قصه من…

میخوام فراموشت کنم، فک نکنم سخت باشه

تقدیر که نیست دلِ من همیشه در بند باشه

درکم نمیکنی، نکن! اما دلم رو دور نزن

من با تو رو بودمو و تو یه ساده تو خیال من

 

اشتبامو نمیدونم تو هیچی از من ندیدی

حرفای من قشنگ بودن تو هیچکدومو نشنیدی

ذهنت پر از خاطره هاست که هیچیشون با من نبود

اخر قصه امم میشه کاش یکی بود،اما نبود!

 

خسته شدم دیگه پاهام با من مسیرو نمیاد

ببخشیدا عزیزمن! فک نکنم بری ز یاد

من فهمیدم چه جوریم مدتیه خرابتم

ببخش گلم دست من نیست تا همیشه به یادتم

 

خاطرِ من یه راه داره، فقط به یادت میرسه

توقعش خیلی کمه، خاطراتت واسش بسه

همینو هم لطف می کنی گاهی بهم سر میزنی

دعای من بودنته، هیچوخت نمیخوام بشکنی

 

دلم برات تنگ میشه خوب میدونم چه حالیم

نمیشه با تو حرف زد و بعدش نگفت که عالیم

ولی برو که سرنوشت قصه رو از سر ننوشت

وگرنه این دنیای من قشنگ میشد عین بهشت

 

دلم نمیاد که بری، پشت سرت آب نریزم

تو میری و من بعد تو دنیارو به هم میریزم

نه برنگرد، حال منو نبین، خجالت میکشم!

ببینی گریه منو، فک کنی منت میکشم!

 

درسته خیلی میخوامت ولی نه به هر قیمتی

من عشقو با شکوه میخوام برام نباشه ذلتی

حتی بری دعام واست یه لحظه هم قطع نمیشه

یه وخت منو کم نگیری بگی سریع عوض میشه

 

 من سالیه دردم اینه، همیشه با اون میسازم

نه این که نشه گفتش آ… من، اینجوری دل میبازم

حرفای من گفتنی نیست، گفتنش آزار منه

بخوای میشه فهمیدشون، نِشونِش احوال منه

 

دلم میخواد شعرمو تا آخر دنیا کِش بدم

همش یه ریز از تو باشه، از خوبیای تو بگم

دلم میخواد دنیا برام شکل همونجاها بشه

که تو خیال نقش میگیره وقتی اسم شما باشه

 

ولی شعرم تموم میشه، بهتر، بزار دیگه نگم

چیه سرت درد بیاد و بگی میرم آخرشم

اشکال نداره، شایدم تقدیرِ من همین باشه

که تو خیال تو باشم، تورو خیالی نباشه

۲۴/۱/۱۳۹۱

************************

ببخشید دوستان که طولانی بود :)

این جزء اولین کارامه امیدوارم نسبت بهش الان پیشرفت کرده باشم! :)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: