راز مهتاب

سبزسبزی مثل جنگل
گرم گرمی مثل خورشید
خیس خیسی مثل بارون
خوب خوبی مثل امید

مثل رازشب مهتاب می مونی
غصه هاموازتوچشمام می خونی
سبزی جنگل وباغ وبیشه ای
بهترازهمیشه وهمیشه ای

باتوخورشیدتوی قلبم خونه کرد
غنچه خشکیده بازجوونه کرد
ململ دستای تونوازشه
باتوبودن واسه من یه خواهشه

سبزسبزی مثل جنگل
گرم گرمی مثل خورشید
خیس خیسی مثل بارون
خوب خوبی مثل امید

باتوبارون چه قشنگ ونم نمه
هرچی ازتوبخونم بازم کمه
ارغوانی ولطیف وتازه ای
واسه سازدلم ترانه ای

تن تومرحم زخم گل یاس
رنگ چشمات بهترین رنگ خداس
مثل کفترعاشق پریدنی
توخدای همه شعرای منی

سبزسبزی مثل جنگل
گرم گرمی مثل خورشید
خیس خیسی مثل بارون
خوب خوبی مثل امید

از این نویسنده بیشتر بخوانید: