سلول

من توی سلولِ تو ام / از وقتی چشماتو دیدم
تا عمقِ هر سلولمو / لرزوندی آره رقصیدم

من توی انفرادیتم / پس کی ملاقاتم میای
کی عفوِ مشروطم ,ینی/ میگی شاید منو بخوای

دیدنِ چشمای تو جرمِ من بود
حکمِ حبسِ ابد رو خودم دادم
من تا نشنوم بگی دوسم داری
توی سلولت تا ابد ایستادم

می ارزه این سلولِ تو / به انتظار ,شب بیداری
وقتی آزاد میشم که تو / بهم بگی دوسم داری

اگه که دیگه نمیخوای / ببینی هیچوقت منو
بیا اعدامم کن خودت / لگد بزن صندلی رو

دیدنِ چشمای تو جرمِ من بود
حکمِ حبسِ ابد رو خودم دادم
من تا نشنوم بگی دوسم داری
توی سلولت تا ابد ایستادم

مهدی کامرانی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: