لحظه اخر

کمی اهسته تروردارقدم هاتونگودیره

نگوکه زندگی بامن برای تونفس گیره

یه کم اروم بروچشمام به راه توشده خیره

بااین سرعت که تومی میری دلم ازغصه می میره

 

یه کم کوتاقدم وردارشایدتوراپشیمون شی

شاید برگردی وبازم همه دردامو درمون شی

یه کم فرصت قلبم بازم مث قدیماشه

بزارباگرمی دستات دلم درگیررویاشه

 

یه کم این لحظه اخربزارخیره به راهت شم

ایدواسه یه چن لحظه دلم اروم بشه ازغم

یه کم فک کن شاید راهودوباره خواستی برگردی

همین چن تاقدم راهو که تنهایی سفرکردی

 

کمی اهسته تروردارقدم هاتوکه دلگیرم

هنوزدورنیستی ازچشمام دارم این گوشه می میرم

کمی اروم واهسته دلم طاقت نمیاره

نمیخوادزنده باشم من اگه این اخرین باره

 

همین چن تاقدم دوری منودیوونه ترکرده

میگم توهرنفس بااشک خدایا کاشکی برگرده

هنوزم جای پاهاتومی بینم روتن جاده

اگه برگردی می بینی تنم این گوشه افتاده

 

سلام همه دوستان واساتیدمحترم اکادمی

ببخشید اگه کم میامو وکم مینویسم اما

ازبودن باشمالذت میبرم هرچندحضورم کوتاس

ممنون میشم بیشترازبیش ازنظرات

شماخوبان استفاده کنم تابهتربنویسم

این کارواواخرسال ۸۹نوشتم

امیدوارم دوست داشته باشی

درود

یاعلی

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: