدم .. امشب نشد دیگه ! @};- @};- به جاش خیلی لذت بردم از کارتون ،وزن ساده و خوبی هم انتخاب کردین و ارتباط باهاش راحت بود ممنون از شما @};- @};- @};-
    • مرسی یاسمن عزیز و دوست داشتنی . آخی عزیزم مهم اینه که هستی اتفاقن یاسمن جان این وزن خیلی سخت و مشکله آخه باید توو کوتاهترین جمله پر معنیترین مفهومو خلق کنی .برای من که سخت بود ;)) خوشحالم که افتخار دادی .موفق باشی @};- @};- @};-
      • منظور اصلا سخت یا آسونی کار نبود :-) روانی و سادگی کارو گفتم @};- زیبا بود.ممنون
  • زیبا بود بانو مثل همیشه @};- @};-
  • سلام لذت بردم از این کار زیبا هردو خسته نباشید . میپسندم