تو

مثِ خوابی مثِ رویا , مثِ زندگی رو ابرا
مثِ اون باد نجیبی , که گاهی میره تو موها
تو مثِ بارون عشقی , که تو این شبا می باره
توی این هوای ابری , تو شدی برام ستاره
تو مثِ قهوه ی تلخی , توی سرمای زمستون
مثِ هدیه ی خداوند , که گاهی میاد برامون
تو همون حس عجیبی , که شبا میاد سراغم
نمیدونم چِمِه اما , میبینم که داغِ داغم
تو شبیه خیلی چیزا , تو قشنگی مثل دریا
تو مثِ همون بهشتی , که میبینم تویِ دنیا
تو پر از عشق و جنونی , تو زلالی مهربونی
توی این روزای سرما , "حیفه که پیشم نمونی"…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: