سرازیر

نه،تو هرگز برای من،توو افکارم نمی میری
به شکلِ خوابی و هر شب،توو رویاهای من گیری
تموم لحظه ها بی تو،فقط معنای بیداده
برای داشتنت قلبم،جلوت به سجده افتاده

به سمت دره ی عشقت،یه عمره که سرازیرم
منو پس میزنی اما،به سمت خواستنت میرم
یه عمره که هوای تو،در قلبم رو می کوبه
چقد دوس دارم این حس و،تو رو خواستن چقد خوبه…!!!
….
من اون کشتیِ غمگینم،که ماهی ها ازم سیرن
یه خسته که فقط موجا،واسم تصمیم می گیرن
یه دیوونه که شب تا صب،همش خوابت رو می بینه
یه آشفته که صب تا شب،رو زخماش می زنه پینه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: