نگاهت می کنم اما

نگاهت می کنم اما
نگاهِ تو که اینجا نیست
زلالِ چشمه ی چشمات
به سمتِ دیگه ای جاریست

گذشته پیش ِچشمامه
زمان انگار برگشته
تورو یادم میاد با اون
دوتا چشمی که ترگشته

منو با ناسپاسی هام
تحمل کردی و موندی
رسیدی تا تهِ طاقت
ازم چشماتو گردوندی

نگاهت می کنم اما
نگاهِ تو یه جا دیگه ست
کسی ، جایی ، نمی دونم
کجا حالا شدی پابست

شدم تنها و بی فرصت
نگاهم مونده رو ساعت
به یادِ اون طپشهایی
که می رفتند با سرعت

نمی شه عقربکهارو
عقبتر برد و اونجا بست
ولی ردِّ نگاهت باز
توی صفحه ی ساعت هست

تویِ خودخواهیِ مطلق
نمی شد گفت می خوامت
نمی شد گفت می مونم
تویِ آغوشِ آرامت

غرورم اشتباهم بود
دلآزاری گناهم بود
میونِ بهتِ اشک و عشق
نگاهت به نگاهم بود

نگاهت می کنم اما

از این نویسنده بیشتر بخوانید: