منم همین جای ترانه میرم!

یه جوری مهره هارو چیدن اینبار
از صحنه ی ترانه حذفت کنن
آینه هارو توو چشم تو بشکنن
ساده وبی بهانه حذفت کنن

یه زهر کاری میریزن توو شعرت
ب(ع)د میشینن توی چشات میخندن
منتظراّ تا زجه هات شروع شه
محو صداشون توو صدات ، میخندن!

دس میذارن به روی واژه هاتُ
داد میزنن سرت ، که واژه دزدی
میگن همین یه واژه شعر ما بود
حق ترانه های مارو خوردی

گم میشی توی گرگُ میشِ قصه
گرگ ترانه رو نفس میکشی
به دور گنبد طلایِ شهرت
جای کبوترا قفس میکشی

نهنگ خسته ی ،که دوش ساحل
تاب کشیدن تو رو نداره
تموم لاشخورا کمین نشستن
تا جزر ومد چی به سرت بیاره

فرقی نداره واسشون کی بودی
فرقی نداره واسشون کی هستی
منم همین جای ترانه میرم
که خیلی وقته توو خودت شکستی

——————————————–
ساختار در قافیه ها به صورت تعمدی شکسته شده

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام آیدین عزیز من در پی کشف یاسر بهبهانی اومدم اینجا:-) چه کشف فوق العاده ای=D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> واقعا عالی می نویسی =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- پسندیدم 17@};- @};- @};- @};-
  • من امروز شما رو کشف کردم. به خودم تبریک میگم.
  • @};- @};- @};- سلام دادا ..ببخش كه دير ديدگاهمو گذاشتم...شرمندم.. فضاي ترانت رو دوس داشتم :-x
  • سلام آیدین جان مرسی ترانه @};-
  • درود جناب قره باغی عزیز کار خوبی بود از خواندنش لذت بردم سپاس @};-
  • آیدین عزیز بخاطر فکره پشت کارت دستت بوسیدن داره واین نظر یک درصد هم برای بدست اوردن دلت که میدونم از دستم آزرده اس نبوده مثلث آرش توفیقی علیرضا روشنی آیدین قره باغی تو ذهن من همیشگیه همیشگی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • مرسی آقا آیدن واقعا زیبا بود @};-
  • زیبا بود دوست عزیز
  • سلام ایدین جان کارت رو دوست داشتم مثل همیشه زیبا بود
  • درود بر آیدین عزیز...بسیار زیبا و پر محتوا سرودید @};- @};- @};- @};- @};-
  • آيدين جان كار زيبايي بود @};- @};- @};- =D> =D> =D>
  • نهنگ خسته ی ،که دوش ساحل تاب کشیدن تو رو نداره تموم لاشخورا کمین نشستن تا جزر ومد چی به سرت بیاره با این بند اوج تواناییتون رو نشون دادید که به احترامش باید چندین و چند بار خوندش و خالقش رو تحسین کرد درود بر شما =D> @};- @};- @};-
  • یه زهر کاری میریزن توو شعرت ب(ع)د میشینن توی چشات میخندن منتظراّ تا زجه هات شروع شه محو صداشون توو صدات ، میخندن! =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> big like آیدین @};- *H* :-x
  • نهنگ خسته ی ،که دوش ساحل تاب کشیدن تو رو نداره تموم لاشخورا کمین نشستن تا جزر ومد چی به سرت بیاره =D> =D> بسیار زیبا آفرین به قلم توانای شما =D> =D>
  • سلام آقاي قره باغي اينكه تنها دردهاي خودت رو درك كني تحمل ميخواد واينكه دردهاي ديگران روهم بفهمي هم تحمل ميخواد هم تامل و هم شونه هاي قوي و دل دريايي. خدا كه نقش اول زندگيت باشه هيچ تنابنده اي نميتونه قدرت بزرگي خودش رو به رخت بكشه و برات بزرگي كنه. خداكنه خدا رهامون نكنه با زخمهاي كوچيك و بزرگ بنده هاش ميتونيم كناربيايم... درد ترانه تون من رو ياد درد يك غزل تقريبا قديمي از خودم انداخت نميدونم چرا؟!!!! تقديم شما البته نه محتواش... صدای ضجه ی باغ است قارقار کلاغ کنایه میزند این شب به روزگار کلاغ شبی که زخمی کابوس سخت سنگین است شبی که میچکد از چشم بیقرار ، کلاغ در ازدحام تبرها و قتل عام درخت کسی به غیر سیاهی نبود یار کلاغ نه ماند شاخه ی سردی ، نه کاج سر سبزی نه شانه های رفیقی در انتظار کلاغ شکست بال و پرش در هجوم وحشی سنگ از التیام و نوازش گذشت کار کلاغ چقدراهالی این باغ زرد خندیدند در عنفوان تماشای سنگسار کلاغ قبیله های پریشان ، خیالتان راحت ! نمیشود پس از این باغتان دچار کلاغ ولی اگر دلتان تنگ شد برای غمش وشد شبانه گذرگاهتان مزار کلاغ ! به یاد تک تک آن بیت های زخم آگین به یاد قصه تقدیر ناگوار کلاغ برای شاعر بی آشیانه کف بزنید به افتخار سیاهی .. به افتخار کلاغ ... ((لحظه لحظه هايتان پراز حضور خدا))
  • درود جناب قره باغی زیبا بود مثل همیشه قلمتون همواره سبز @};- @};- @};-
  • آیدین دوست هم ترانه با حس عمیق ترانه ات همراه شدم .. بسیار زیبااا و تاثیر گذار.. سبز باشی و لحظه هات ترانه بارووون. نهنگ خسته ی ،که دوش ساحل تاب کشیدن تو رو نداره تموم لاشخورا کمین نشستن تا جزر ومد چی به سرت بیاره @};- @};-
  • سلام ترانتون زیبا بود. موفق باشید @};- @};- @};-
  • سلام برادر خوبم @};- @};- ديشب ترانتونو خوندم اما نتونستم نظر بذارم... اين ترانه حسابي درد داره خوندنش! نميخوام چيزي بگم همين كافيه برام كه با همه ي وجودم دستاي غمزده ي شخصيت اين ترانتونو ببوسم. و به زبون خودش تموم بي كسياشو حس كنم: ==================== سخته كه گريه هاتو پنهون كني كه واژه واژه زندگيت درد شه... بدون جنم ميخواد يكي مثل تو زن باشه و توو بي كسي مــــَرد شه! ==================== بايد پرندگي كني تا يه روز نبضتو از دستِ قفس بگيري... درداتو ذره ذره دفنـــــش كني با يه غم تازه نفـــــس بگيري... ==================== مي فهممت وقتي كه خسته اي و حرف دلت از اينجا دل كندنه... يه روز خدا مي فهمه بي پناهي يه شب خـــــدا سكوتشو ميشكنه! ==================== برادر عزيزم از اينكه درد و اينقدر خوب ميشناسين و به تصوير ميكشين احساس غرور و افتخار ميكنم. در پناه خـــــدا @};- @};- @};-
  • نهنگ خسته ی ،که دوش ساحل تاب کشیدن تو رو نداره تموم لاشخورا کمین نشستن تا جزر ومد چی به سرت بیاره =D> =D> =D> =D> بازم WOW! کارخیلی زیبایی بود ، بیشتر از زیبایی کار حرفی که زدی دلنشین بود و متاسفانه حقیقت... لایکی @};- @};- @};-
  • سلام دوست من ترانه روان و به قول خودم ترانه وار بود :) خیلی دوس داشتمش @};- نهنگ خسته ی ،که دوش ساحل تاب کشیدن تو رو نداره تموم لاشخورا کمین نشستن تا جزر ومد چی به سرت بیاره / برا این پاره تبریک میگم بهت آيدین جان @};- @};- @};- با امید موفقیت برای شما هم ترانه عزیزم
  • دس میذارن به روی واژه هاتُ داد میزنن سرت ، که واژه دزدی میگن همین یه واژه شعر ما بود حق ترانه های مارو خوردی آفرین آقا آیدین ترانه هایی که حرفی برای گفتن دارند رو دوست دارم =D> =D> =D> @};- @};- @};-
  • زیبا خواندم =D> =D> @};-
  • سلام @};- @};- ترانه هاتونو بینهایت دوست دارم، چون فقط خودتون هستین و حس واقعی که دارید من همیشه این برداشتو از سروده هاتون داشتم.زیبا بود @};- @};- بی صبرانه منتظر (فصل سوم) از این خونه برو بیرون... شاد باشید :-)
  • آیدین عزیز کار خوبی بود..موفق باشید @};-