شکوه

پاشو بیا تا ببینی عشق و وفا رو تو نگام/پاشو بیا تا بدونی که من چقدر تو رو می خوام
حیف که تو دوری و دلت خیلی شده از من جدا/ با این همه عزیز من می سپرمت دست خدا
دیشب تو خواب تو رو دیدم مثل همیشه سرد سرد/ حتی ازم نپرسیدی زمونه با دلم چه کرد
کاشکی یه روز از در بیای تا ببینی چه بی کسم/اگه پیش من بمونی به اوج رویا می رسم
هیچ فکر میکردی که یه روز قسمت باهام لج بکنه/ کشتی آرزوهامو باز توی آب کج بکنه
هیچ فکر میکردی که یه روز سقف دلم پاره بشه /قلب حزین و بی کسم اسیر و آواره بشه
دلم دیشب بهم می گفت غصه نخور درست میشه/اونکه براش دلواپسی پیشت میاد تا همیشه
دلم بهم میگه یه روز عمر غمها بسر میاد /عزیز و نور چشم من یه روزی از سفر میاد
دلم بهم میگه یه روز از در میاد تاج سرم/ اونکه یه عمره از غمش آواره و دربدرم
دلم میگه آروم بگیر درسته که منتظری/امروز یا فرداست که بیاد، بیاد و تو باهاش بری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: