جرم

تو دلم صحنه ی دردت ، همیشه آواز می خونه
تو فرشته ی جمالی ، تارِ مویت عاشقونـــــــه
***
ذکر تو برام چه سخته ، نمی خوام یادت بیارم
خسته ام از اون نگاهت ، از خودم مایه نذارم
***
شاد بودنت یه جرمِ ، تو دلم رنگش پریــده
خنده هات باورنکردم ، نگو از کسی شنیده
***
تو عبوسی واسه قلبم ، تو بتی رو دل نشستــــی
می دونم کوکت تمومه ، شیشه ی قلبُ شکستی
***
نمی نا لم از جهانم ، نالشم از اون دمــــــارت
می بینم دلت شکسته ، دیدم از چشمِ خمارت
***
برا زندگی چه دیره ، وصله ی یه تکه شیشه
گلِ خوشبوی دلم رو ، با هوارت کنده ریشه
***
فاصله کم کم گرفته ، بین ما دیوارِ پــــیر
تو بمون تنها همیشه ، عاشقی یادش بخیر
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) ۱۱/۰۴/۱۳۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید: