مــــــرگِ یک همترانه!!

گاهی اوقات در یک خانواده ممکنه اتفاقاتی بیفته که اعضای
خانواده از هم کدورتی به دل بگیرن ولی خصلتِ یه خانواده
اینــه کـــه همیشه خیر همدیگه رو میخوان اعضای آکادمی
یک خانواده ی بزرگن که دور هم جمع شدن گاهی وقتا
بدلایل مشکلاتی که هر کدوم ازما دارن ممکنه فرصت نشده باشه
علیرغم سر زدن به آثار همدیگه پای ترانه های هم نقدی ونظری
بنویسیم وجواب لطف هایی رو که بچه ها به هم دارن
اون طورکه شایسته اس بدیم واین امر
باعث بروز دلخوری شده(برای هممون اتفاق افتاده)من

تــــــــک،تـــــــــــک

دستِ همه ی دوستای خوبمو که همیشه همراهم بودن
میبوسم واین کار و تقدیم میکنم به همه ی دوستان عزیز
و همیشه همراهم اگه ناخواسته باعث ناراحتی شدم عذر خواهی میکنم
امیدوارم پیام این دست نوشته با همه ی کاستی هاشو بتونم برسونم

مرگِ یک هم ترانه
—————–
دیشــــــب دوباره حالتِــــش،مثلِ خودت شد؛یه همــترانه،تواُطاقــِش گریه میکرد
از اولیــــــــن مصرَعِ شعــرِش میشه فهمید؛بدجوری دلگیره از این دنیایِ نامرد
ایــــن روزا،خیلی از نوشتن طَفرِه میرفت؛میگُفت :هیچ حرفی واسه گفتن نداره
مابیــــــــــنِ گفتــنه ترانه بغض میکرد؛اون بود و یه عالمـــه شعــرِ نیمـــه کاره
تو غُربتِ این خونه هر شب رویِ کاغذ،جایِ نوشتن تا خودِ صبح اشک میریخت
خودســـوزیایِ عاشقونه ش روندیدن،آتیش به جونِ نسخه هاش مینداخت از بیخ

دیشـــب که مـــاه از آسمـــون افتاد،پــاشد
خودشــــو آتیش زد، به قلبِ آسمون رفت
اینقــــــد کسی احـــوالشو ازش نپــــُرسید
تا آخـــرِش خسته شـــدو، از بینمون رفت
از مُنـــزوی میخونـد و از نجمـه یِ زارع
از روزبــــه تا شعــرِ یغما گریــــه میکرد
گلپونه هــــا یِ ایرج و از حفـــــظ میخوند
گلپونه هــــا…آتیــــش گرفتو،مُرد از درد

دیشب فقــط ستـــــاره ها روگـــریه انداخت،آخه کسی از مُردنش چیزی نفهمیــد
دیشب که مـاه، ازآسمون افتاد ،خورشیـــد،از نیمه هایِ شب از اون بالا درخشید
ما باید از همدیگه بیشتـــــر با خبر شیم،با همدیگـــــــه گریه کنیم با هــــــم بخندیم
تو عصـــــری که دنیا مثِ میدونِ جنگــــــه،پُشــــــــتِ ترانه پیشِ هم سنگر ببندیم

دیشـــب که مـــاه از آسمـــون افتاد،پــاشد
خودشــــو آتیش زد، به قلبِ آسمون رفت
اینقــــــد کسی احـــوالشو ازش نپــــُرسید
تا آخـــرِش خسته شـــدو، از بینمون رفت
از مُنـــزوی میخونـد و از نجمـه یِ زارع
از روزبــــه تا شعــرِ یغما گریــــه میکرد
گلپونه هــــا یِ ایرج و از حفـــــظ میخوند
گلپونه هــــا…آتیــــش گرفتو،مُرد از درد

1362
۸۸

  • @};- @};- @};- @};- @};-
  • درود چقدر زیبا بود. واقعا حرفی برای گفتن ندارم، یعنی نمی دونم باید چی بگم......... @};- @};- @};- @};- @};-
    • شراره ی عزیز خواهر خیلی خوبم ممنونم ازت همه ی حرفا تو همین نگفته هان @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • سلام. امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق باشی. انسان با اخلاقی هستی و یقین دارم موفق میشی اوج پروازم روی هر قله ایی ترسم از افتادنو کم میکنه از زمین خوردن نترسون قلبمو چون زمین خوردن بزرگم میکنه . . . سربلند باشی
      • علیک سلام جواد عزیزم اتفاقی به این صفحه اومدم فکرشو نمیکردم اومده باشی اینجا.......جواد اخلاق و متانت و از خودت یاد گرفتم داداش عزیزم این کار روزبه بمانی رو خیلی خیلی خیلی دوست دارم 8-> -------------------------------- ممنونم اومدی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • ما باید از همدیگه بیشتـــــر با خبر شیم،با همدیگـــــــه گریه کنیم با هــــــم بخندیم تو عصـــــری که دنیا مثِ میدونِ جنگــــــه،پُشــــــــتِ ترانه پیشِ هم سنگر ببندیم حرف خيلي بزرگي زدي رسول جان! كاش واقعا همين طور بشه،كاش بتونيم قلبامون و به هم نزديك تر كنيم. حس كردم سينه ي اين ترانه هم بدجوري مي سوخت! دردش و لمس كردم... :-( @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • رسول آدینه ی عزیز... درود ها برادر و دوست شریف من. تبریک میگم و سکوت میکنم پسندیدم.
    • سهیل پیلتن عزیز @};- @};- و محسن رمضانی داداش گلم @};- @};- خیلی از هر دوتون ممنونم محسن جان نقد گیرات بر حج بی اعتقاد نکات خوبی یادم داد @};- @};-
  • درود رسول جان مثل همیشه عالی از خواندن ترانه زیبا و با احساست لذت بردم سپاس @};-
  • سلام آقای آدینه ی عزیز و گرامی..ترانه تون مثل همیشه عالی و عالی بود ..احساس پشت این ترانه صد البته که ممتازتر و عالیتر..بسیار ممنون از شما..قدر خودتون رو بدونید..ما که قدرتون رو میدونیم قربان. @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • @};- @};- @};- @};- @};- @};- ممنونم خواهر عزیزم دوستان عزیزم تورو خدا ببخشید اگه تک تک نمیشه جواب بدم این اواخر چند ماهیه حسابی درگیری پیدا کردم وشرمندتون شدم از همین جا وزیر پیام محبت خانوم ربانی دست تک تکتونو از اولین پیام محمد ثلاثی عزیز تا آخرین پیام خانوم ربانی وبا تبریک حضور مجدد احسان نوری و فاتح جعفر زاده و سید ایمان قطب که مدتی ازشون خبری نبود میبوسم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};- @};- @};- :< :-S :-( @};-
  • زیبا بود رسول عزیز @};- =D> =D>
  • سلام رسول جان خوبین داداشم؟ ترانه هاتون همیشه زیبا بودن و هستن پس به احترام شما و ترانه زیباتون فقط سکوت میکنم ممنونم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام رسول خوب و دوست داشتنی این حس تعلق خاطرت بسیار قابل ستایشه..... ببخش که دیر میام امیدوارم همیشه شاد باشی @};-
  • رسول جان خیلی زیبا بود داداش رفیق مثل ستاره ست وقتی هم که میره بازم برامون چشمک میزنه و نورش یهمون میرسه اون رفته ولی هنوز اثرش رو بهمون میرسونه و یادش زنده س خیلی حس خوبی داشت ترانه بیشتر نگم بهتره @};- @};- @};-
    • مهدی جان سلام ممنونم از این همه لطف با بخش اول حرفت موافقم رفیق خوب کیمیا شده ولی هست هنوز یکیش خودت @};- @};-
      • اختیار داری داداش ِ گلم بازتاب خوبیِ خودته هرچی هست ارادت @};- @};- @};-
  • =D> =D> =D>
  • کار یسیار زیبا و دلنشینی بود رسول جان . لطیف مثل خودت . کاش اون دوسطر آخر نصیحت کننده رو نداشت. ولی در هر حال لذت بخش بود خواندنش. این توجهت به دیگران خیلی برام قابل تقدیره ممنون @};-
    • آیدین عزیزم ممنونم از لطف و توجه ات خیلی عزیزی داداش قصدم نصیحت نبود به چشم یه دعوت به خوبی اون سطر و بخون ولی در هر حال اینطور از آب در اومد @};- @};-
  • تو عصـــــری که دنیا مثِ میدونِ جنگــــــه،پُشــــــــتِ ترانه پیشِ هم سنگر ببندیم درود دوست بزرگوار هم زیاد یاد گرفتم و هم زیاد لذت بردم پر خنده باشید @};- @};-
  • سلام برادر خوبم. خيلي وقت پيش ترانه ي درد آلودتونو با بغض خوندم اما نشد كامنت بذارم... ما همه كنار هميم برادرم... با همه ي وجودمون اين خانواده ي عزيز و بزرگ و حفظ ميكنيم...با همه ي وجودمون بغضاي همو حس ميكنيم... همين كه شما هستين و مينويسين يه دنياست. اميدوارم خدا هممونو همينطوري كنار هم نگه داره...اميدوارم بزرگي اين خانواده ي دوس داشتني حفظ بشه... راجعبه ترانه هم چيزي جز بغض ندارم! اما كاش روزاي خوب خودشونو نشون بدن... كاش خودمون خوبيارو روشن كنيم... بسم الله هم ترانه! @};- @};-
  • :-)) :-)) :-)) ووووووووووووااااااااااااااااایییییییییییی پیش گفتار ترانه رو با تعجب تا 2 خط خوندم دومین خط که تموم شد گفتم چرا وزن نداشت کلی از خودم خجالت کشیدم :"> ;)) خوب حق بدین قالبا مصرع های ترانه های شما طولانی هستن :-( :"> دیشـــب که مـــاه از آسمـــون افتاد،پــاشد خودشــــو آتیش زد، به قلبِ آسمون رفت اینقــــــد کسی احـــوالشو ازش نپــــُرسید تا آخـــرِش خسته شـــدو، از بینمون رفت =(( =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> like
  • آفرین آفرین آفرین @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام آقاي آدينه چندمين باره كه با ترانه هاتون اشكم رو در مياريد. سه سال پيش سر مزار دوستم كه چقدر تقديرش شبيه شخصيت ترانه ي شما بود به دوستي كه كنارم ايستاده بود گفتم : ليلا! دردم اينه كه مي دونم اين تقدير همه مون ميشه... قسمت تلخ تر ماجرا اينه كه نه خودمون نه هيچكس ديگه كمترين تلاشي براي عوض كردن سرنوشت نميكنيم... همه مون مي ترسيم اما بازهم بهش تن ميديم... نمي دونم چرا دلم ميگه اين ترانه ي خودم رو كه تقديم شده بود به عسل بديعي زير ترانه تون يادگار بنويسم. اميدوارم سرنوشت مونو عوض كنيم... رای آخـــریــن روزهای عســـل بدیــعی و تمــام کسانی که بعدازاین زنــده به گــورشان خواهیــم کرد! زنــدگی اتـّفاق خـوبـی نیست گاهـی حتّی یه کـم خطـرناکه وقـتی تنـها مسـکـّنـت درده بی کسـی مثل سَـم خطـرناکه بذارامـشب یه کم خـودم باشم بذا راحـت بگــم کـه داغــونم گـوش کن درد این روانـی رو لعـنتی! مـن دیگه نمـی تـونم! نمی تـونـم بگـم حــالم خـوبه مشکلی نیست،سالمم،شـادم مـن یه زخــمم که روو تنِ دنیـا بیـخـودی اتـّفـاق افــتــادم مــادرم جـای مـن بـلا زایـیـد تیــغ بـودم واسـه رگِ دنـیــا توي عصر سياه سرگيجه سهـم مـن شد روی سـگِ دنیـا! هـی نگـو مثل کـوه محـکم باش تـو با دردم چـه نسـبتی داری؟ با جهـانم که توش جایی نیست واسـه بغـض زنای سیـگاری! درد یعـنی توو اوج تنـهـایی هیـشکی یادش نباشه کی بودی که بفـهمی واسـه طـرفــدارات همیـشه با جســد یکــی بودی درد یعــنی یه گـوشیِ خامــوش دسـته گلهای خشــک توی کمـد درد یعـنی یه زن روی تخـتش داشـت تسلیـم بی کسی میشد! درد یعـنی سه روزخیــره شدن به سـرنـگی که از هــوا پُـر بود بعد تصمیــم خــوب…-لطفا کات!- آخــریـن راه حــل سیـانـور بود حالا مـن باز سوژه ی روزم هیـس! به سوت وکف نیازی نیست آخـرین نقـش یک هنـرپیشه س این دیگه مـرگه،مــرگ بازی نیست! بذارامـشب خـود خودم باشم بذا راحـت بگـم کـم آوردم نگـرانم نباش، چیـزی نیست خـوبِ خـوبم فقط یه کم مـُردم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ.ن آدما وقتی پیـر میشن نمی میرن، وقتی فراموش میشن می میرن کاش انقدر آدمکش نبودیم! (( لحظه لحظه هايتان لبريز عطر استجابت))
    • حمیده سادات غفوری عزیز..سلام ازشما و قبلا از همه ی بچه ها عذر خواهی کردم که به این منـــــه بی معرفت سر میزنید و مخاطب قرارش میدین همیشه از جاده های یکطرفه ترس داشتم...والان.... شما به من خیلی لطف داشتین وهمیشه ارادت دارم بهتون اومدم بگم تو کامنتتون بغیر از داستان دوسته عزیزتون دو جمله بود که فرو ریختم ----------------------------------------------------- تمــام کسانی که بعدازاین زنــده به گــورشان خواهیــم کرد! :-S آدما وقتی پیـر میشن نمی میرن، وقتی فراموش میشن می میرن کاش انقدر آدمکش نبودیم! :-( :-( ---------------------------------------------------- کاش......چی بگم ولش کنید....ممنونم @};- @};- @};- -----------------------------------------------------------------------------
      • خواهش می کنم برادر خوبم به قول خودتون ما یک خانواده هستیم و اگر یکیمون برای مدتی نباشه هرگز فراموشش نمی کنیم. ((برقرارباشیــــد))
      • :-S :-S :-S :-S :-(
      • دیدی خواهری .اینم از رسول .جواب مارو نداد .فکر کن حتی نگفت شعرم رو دوست داشت یا نه [-( .دایناسورات خوبن :-S
      • اختیار داری شما نه تنها همترانه و خواهر خوبمی بلکه یک حامی خوبی بخدا من تازه سیستمم درست شده امروز اولین نفر به کار شما سر زدم اونم با اشتیاق کامل @};- @};- @};- چک کردین؟
      • دايناسورارو فرستادم خوزستان فريبا بانو جانم;))
      • 8-> :-) :-) :-) @};- @};-
    • نگـرانم نباش، چیـزی نیست خـوبِ خـوبم فقط یه کم مـُردم :-( :-( :-( @};- @};- @};- چقدر یه شعر میتونه زیبا باشه :(
  • درود جناب آدینه ی عزیز کار بسیار زیبایی بود مثل همیشه =D> =D> =D> =D> درود بی پایان به این قلم @};- @};- @};-
  • ما باید از همدیگه بیشتـــــر با خبر شیم،با همدیگـــــــه گریه کنیم با هــــــم بخندیم تو عصـــــری که دنیا مثِ میدونِ جنگــــــه،پُشــــــــتِ ترانه پیشِ هم سنگر ببندیم داداش رسول =(( =(( نمیدونم چرا وقتی ترانتو خوندم یه بغض عجیبی گلومو گرفت.تنهایی رو حس کردم... قلمت فوق العاده ست داداشم.بهترین ترانه ی بود که این روزا ازت خوندم و تمام واژه هاشو حس کردم رسول آدینه قلب بزرگی داره.این مسئله توی این ترانه واضح بود قربانت @};- @};-
  • تقدیم به دنیای رفاقت و هم ترانگی آکادمی ترانه . دیگه حس پریدن رو رو بووم شهر نمی فهمم غریبم یا که می شناسیم ، نگو از یادتم رفتم یه عمری خط رو خط بردم - شاید تسکین دردام شه درسته ساکت لبهام - قلم شاهد- بخون گفتم رفاقت رسم نامردی - تو شهر دل نمی ذاره رفیق هم دل و قصه - همه شعراتو من خوندم ببین من زندگی کردم میون تک تک دردات میون بغض دلگیرت - همیشه پا به پات موندم .. مسافر خیال / حسین خزایی گاهی می مانم و گاهی رفتن مجال ماندنم نمی دهد . / هزاره ها بی پاسخ / حسین خزایی @};- @};- @};-
  • سلام ترانتون بسیار زیباست. =D> =D> =D> @};- @};- @};-
  • داداش گل اينكه حواست به همه هست ،اينكه دوس نداري هيچ كسي رو از خودت برنجوني و همه رو در كنار ت با خوبي و خوشي ميخواي، اينكه تمام بچه هاي آكادمي تو رو يه جور ديگه دوس دارن ،و اينكه.... تو شاعري =D> =D> =D> =D>
  • رسول جان کارت خیلی قشنگ بود @};- @};- @};- امیدوارم همیشه شاد باشی دوست من
  • سبز باشی وپایدار رفیق @};- @};- @};- @};-
  • بسیار زیبا.مرسی
  • سلام رسول جاااااان...ببینم تو این دور و ورایی ؟؟ از کجا حال مارو اینقد خوب میفهمی... :-? :-? :-? عالی بود کارت....خیلی دوست داشتم =D> =D> =D> =D> =D> ا
  • آفرین .قبل از ترانه ی زیباتون مرام و معرفت بی نظیرتون قابل تحسینه .واقعن لذت بردم .کاش تمام همکلاسیهای خوبمون برگردن .کاشکی همیشه آسمون ماه و بباره ... تا هر ترانه رنگ ِ مهتابی بگیره هر شب به روی شاعرا عشق و بپاشه .... شمعی نباشه، و اژه بی تابی بگیره کاشکی می شد گلپونه هارو عاشقی کرد....تا منزوی از انزوای گل نرنجه یغما برای هر تصور شاد باشه ......روزبه هوای بغضو با دریا بسنجه برات بهترینارو آرزو می کنم برادر مهربونم =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};-
  • سلام رسول آدینه ی عزیز... همیشه با تمام ذوق و احساسم ترانه های شما رو خوندم و یاد داشت کردم @};- ممنون از شما / امیدوارم روزگارتون پر از لحظات خوشی باشه دیشـــب که مـــاه از آسمـــون افتاد،پــاشد خودشــــو آتیش زد، به قلبِ آسمون رفت اینقــــــد کسی احـــوالشو ازش نپــــُرسید تا آخـــرِش خسته شـــدو، از بینمون رفت از مُنـــزوی میخونـد و از نجمـه یِ زارع @};- از روزبــــه تا شعــرِ یغما گریــــه میکرد گلپونه هــــا یِ ایرج و از حفـــــظ میخوند گلپونه هــــا…آتیــــش گرفتو،مُرد از درد =D>
  • یه دونه ا ی رسول عزیز میپسندمت @};- دیشـــب که مـــاه از آسمـــون افتاد،پــاشد @};- خودشــــو آتیش زد، به قلبِ آسمون رفت @};- اینقــــــد کسی احـــوالشو ازش نپــــُرسید @};- تا آخـــرِش خسته شـــدو، از بینمون رفت @};- =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • بر می گردم... @};- @};- @};-
  • من نمیدونم کدوم یکی از بچه ها رفته و ... اما آقای آدینه ادای دینتون رو میپسندم و همدردم با اون دوست شاعر،چون میدونم توو دلش چیه چون دل من هم مثله اون پره از درد... نه از بقیه از همین جماعت خودمون... و هم ترانه هستم با شما چرا که تسکینم میده... خوندن ترانه ی شما رو بی حکمت نمیدونم،چون بعد از گریه ی بعد افطارم و اون همه دلتنگی خوندمش...
  • با سلام رسول عزیزم. تبحر شما توی سرودن شعر و ترانه بسیار تحسین برانگیزه ولی امیدوارم اتفاق بدی رخ نده و کسی که تنها امیدش به من و شماس فکر کنه که با خوندن این ترانه اونم همچین حالی داره و خدای نکرده خودکشی کنه!!. مواظب دوستان خوبت باش و همیشه سعی کن توی دنیایی که امید نقش خودشو از دست داده، شعر با امید بنویسی. شاید از دستم دلخور بشی ولی بدون کسی که حتی کسی رو نداشته که باهاش حرف دلشو بزنه مگر با یک سگ ضعیفی که در حال مردن بود، و اینقده بهش رسیم که نمرد،الان داره برات می نویسه. میخوام بدونی که خیلیا هستن که هیچکسی رو ندارن توی این دنیا و فقط امیدشون به خداونده تا وضعشون رو عوض کنه. پس درسته که اگر ما آخره نوشتن شعریم ولی وظیفمون بیشتره. اگه کسی نا امیده باید یاد چیزایی بندازیش که داره. اصلا همینی که می نویسی یعنی سواد داره. خیلیا اینو هم ندارن. رسول جان می دونم شعر نمیگی که شناخته شی و فقط به خاطر دلسوزی از یه نفری که تنهاس اینو سرودی، ولی به نظر من حواست به آدمای سست عنصر و کم دین هم باشه که هنوز عادت نکردن به اینکه گاهی اوقات "فقط خدا" پیشته و به هر دری که بزنی "هیچ کس دیگه" راهی توی زندگیت پیدا نمیکنه. نمیدونم چقده از من سنتون بیشتره ولی احساس می کنم بهتره به همه فکر کنی. لطفا از من ناراحت نشو چون من و شما نیاز نداریم برای شناخته شدن شعر بگیم و شاید بخوایم اصلا شناخته نشیم، ولی نگرانی اونای دیگه رو نباید بزرگ کنیم. دوست دارم شرمندم اگه با شعرتون بد تا کردم. من از ترانه ها و شعراتو لذت می برم که درد جامعه رو می گید ولی دوست دارم حس مسولیت منو بپذیرید که دارم به شما سخت گیری می کنم. @};-
    • سید جانم آقای مهندسِ کم پیدا خوبی فرشته ی کوچولومون چطوره؟ببوسش بجام ممنونم از اینکه نقطه نظراتت رو صریح و بدون حجاب گفتی و بخاطر همین صداقت وصراحت بیان دستتو میبوسم سید جان شاید جواب دادن به این نظر صفحه ها طول بکشه ولی سعی میکنم جمع و جور و کوتاه پاسخت رو بدم سید نمیدونم از چه زاویه ای کارو خوندی وبهش نگاه کردی ولی از قدیم گفتن پیشگیری بهتره از درمان و در مرحله ی بعد باید برای درمان بیماری و شناخت ایمان عزیزم اگه تنها انیس درد و دل هات یک سگ بوده جوابتو کسی داره میده که انیس خیلی شب هاش سنگِ قبر بودهنه اینکه تنها و یا بدون رفیق بودم نه اتفاقا دور تا دورم پر بوده دوستایی که هم بینهایت خوب بودن و هم بینهایت بد ونارفیق کسایی که فقط از سر و کولت پله ساختن و بعد مثلِ تفاله پرتت کردن سید جان هنوز رو شونه هام جایِ خاک ِکفشایِ کسایی که برادر صداشون میکردم هنوزم خود نمایی میکنه و این شرحِ حالِ همه یِ ماست هر کدوم به نوعی اگه تو این دوره و زمونه ی این شکلی ما هوایِ همو نداشته باشیم از بقیه چه انتظاریه کارِ من تبلیغِ خودکشی نبود کارِ من ترسِ خودکش بود خودکش فقط جسمی نیست بعضیامون اینقدر روحیه شون حساسه که به مرگِ عاطفی میرسن،یخ میزنن،سرد میشن بنظر من هر فردِ عاطفی که احساساتِ قوی داره اگه به نقطه ی مقابل این عاطفی بودن برسه تبدیل میشه به یه موجودِ بی رحم و سنگدل که تصورش هم وحشتناکِ،شاید درکش برامون ساده نباشه که یکی از صاحبانِ عنوانِ خشن ترین قاتلان انگلیس کسی بوده که همزمان با قتلای فجیعی که میکرده به کشیدن نقاشی از طبیعت و فروختن اون تابلو ها مشغول بوده یه توجه ساده گاهی میتونه خیلی با ارزش تر از اون باشه که فکرشو میکنیم نسلِ ما مخصوصا ما دهه شصتی ها نسلِ مهر و عطوفت و توجه نبوده نسلیه که استخوناش از هر جهت جامعه و خانواده و .... و.. و... ترک خورده البته وقتی میگم خانواده در ابعاد عاطفیش هست مگر نه هیچ پدر و مادری (البته بجای هیچ بگم اکثر بهتره)برای بچه هاش تو هیچ نسلی کم نذاشته ولی ما آسیب پذیریم........خودمون هوای خودمونو نسلای بعدمونو که هم صنفه خودمونن نداشته باشیم کلامون پسِ معرکه اس.......سید جان طولانی شد منو ببخش با زبون روزه مجبور شدی کلی بخونی @};- @};-
      • سلام عزیزم. من از 2 سالگیم بابا نداشتم! نه اینکه نداشتم داشتم اتفاقا رییس بانک صادرات بود حتی دوره دانشجوییم رییس بانک صادرات مرکزی بود ولی پیشمون نبود. از اولی که به دنیا اومدم جنگ بود و فرار از این ور شهر دزفول به اونورش توسط مادرم. کسی رو اصلا نداشتم. الانم تلفن بابامو دارم ولی حق ندارم تماس بگیرم چون ناراحت میشه!. ولی نشسکستم. یا اگه شکستم توی خودم شکستم. موهام سفید شد ولی مثل یه مرد بزرگ شدم. من حرفم اینه که نباید و حق نداریم اجازه بدیم و کمک کنیم به کسی که سوسول بار بیاد. از اینکه کسی شعر کسی رو نخونده نباید ناراحت شد. باید یادش بدیم مهم نیست. همونطوری که ترانه ی "فرشته" خودم رو با اینکه خیلی زیباس (قطعا زیباس)(اعتماد به نفس رو حال می کنی!) و توی این اکادمی چندین نفر اونو خوندن، ولی توی سایت شعر نو فقط و فقط 1 نفر خونده. پس باید یاد مردم و دوستانمون بدیم که کارهای خوب و خلاقی رو ارائه بدن، نه اینکه منتظر تایید من و شما باشن. اینجوری فقط و فقط به خدا توکل می کنن و میشن یکی مثل من که هر لحظه خدا رو شکر می کنم به خاطر: مهندس بودنم، یاددادن ریاضی و فیزیک به دبیرستانیا و دانشگاهیا، خطاطی قرآن کریم، شطرنج و ...حالا وقتی تا اینجا رسوندیشون می فهمن که خیلی چیزا بلدن و دیگه نیازی به تایید دیگران ندارن. اشاره به نسل خودتون کردید نسل 60 . دوست دارم با تمام وجود حس کنی هر نسلی مشکلات خودش رو داره و به نظر من مشکلات نسل جنگ کم نبوده. هم از لحاظ آموزشی، دانشگاهی(که سخت ترین حالت برای قبول شدن توی دانشگاه ها بود البته برای متولدین حدود 1358 و1359)و ....پس باید سعی کنیم اگه کمبود محبتی وجود داره جبران کنید ولی همیشه کسی رو بصورت مستقیم به یاد اون مشکلش نندازیم چون جواب نمیده. وگرنه بزرگ نمیشن و من دوست دارم همه ی دوستانم بزرگ شن حتی اگه بهشون فشار بیاد. نمیشه توی این دنیایی که همش مصیبت و درده و زندون مومنه، بخوای دوستانتو سوسول بار بیاری و باید جنگیدن رو یادشون بدی. دوست دارم و برات احترام زیادی قائلم. @};-
      • سید ایمان عزیزم بازم حرفاتو قبول دارم از بمبارون و نبود پدر گرفته تا فرار با مادر تو بمبارونای دزفول از این کوچه به اون کوچه موج کنکور که ما نسلای آخری هستیم که این دردو حس کردیم سید ما وسط قرار گرفتیم از نسل ما به قبل فشارها بیشتر بوده قبول از نسل ما به بعد خیلی خانواده ها بچه هاشونو سوسول بار اوردن بشدت قبول دارم و هرچی هم جلوتر میریم بدتر میشه هرچند الانم بچه ها مشکلات خاص خودشونو دارن سید من قاری قرآن بودم مداح بودم پنج شنبه ها دعای کمیل رو با گریه برای مردم میخوندم جمعه ها دعای ندبه رو چندین سال ارتباطم با خدا خوب بود هرچند در حقش بد کردم انواع و اقسام بلایای اجتماعی هم سرم اومده که کمترینش 38 تا بخیه رو شکممه و خیلی چیزای دیگه که گفتن نداره با زندگیم جنگیدم اما ما اینقدر از زمونه خوردیم که به سایمونم مشکوک شدیم اصلا قصد ندارم بگم ما بیشتر یا کمتر درد کشیدیم سید ایمان عزیزم استاد عزیز و مهربون دانشگاه من از مرگِ عاطفی میترسم چیزی که خودم هم ممکنه روزی دچارش بشم سید ترانه روی پا نگه ام داشته غصه ی من همینه میترسم یخ بشم،میترسم اشکم دیگه در نیاد .......................هرچند ترجیح میدم با این هم بجنگم ونوشتنم یکی از اصلی ترین راههای این مبارزه ی نابرابره @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • سلام. عزیزم آفرین پس بنویس و بجنگ. چون هر کسی باید راه خودش رو پیدا کنه و از مرگ عاطفی هم نترس. چون خدایی که بالای سرته دوست داره . اصلا من عاشق مرگ عاطفی هستم نمی دونی چه حالی میده . اولش خیلی بده و بعدش لذت بخشه. اینکه 4 تا آهنگ ضبط شده داشته باشی با صدای خودت ولی بهت بگن تا 30 سال ( یعنی حدود 20 سالِ دیگه) نمی تونی بخونی؟ به نظرت این مرگ عاطفی نیست؟ ولی من با این حال می کنم. چون باعث میشه یه چیزای خوبی یاد بگیری و یاد بگیری توی دنیایی که حتی اگه همه کافرن، تو مخلص خدایی هستی که هر چقدر بهت سختی بده باهاشی و دست از پا خطا نمی کنی! راستی چه جالب اینکه من و شما مداحی کردیم. جنوبیا شاید به عشق چلاپ هم که شده صدای خوبی دارن! زندگی یادت میده وقتی که خوب تنها شدی دنبال عشق بگردی. وقتی بهش رسیدی، خوب برای اونی که دوسش داری می خونی دیگه انقده هم فقر عاطفی وجود نداره که برای کسی که دوسش داری نتونی بخونی و این خیلی لذت بخشه. برای دخترت بخونی و با صدای دخترت که باهات میخونه حال کنی. به اصطلاح توی دنیایی که همه نمی خوان لذت ببری، توی دنیای کوچیکی که خودت میسازی لذت ببری. راستش هرچی فکر می کنم این چیزایی که بهت می گم فقط تجربه ی منه و به شعر و ترانه ربطی نداره ! ولی بدون شعر و ترانه بهونس تا به نوعی به ما شاد زندگی کردن رو یاد بده و یا حداقل یاد بده توی این دنیای عوضی چطوری زندگی کنیم یا حقمون رو بگیریم. و من ترجیح میدم برای همسرم یا بچم بخونم با صدای زیبای خودم! و با آهنگام و نگران دنیا نباشم و از اینکه دیگه تا 20 سال دیگه نمی تونم بخونم. چون خدا باید منو تایید کنه نه دنیا!! گفتم که این حرفام فقط یه بهونس بگم که دوست دارم و خودتو اذیت نکن از سختیهای دنیا. از اینکه هیچ چیزی سر جای خودش نیست. از اینکه جووناهای ما بیکارن. نمی تونن زن بگیرن. از اینکه دخترامون بدبخت میشن. اینا رو بسپار به ماهایی که سختی زیاد کشیدیم تا بتونیم از شب تا صبح گریه کنیم و از خدا بخوایم وضع رو عوض کنه! نگران نباش و "نفسم پیش کش تو، جای من زنده بمون". ما هیچ لذتی نبردیم که بخوایم از دستش بدیم( مگر همون لذت خانواده ای که خودمون درستش کردیم) ولی شما ها باید رشد کنید و بزرگ بشید ما هم سعیمون رو می کنیم که کسی به مرگ عاطفی گرفتار نشه. همه رو دوس داریم و دست همه رو می بوسیم ولی اگه به مرگ عاطفی که هیچ اگه کسی به مرگ مغزی هم گرفتار شده، امیدش فقط به خدا باشه چون خدا بخواد رشدش می ده. @};-
      • سید عزیزم مردِ خود ساخته ی گلم مطمنم فرشته کوچولومون به داشتن پدری مثل تو افتخار میکنه همون طور که من به داشتن دوستی مثل تو حجت رو بر من تموم کردی.....بقول علیرضا روشنی عزیز عاشقتم مرد @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • با سلام. دوست دارم بزرگ مرد @};- راستی برام همیشه دعا کن و برای کنکور ارشدم. @};-
  • رسول عزیز امیدوارم این کدورت ها خیلی زود از بین بره.چیزی که توی همه ی ترانه سراها و شاعرها مشترکه احساسات پاک و غلیظشونه و ازن نظر کمی آسیب پذیرن.اینکه بی دعوت و با افتخار پای کارای همدیگه باشیم خیلی خوبه و باعث محکم تر شدن پیوند بینمون میشه،نمیدونم شاید اگه یه تالار گفتگو به سایت اضافه بشه بیشتر همدیگه رو بشناسیم و بهم نزدیکتر بشیم و از حال هم باخبر باشیم.ترانت خیلی زیبا و تاثیرگذار بود.امیدوارم این عزیز هم ترانه که البته اسمشو نمیدونم زودتر برگرده پیشمون و با ما باشه چون همه دوسش داریم.بچه های آکادمی همه همدیگرو دوست دارن،نشونش ترانه هاییه که گاهی بچه ها بهمدیگه تقدیم میکنن و کامنتای بااحساسی که پای ترانه های همدیگه میذارن.فکر کنم ماه رمضون بهترین بهانه برای پررنگ تر شدن دوستیهامونه کافیه با یک التماس دعا بگیم به یاد همدیگه هستیم..خیلی حرف زدم ببخشید..التماس دعا..موفق باشید @};-
    • صادق عزیزم با حرفات موافقم وفقط یه نکته باقی میمونه شخصیت این کار خیلی از ما میتونیم باشیم و البته هستیم شاید اسم بردن خیلی طول بکشه امثالِ زهرا ذوالقدرِ عزیز و هنرمندمون و مهسا پهلوان و و......خیلیای دیگه بگذریم نگفتنی های منو همه میدونن صادق خیلی خوشحالم کردی داداش @};- @};- @};- @};- @};-
  • درودبرشما!=D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • جناب آدینه ء عزیز درود @};- @};- احساس ترانه خیلی خوب بود ، با عشق خاصی خوندمش =D> =D> =D> =D> موفق باشی @};- @};-
  • سلام آقای آدینه عزیز @};- ترانه زیباتون رو نه به صورت کامل زیر کار خانم سید موسوی خونده بودم و واقعا منو منقلب کرده بود..اما دوباره وبه صورت کامل خوندنش برام خیلی لذت بخش بود، انتخاب یه بند از ترانه به عنوان بهترین بندبرام سخت بود چون همه ی بندا رو دوست داشتم...مرسی از احساستون. :-) قطعا دوستان عزیز مشکلات همدیگر رو درک میکنن :-) شاد باشید.
  • از مُنـــزوی میخونـد و از نجمـه یِ زارع از روزبــــه تا شعــرِ یغما گریــــه میکرد گلپونه هــــا یِ ایرج و از حفـــــظ میخوند گلپونه هــــا…آتیــــش گرفتو،مُرد از درد عـــــــــالی بود / با احساساتم بازی کردی رفیق با این ترانه ت :(
  • آقای آدینه کارت درست ایول ا... =D>
  • تو غُربتِ این خونه هر شب رویِ کاغذ،جایِ نوشتن تا خودِ صبح اشک میریخت =D> @};-
  • عالی بود عالی نمیدونم چی بگم که وصف این ترانه ی زیبا باشه دقیقا حاال این روزای من بود واقعا لذت بردم ایــــن روزا،خیلی از نوشتن طَفرِه میرفت؛میگُفت :هیچ حرفی واسه گفتن نداره مابیــــــــــنِ گفتــنه ترانه بغض میکرد؛اون بود و یه عالمـــه شعــرِ نیمـــه کاره ......... از مُنـــزوی میخونـد و از نجمـه یِ زارع از روزبــــه تا شعــرِ یغما گریــــه میکرد گلپونه هــــا یِ ایرج و از حفـــــظ میخوند گلپونه هــــا…آتیــــش گرفتو،مُرد از درد =D> =D> =D> @};- @};-