خواب پوشالی

یه روزی بی تفاوت گفتی می رم بی خبر
خسته شدم از نگات می رم یه جای بهتر

جایی که چشمای تو تو خلوتم نباشه
دلت به درد دوریم دوباره مبتلا شه

باور نکردم که تو تنها ترم می کنی
خیال می کردم یه روز تو باور می کنی

حالا توی قلب تو خونه ی من خالیه
آغوش مهربونت یه خواب پوشــــالیه

تو کنج خونه ی دل تنهایی جون میگیره
امید برگشتنت تو تنهایی می می ره

تو لحظه های سختی دل تورو کم میاره
بارون نا امیدی رو لحظه هام می باره

چیزی که از تو مونده فقط یه پیراهنه
دلخوشی این روزام پیرهن تن کردنه

می خوام تن تو باشم بوی تورو بگیرم
تو تن پیراهنت تو تنهایی بمیـــــرم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: