عطری از دلتنگی

شبی از یک پاییز
رو به تنهایی ها
در به در بی مقصد
یک شب بی فردا

غزلی از حافظ
پیر_ مردی در برف
روزه ای از بوسه
حافظ حتی کم حرف

یک کت پوسیده
چمدانی در دست
عطری از دلتنگی
سفری تا بن بست

قصه ای از دیروز
دیدنت در یک خواب
هم قدم با لبخند
پرسه ای تا مهتاب

تابلویی زنگ زده
خطی از راه آهن
خاطراتی زخمی
پاکتی از بهمن

بوسه ای از سیگار
گم شدن در خورشید
یک کبوتر بر سیم
مردنم را می دید!!!
شاهین

از این نویسنده بیشتر بخوانید: