وطن

من از آبی خلیجت

از حریر آسمونت

شعر فردا رو میخونم

وطنم ای مرزو بومم

بوسه میزنم به خاکت

که نهایت غروری

با تو غرق واژه میشم

که پر از عشق سروری

توی پهنای کویرت

میون وسعت کارون

ای وطن ای هستی من

خاک تو ستاره بارون

سرزمین نورُ ایمان

مهد شیرانُ دلیران

رستمُ سهرابُ آرش

کاوهُ خون سیاوش

هرچی دارم از تو دارم

سر به البرزت میذارم

استوارُ پر غروری

مثل آیینه صبوری

ای وطن ای شعر نابم

ای تموم تبُ تابم

پر صلابت مثل کوهی

مثل دریا پر شکوهی

رگُ ریشه دارم از تو

قدرتُ ارادم از تو

ای وطن ای عشق مطلق

حس عاشقانم از تو

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

807
۹