مونسم

مگه من حق ندارم بخونم از بی تو بودن……هرچی ارزو داشتم نباشی بی تو دودن
تو هوایی که از غصه هام غم گرفته…..انقد آه کشیدم اتاقم دم گرفته
د لامذهب من از غم تو شدم داغون….وقتی که دم به دقیقه میدیدمت با اون
رویاهای اینده امو نقشه بر اب کردی…. هرچی پل پشت سرت بود زدی خراب کردی
با ضربه ی اخرت پاهامو فلج کردی… خواستم مال من باشی ولی تو هی لج کردی
با اینکه دوستت دارم ازت خیلی دلگیرم….با اینکه میدونم یک دیقه بام نباشی میمیرم
ولی خب طاقت خیانتم هیچ وقت نداشتم…..میدونم ارزوته دیگه پاپیچت نباشم
میدونم ی روز به هم میرسیم دوتاییمون….که تو باغصه بیوفتی یاد جدایی مون
که دونه دونه رویاهامو میگفتم تا بدونی ….تا شاید دلت گرم شه بخوای باهام بمونی
امیدوارم اونکه جامو گرفت به پات واسته…. تا بفهمی کدوم عشق دروغه کدوم راسته

از این نویسنده بیشتر بخوانید: