رو تن پوش شبام بی تو ….

چقدر سخته که شبها تو به دست گریه بسپاری

ولی فرداش تو مجبور شی نقاب خنده بگذاری

آره سخت که درداتو همش پنهون کنی اما

تو تنهاییت پریشون شی با این بغضهای تکراری

مث یک آسمون خیس یه گله ابر دلتنگی

بفهمی که چقد سنگینی و تو غصه می باری

بگی دنیات پره درده ببینی با تو بد کرده

ولی با نفرتت حل شی تو عمر موندت اجباری

برات سخته  تو روزاتو همش همرنگ دنیا شی

ولی شبها بشینی تا سحر هی زخم بشماری

من آره عاشقت بودم تو هم ( ها) عاشقم بودی

ولی چی مونده از ماها بجز یه حس بیزاری

رو تن پوش شبام بی تو کفن می دوزم از اشکام

دعا کن غصه این روزا نده به دست من کاری !!!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: