فاصله

 

بگیر دستای تنهاموُ که بی دست تو غمگینم

به تلخی های دلتنگی ، کنار غصه میشینم

من از این بیقراری ها ، سراغ عشقو میگیرم

به چشمات خیره میمونم ، بپای عشق می میرم

همه ساعات بودن رو، شمارش میکنم با غم

زمان با” فاصله”دست داد که دوریم هردومون از هم

 اگرچه این دل تنها ، فقط از عشق میخونه

  ولی درکُنج تنهائی ، دلم، از” فاصله” خُونه

 برای بی پناهی هاش، همش آغوش غم بازه

 تـُو رویاش، با خیال تو، امیدِ تازه می سازه

 ….

  تو باورکن که قلب من، توی غربت پریشونه

 میخواد دوری کنه ازغم ، ولی بی تو نمیتونه

 بگیر دستای تنهامو، که قلبم بی تو بی تابه

 همیشه چشم بیدارم ، میون گریه میخوابه

 همه ساعات بودن رو شمارش میکنم با غم

 “زمان” با ” فاصله ” دست داد، که دوریم هردومون از هم

  دلی که توی جام تو، شرابِ صبر میریزه

 خودش صبروقرارش نیست، خودش از غصه لبریزه

 من از رنجِ جدائی ها ، نگاهو برتو میدوزم

 پیش چشم تو میخندم ، ولی در سینه میسوزم

 همه ساعات بودن رو شمارش میکنم با غم

 “زمان” با ” فاصله ” دست داد، که دوریم هردومون از هم

  سروده ی فرزانه شیدا

 یکشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۹

 ۱۶ مای ۲۰۱۰

از این نویسنده بیشتر بخوانید: