لجبازم

بگو حالا آغوش کی جاته
که سراغی ازم نمی گیری
انگار شلوغه دور و اطرافت
که نیومده بی دلیل می ری
رفتارت تغییر کرده جوریکه
می ترسم تن بدی به رسوایی
هر چی بیشتر میگذره می فهمم
حریفمه کابوس تنهایی
واسه اینکه دوباره برگردی
منم دارم غرق گناه میشم
بهتره خیانت کنم عمدا
اما چرا دچار تشویشم؟
بگو وقتی غمگین و دلگیری
چرا هنوز دلواپست میشم
چرا وقتی به فکر من نیستی
فکر توام و توی آتیشم
بخاطرت رویامو گم کردم
اما هنوز مغرور و لجبازم
با اینکه شکست بغض دلتنگیم
می دونم با وجود این بازم…..!
می بخشمت با اینکه بد کردی
تا دوباره چشماتو می بینم
کاش حق بدی…. بگم که بی رحمی!
تا می گی خوشحالی و غمگینم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی مهدیه محسنی

سلام به هم ترانه ای ها. من کارهای تایپ، ترجمه و تحقیقات دانشجویی، ترجمه و ... انجام می دم و برای بچه های اکادمی تخفیف لحاظ کردم اگر سفارش کار داشتید به ایمیل daneshsara2013@yahoo.com ارسال کنید. :)