یاد فراموش

یاد ِ فراموش

ای عشقِ بی سرانجام
یادم تو را فراموش
اون شعله ی قدیمی
در سینه گشته خاموش

یادم تو را فراموش
بی خاطراتِ مانا
بی موندگاریِ ذهن
بی نامه هایِ خوانا

چی جز گسسته واری
با این تویِ گسسته
جز بغضِ سنگواره
با این منِ شکسته

چی جز مرورِ خالی
چی جز باده تو دستم
بی همسفر که باری
از اون سفر نبستم

با اون حضورِ نیمه
تنهاتر از همیشه
از رسمِ عشق تنها
یک اسم یک کلیشه

پلها شکسته مونده
یادم تو را فراموش
پاهای خسته مونده
یادت مرا فراموش

یادم تو را فراموش
یادت مرا فراموش
خاکستری نمونده
در آن اجاقِ خاموش
محمود ناظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: