خــــدا تو گوشم میگه….

خــــدا تو گوشم میگه….

سه دهه از تقویمــه عمرم سوخت،از زندگــــی چیـــــزی نفهمیدم
هر روز و هر شب با خودم میگم ،دارم تقاصــه چیــو پس میـــدم
از سرگذشتـــه من چی میدونی؟بجـــــز همین ترانــــــه هایی که
از دسته این دیـــــــــوونه در میره،بحاله این دیــــــــوونه نزدیکه

چن سالیه دیـــــــواره دنیامـــــو،رو شونـــــه های خسته میگیرم
رنگــــــــــــه بنفشِ آرزوهامو،رویِ زمیــــــــــن میریزمو میرم
دیگـــــه تو این زمونه ی بی رحم،حسی برای زنده بودن نیست
یه مُش دلیلــــه خستگـــــی دارم،انگیزه ای واسه سرودن نیست

تو عصری که عاشق شدن جرمـــــه،نفس کشیدن دردســـر سازه
رویِ زمین افتــــــادنو مـــــردن،ایـــن نقطه یِ اوجه یه پــروازه
یه حسی میگــــه بسته دیگهٰ،رگــــو بزن عمــــــرو حرومش کن
خــــــدا تو گوشم میگه مـــن هستم،این نا امیدی رو تمومش کن

1440
۵۵

  • @};- @};- @};- رسول عزیز @};- @};- @};-
  • رسول آدینه ی عزیزم درودها برادر و پوزش بابت غیبت چند وقته و تاخیر کار خوبی رسول جان، نگاه متفاوت داشتن به شعر یا ترانه گاهی انقدر مولف درگیر میکنه که از زیبایی های کلام غافل میشه و از صناعت شعری دور میشه. از ترکیب سازی های نو به ترکیبات و عبارات دسته چندم میرسه و بعضا گسست بین ذهنیت و کلام رو بوجود میاره. توی این کار گاهی دیده شد که از نوگرایی دور شدی و به تکرار تن دادی که البته زیاد هم نبود. برای مثال بیت 4 رو میتونم از لحاظ قدرت شعری بسیار ضعیف تر از کل کارت ارزیابی کنم. گاهی هم از ریتم خارج شدی.استارت کارت متزلزل بوده و با ساختمون کلی وزنی که مستفعلن مستفعلن فعلن بوده مغایرت داشته و ریتم کاررو شکسته. این اتفاق در بیت آخر هم تکرار میشه و ازین جهت کمی آشفته میکنه کاررو. خوشحالم که به لحاظ محتوایی داری پیشرو کار میکنی و به نوشتار دم دستی تن نمیدی.کارهاتو دوست دارم و از مخاطبان اصلی ترانه های شعر گونه تم. موفق و پیروز باشی برادرم.
  • سلام رسول جان شب و روزت بخیر @};- @};- @};- گفته بودم که دوباره بر می گردم،با حرفای زیاد... گرچه همه رو نمی شه نوشت اما همین قدر می گم که تو این روزا خیلی این ترانه تو خوندم.(شاید اگه جای ترانه بگم درد و دل بهتر باشه!) خوندمش و باهات هم درد شدم... هر بار که به این بیت رسیدم دلم لرزدید: از سرگذشتـــه من چی میدونی؟بجـــــز همین ترانــــــه هایی که از دسته این دیـــــــــوونه در میره،بحاله این دیــــــــوونه نزدیکه و این بیت اشک و لبخند و هم زمان بهم بخشید: یه حسی میگــــه بسته دیگهٰ،رگــــو بزن عمــــــرو حرومش کن خــــــدا تو گوشم میگه مـــن هستم،این نا امیدی رو تمومش کن _____________________________________________ از دل برآید،بر دل نشیند! این نقطه ی قوت همه ی ترانه هاته... ترانه هایی که درد مشترک خیلی از ماها هستن و غمشون لمس می شه! بنویس دوست من! همیشه بنویس... دوست داریم غصه هامون و از زبان احساس تو بشنویم. برقرار باشی و سبز... @};- @};- @};-
  • سلام آقا رسول گل مثله همیشه خوب بودی و مثله همیشه لذت بردم گرچه هیچ وقت خودم رو در اون حدو اندازه نمی دونم که نقدتون کنم اما حس میکنم دارم تقاصــه چیــو پس میـــدم خیلی تکراریه و تو خیلی از ترانه ها تکرار شده یادم نیست کدوم ترانه ،شاید هم تو ترانه های خود شما بود @};- @};- @};-
  • سلام :-) سه دهه از تقویمــه عمرم سوخت،از زندگــــی چیـــــزی نفهمیدم هر روز و هر شب با خودم میگم ،دارم تقاصــه چیــو پس میـــدم از سرگذشتـــه من چی میدونی؟بجـــــز همین ترانــــــه هایی که از دسته این دیـــــــــوونه در میره،بحاله این دیــــــــوونه نزدیکه =D> =D> =D> @};-
  • سلام دوست من... لحظات خوبی رو تجربه کردم توو این کار
  • درود مثل اینکه من خیلی دیر رسیدم پای ترانتون آقای آدینه مثل همیشه ترانه ی بسیار زیبایی خوندم اما با حس و حالی تلخ @};- تو عصری که عاشق شدن جرمـــــه،نفس کشیدن دردســـر سازه رویِ زمین افتــــــادنو مـــــردن،ایـــن نقطه یِ اوجه یه پــروازه یه حسی میگــــه بسته دیگهٰ،رگــــو بزن عمــــــرو حرومش کن خــــــدا تو گوشم میگه مـــن هستم،این نا امیدی رو تمومش کن @};- @};- @};-
  • درود @};- ترانه بسار زیبایی رو خلق کردین ...تبریک میگم @};- @};- آرزو میکنم همیشه دلتون پر از توکل و امید باشه .. پایان ترانتون فوق العاده بود @};- میپسندم
  • سلام ..بسیار عالی ..با شما نبودم..با ترانه تون بودم ..! اما الان خطابم به شماست ..امیدوارم حس این چیزایی که در ترانه بُروز دادید و بیرون ریختید از زندگی و از احوالتون بیرون بره و قلمتون و احساستون ما رو مهمون امیدها و به بار نشستن آرزوهاتون کنه .. @};- @};- @};- @};-
  • سلام :-) یه حسی میگــــه بسته دیگهٰ،رگــــو بزن عمــــــرو حرومش کن خــــــدا تو گوشم میگه مـــن هستم،این نا امیدی رو تمومش کن =D> =D> =D> @};-
  • درود رسول جان مثل همیشه از خواندن ترانه ی زیبات لذت بردم کار خیلی خوبی بود برات ارزوی روزهایی پر از شادی و امید دارم سپاس @};-
  • حس و حال ترانه ت منو یاد ترانه های حسین صفا و امیر ارجینی( ترانه سراهای محسن چاوشی) میندازه و من عاشق این حس و حالم. البته با سبک و گفتاری ک متفاوته و خاص قلم خودته ؛ خیلی لذت بردم =D> =D> =D> شاد و پیروز باشی دوست من @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D> لاااااایییییییک =D> =D> @};- @};-
  • چن سالیه دیـــــــواره دنیامـــــو،رو شونـــــه های خسته میگیرم رنگــــــــــــه بنفشِ آرزوهامو،رویِ زمیــــــــــن میریزمو میرم دیگـــــه تو این زمونه ی بی رحم،حسی برای زنده بودن نیست یه مُش دلیلــــه خستگـــــی دارم،انگیزه ای واسه سرودن نیست درود برادر خوبم آقا رسول به شخصه رنگه بنفشو خیلی دوس داشتم...احساس میکنم هرکس آرزوهاش یه رنگه...خوب رنگه آرزوهای شمام بنفشه دیگه بند بند این ترانه رو دوس داشتم...امیدوارم هرگز انقد ناامید نباشین @};- @};- @};-
  • درود تلخ پررنگ خوبي بود. مرسي. روزات آفتابي.
  • سلام رسول عزیز @};- من همیشه از ترانه هات لذت بردم اما اینبار چیزی بیشتر از لذت بود بعد از خوندن چند دقیقه ای درگیرش شدم و این به نظر من اوج توانایی ترانه سرا رو میتونه برسونه تبریک میگم داداش گلم =D> امیدوارم به همین ترتیب راه موفقیت رو با سرعت طی کنی دوسته من @};- @};- @};-
  • سلام آقای آدینه کار زیبایی نوشتید خوشحال میشم ترانه من رو هم بخونید و نظر بدید
  • سلام رسول جان ترانت عالی بوود @};- و نزدیک به حس این روزای من =(( یه مُش دلیلــــه خستگـــــی دارم،انگیزه ای واسه سرودن نیست @};- موفق باشی برادر @};-
  • رسوووووووووووووووووووووووووووووووووووول :) @};- @};- @};- @};- @};- عالي بود داداشي :-x
  • سلام. فوق العاده بود دوست عزیز کم پیش میاد از یه ترانه بدون اخم لذت ببرم. ترانه شما فقط لذت داشت خوندنش. از سرگذشتـــه من چی میدونی؟بجـــــز همین ترانــــــه هایی که از دسته این دیـــــــــوونه در میره،بحاله این دیــــــــوونه نزدیکه موفق باشی.
  • سلام برادر خوبم. چقدر سنگين بود درد اين ترانه... :-(
  • درود بر رسول عزیزم @};- @};- @};- @};- باز هم با خوندن کارت حالو هوای دلم عوض شد.... @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • خیلی قشنگ بود ولی کلی حس منفی توش بود که ادمو متاثر میکرد :-S @};-
  • درود فراوان کار بسیار زیبایی بود لذت بردم از خوندنش پیروز باشید @};- @};- @};- @};-
  • سلام داش رسول خیلی زیبا بود و با احساس چن سالیه دیـــــــواره دنیامـــــو،رو شونـــــه های خسته میگیرم رنگــــــــــــه بنفشِ آرزوهامو،رویِ زمیــــــــــن میریزمو میرم رویِ زمین افتــــــادنو مـــــردن،ایـــن نقطه یِ اوجه یه پــروازه فقط اینجا فک کنم یه کلمه "بِت"(بهت) مثلن جا افتاده فک کنم کمی افت وزنی داشت بدونش احساس میکنم یه حسی "بِت" میگــــه بسته دیگهٰ،رگــــو بزن عمــــــرو حرومش کن خیلی زیبا بود در کل موفق باشی @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D>
  • سلام آقای رسول آدینه ذوق شاعرانتون قابل ستایش و نحسینِ اما چقدر تصویر سیاه و تلخی از زندگی و حوادث اطرافتون تصویر کردید این قسمت از ترانتون که گفتین یه حسی میگه بسته دیگه، رگتو بزن عمرو حرومش کن خدا تو گوشم میگه من هستم، این نا امیدی رو تمومش کن چند نکته و سوال برام داشت 1- خود کشی گناه کبیره است و تشویق و فکر کردن بهش هم خیلی تلخ و اسفباره و اینکه به نظر این حقیر این کاربرد این نوع واژگان در ترانه محکوم به شکست و جای ایراد داره 2- رسالت ترانه سرا یا شاعر ذکر بیان عواطف، مشکلات اجتماع و غیره و غیره القای امید و روح مبارزه و تلاش برای رسیدن به کمال و خوبختیه یا بجز اینه 3- کسی که خدا تو وجودش جریان داره، آیا اصلا به فکر و طرف خودکشی می تونه بره و اصلا طبیعی که بره موفق و موید باشید @};- @};- @};-
    • با اجازه از رسول و شما آقا امین من یه جوابی رو نکاتتون بدم ترانه بیان احساسه حالا میخواد گناه باشه یا نه ,ناامیدی خودش از بزرگترین گناهانه ولی بیشترین حجم بیانیِ ترانه ها رو شامل میشه که ایرادی هم نیست چون ترانه سرا با مخاطبش صادق میشه و اونو تحریک نمیکنه ,باهاش درد دل میکنه خصوصن اینجا آکادمی ترانه ست و همه بزرگسالن و اهل ترانه و فک نکنم تاثیر بدی داشته باشه بیان احساس یا حتی روی عموم مردم ولو بخواد از ناامیدی یا حتی خودکشی باشه چه بسا که این چیزا قبلن هم شنیده شدن و چیز عجیبی نیستن تازه اینجا که با بوی امید تموم میشه افراد و ظرفیت ها و شرایط با هم فرق دارن و همین طور دیدگاه و نگاه ها نمیشه یه نسخه صادر کرد همه توو وجودشون خدا جریان داره و خیلیا هستن که بهش کاملن واقفن اما فکر خودکشی به سرشون میزنه چیز غیر طبیعی نیست اگه درد کشیده باشین از هز نوعش متوجه حرفام میشین @};- @};- @};-
    • سلام دوست عزیز من تا حدودی با حرفاتون موافقم اوردن خودکشی و قتل و ...وقتی مذموم كه توش تشويق باشه اما وقتي يك حس دروني در وجود ادمها هست همين مبارزه خير و شر/همين درگیری های ذهني/خستگیهای روحی که ادمها رو نا امید میکنه اما همیشه ادمهایی که هنوز هم چیزی به اسم وجدان حالا چه وجدان درونی/اجتماعی/الهی...داشته باشند از پس شیطان نا امیدی بز میان گفتم از این چیزها بد نیست چون یک احساس انسانیه حسی بین مردن و زندگی کردن رسول بیت اخر خدارو وارد قصه کرده و اینکه خدا تلنگر میزنه من هستم نا امید نباش پس با امید این ترانه رو بسته اما شرایط بد اقتصادی/اجتماعی/فرهنگی نا امیدی رو پخش کرده نمیشه با موعظه ادمارو به زندگی برگردوند و باید درک کرد وقتی میشه از امید حرف زد که با مهربون بود وقتی برادر به برادر رحم نمیکنه وقتی همسایه از همسایه خبر نداره وقتی دوره دوره ی گرگ باش وگرنه خورده میشی وقتی حرف حرف زور و چماقه باید واقع بین بود...سیاه نمایی نکرد اما ننوشت همه چی ارومه شای درون رسول ادینه اروم نیست و .... باز هم میگم خدا خدا خدا....اما یادمون نره ما هم وسیله ای هستی برای به فعلیت در اوردن اراده خدا با ه مهربون باشیم
  • رسول جان چندین بار خوندم .. کلمات بسیار به زبان ساده اما هنرمندانه کنارهم خالق حسی عمیق اما تلخ شدن . همیشه سبز باشی و شاد @};- @};- @};-
  • سلام برادر. کجایی تو؟ از سرگذشتـــه من چی میدونی؟بجـــــز همین ترانــــــه هایی که از دسته این دیـــــــــوونه در میره،بحاله این دیــــــــوونه نزدیکه @};- چیزی نمیدونم اما به اندازه حالم، حالت رو می دونم.
  • یه مُش دلیلــــه خستگـــــی دارم،انگیزه ای واسه سرودن نیست درود من تازه عضو اکادمی شدم. بیشتره ترانه های قبلیتون رو خوندم.. همشون مثل همین کارتون پراز احساسو دلنشین @};- @};- و اینو دوس داشتم که اخر ترانتون حرف از امید زدید. @};-
  • سلام داداش گل يادت باشه دو هيچ به نفع منه تو دوتا كارم نبودي خلاصه آدم از برادرش بيشتر انتظار داره خوشحالم كه بعد چند روز برگشتي نظرمو برات مينويسم =D> @};- =D> @};-
  • خــــــدا تو گوشم میگه مـــن هستم،این نا امیدی رو تمومش کن مثل همیشه عالیییی...ترانه هاتونو دوس دارم..مرسی @};- @};-
  • آفرین خیلی خوب بود .خیلی بوی درد داشت .خیلی.. ایشاالله که فقط ترانه باشه و هیچ وقت غم و توو دل مهربون برادر عزیزمون نبینیم . ترانتو خیلی دوست داشتم رسول جان ولی هرکاری کردم نتونستم جلوی خودمو بگیرم و نگم که مصراع اول کمی بی وزنه :"> عادتمه بعد از خوندن ترانه ها به این فکر کنم که اگه جایی یکم مشکل داشته باشه چی می تونه جایگزین بهتری براش باشه ولی توو برخورد با ترانه استادی مثل رسول خجالت می کشم بخوام پیشنهادی بدم ..ولی استاد به بزرگی خودش می بخشه .اصلن شاید درست نباشه ولی پیشنهاده دیگه :-) رسول جان مصراع اول اینو پیشنهاد می کنم ..سی ساله توو تقویم می سوزم چقد خوب کردی پایان خوبی براش رقم زدی .همیشه از خوندنت لذت می برم .آرزوی انگیزه های عالی و هدفمند رو توو زندگی برات دارم .موفق باشی برادر خوبم =D> =D> =D> @};- @};-
  • من و چاوشی و چند تا اهنگ منو یه اتاق از تو خالی گریه تا نیمه شب تنهایی من و اندوه و تب و بی حالی من و تکرار غلط کردم من من و جونی که به لب نزدیکه من و امتداد شب رو گریه من شهری که پر از تاریکه از خودم قده تو بیزارم من از خودم پشت خودم بد میگم تف به دنیای نمک نشناسی وقتی از غم به تو نامرد میگم خستم اندازه ی زن از گریه قده یه مرد از غم بی پولی خستم از خونه ی بی هم سای ه بی جواب موندن تو مجهولی بعده خوندن ترانت تو 10دقیقه متولد شد امیدوارم کنار دوستانت هیچ وقت احساس تنهایی نکنی
  • چن سالیه دیـــــــواره دنیامـــــو،رو شونـــــه های خسته میگیرم رنگــــــــــــه بنفشِ آرزوهامو،رویِ زمیــــــــــن میریزمو میرم من هم دارم به پایان سومین دهه ی زندگیم نزدیک می شم سه دهه از تقویمــه عمرم سوخت،از زندگــــی چیـــــزی نفهمیدم داداش رسول حرف منو زدی ای همنشین بارون و ترانه دوباره از تو می گم صادقانه تمام لحظه هام همرنگ غصه س کنارم باش ای شعر جاودانه تقدیم به تو رسول عزیز ...همین لحظه گفتم کاملش می کنم و برات می فرستم @};- @};- @};-
  • كار خيلي خوب و با احساسي بود.احساس ميكنم يه جاهايي سكته داره مثل:سه دهه يا بجز توو بند اول..موفق باشيد @};-
  • سلام داداشم @};- خوندم کار زیباتو و مثل همیشه فقط لذت بردم و آموختم ازت . میپسندمت . @};- خدا پشت و پناهت @};-
  • @};- @};- @};- @};- @};-
  • رسول جان فضای کارت رو دوس داشتم شاید علتش علاقه و ارتباطم با ترانه های غمگین و نا امیدانه باشه اما مهم این بود که آخر ترانت حرف از امید داشتی :-) موفق باشی و برقرار @};- @};- @};-
  • سلام شاعر احساس... سلام رسول عزيز... الان نمي تونم درست تمركز كنم! حرفاي زيادي در مورد اين ترانه دارم! دوباره برمي گردم... @};- @};- @};-
  • سلام . ترانه ی زیبایی بود. فقط این قسمت رو من متوجه نشدم رنگــــــــــــه بنفشِ آرزوهامو،رویِ زمیــــــــــن میریزمو میرم ؟ به چه منظور بوده و به چی اشاره داره اما در کل روون و زیبا بود . تبریک تو عصری که عاشق شدن جرمـــــه،نفس کشیدن دردســـر سازه رویِ زمین افتــــــادنو مـــــردن،ایـــن نقطه یِ اوجه یه پــروازه =D>
  • @};-سلام 29 امین ترانه ای که توی سایت گذاشتین و نوشتمش! کنار بقیه ی سروده هاتون... عالی مخصوصا این وزن که اسمتون روش هست@};- (سینه ی این ترانه می سوزه) (زیبای من بی تو) (دختر نجیب حوّا) (بارون)@};-@};- از ته دل لذت می برم از خوندن ترانه هاتون ممنون و سلامت باشید.. :)
  • سلام جناب رسول آدینه عزیز باز هم کاری از شما که به احساس آدم ناخنک میزنه ولی اینبار با حسی تلخ ونا امیدانه، میشه چندین بار کارتون رو خوند وحال شاعر روفهمید.نقد بلد نیستم احساسم رو ازکارتون میگم. از سرگذشتـــه من چی میدونی؟بجـــــز همین ترانــــــه هایی که از دسته این دیـــــــــوونه در میره،بحاله این دیــــــــوونه نزدیکه .چن سالیه دیـــــــواره دنیامـــــو،رو شونـــــه های خسته میگیرم رنگــــــــــــه بنفشِ آرزوهامو،رویِ زمیــــــــــن میریزمو میرم :-x :-x از دوستان یاد گرفتم اگه سوالی دارم بپرسم:به شخصه منظورتون از رنگ بنفش رو نفهمیدم. بند آخرتون اصلا دوست نداشتم.یه جا ازتون خوندم ناامیدی بدترین گناهه. @};- دنیاتون همیشه شاد @};- @};-
    • سلام خانم رستگار @};- یکی از نماد های رنگ بنفش سردی ، افسردگی و نا امیدی هست و فکر می کنم اینجا منظور از (رنگ بنفش آرزوها) همون نا امیدی سراینده برای تحقق آرزوهاست :-? من این برداشتو کردم...
      • ممنون یاسمن جان به خاطر توضیحت الان دیدم. :-)