قصر اجباری !

درست از بعد اون روز کذایی
دیگه خورشید به قلبم سر نمی زد
همه شعرام شدن مرثیه ی تو
غزل دیگه تو ذهنم پر نمی زد

درست از بعد اون روز کذایی
شدم هم صحبت کلاغ خونه
تو رفتی، من شدم عروس حسرت
به سوی قصر اجباری ، روونه

تموم آرزوم چشمای تو بود
که تو یک لحظه از رویام گرفتن
فقط من موندم و این بغض و تکرار
با عکسایی که از دنیام گرفتن

زمستون بود شبی که بی تو سر شد
تو آغوش کسی که شوهرم بود
همه گفتن که از یادم تو میری
ندونستن که عشقت، جوهرم بود

هنوزم دلخوشم با بوی عطری
که باهم توی تابستون خریدیم
به جای رد شدن از خط عابر
باهم از روی زنجیرا پریدیم

نمی دونم چرا دنیا به هم خورد
ما سهم دست هم بودیم یه روزی!!
ولی حالا تو آغوش غریبم
تو هم باید تو این حسرت بسوزی !!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1205
۷۷

  • سلام مصصومه جان. عاطفه ي قوي اين ترانه ت رو خيلي دوست داشتم. به قول ديانا لاييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييكي :-) ((شادباشيد))
    • به به ببین کی اومده ؟؟؟؟چشمام درست می بینن بانو ؟؟؟؟ خبر می دادی گاوی ، گوسپندی ، خروسی ، موشی ، دیگه نشد آخرش یه پشه جلو پات می کشتم ;)) شوخی می کنم خانومی ؛ میدونم خیلی سرت شلوغه همین که اومدیو هستی همیشه برام یک دنیا ارزش داره :-x :-x :-x سپاس @};- @};- @};-
  • سلام بعد از این همه مدت دوری اومدم سراغ آخرین ترانت تا راحت تر پیدات کنم :"> لایکی معصومه جان... یه ترانه مشترک باهات دارم که خودتم نمیدونی مشترکه :-? منتظر ایمیلت هستم m_amirfakhr@yahoo.com
    • درود محمد جان کجایی تو پسر ؟؟؟خوش اومدی دلم برات تنگ شده بود خفن ... اصلا من عاششق این ترانه ی مشترکی شدم که خودم ازش اطلاع ندارم ، آخرشه ها :-)) باشه ؛ حتما . ممنونم از حضور @};- @};- @};-
  • سلام دوست من... یه نمه رو کار کردی ولی خب خوب بود اون بند یکی مونده به آخر استفاده مناسب از جزئیات بود و بنظرم قویترین بند ترانه
    • درود جناب دمی زاده عزیز ممنونم از حضور سبزتون و یک دنیا سپاس برای اینکه مثل همیشه ترانم رو با دقت خوندید و به مسیر درست راهنماییم کردید @};- @};- @};-
  • کار زیبا و روونی بود بسیار لذت بردم بانو
  • سلام معصومه جان خیلی کاره لطیفی بود...مثل همیشه قوی و بااحساس قلمت همواره سبز @};- @};- @};-
  • سلام معصومه عزیز ترانه ات فوق العاده زیبا بود هر بندیش من رو درگیر خودش کرد واقعا عالی مرسی
  • درود زیبا و پر از احساس بود لایک داره
    • درود علی عزیز اتفاقا داشتم لحظه های تلختو گوش می دادم ، واقعا دوسش دارم :-x و بهت تبریک می گم که با این سن انقدر کارت خوبه ... ممنونم که ترانم رو با قلب پر از احساست خوندی @};- @};- @};- @};-
  • سلام عزیزم :-) زمستون بود شبی که بی تو سر شد تو آغوش کسی که شوهرم بود همه گفتن که از یادم تو میری ندونستن که عشقت، جوهرم بود =(( عااااالی بود @};- لایک
    • درود دیانا جووووون :-x خوبی بانو؟؟؟تو هم این روزا کم پیدایی ها ....بابا فکر دل منم باشید که زود زود براتون تنگ میشه آخه :-x ممنونم که مثل همیشه خوندیم و بهم روحیه دادی بانو @};- @};- @};- @};-
  • سلام معصومه جان این کار زیبا رو پیش تر تو فیسبوکت خونده بودم. کار خوبیه و اگه نظرات دوستان و اعمال کنی خوب تر هم می شه. موفق باشی. @};- @};- @};-
    • درود سعیده عزیزم این فیس بوکی که می گی چی هست ؟؟؟؟تو جیب جا میشه ؟؟؟؟ ;)) مرسی خانومی ، باعث افتخارمه که دوست خوبی چون تو دارم و حتما از نظر دوستان استفاده خواهم کرد :-x سپاس @};- @};- @};- @};-
  • نمی دونم چرا دنیا به هم خورد ما سهم دست هم بودیم یه روزی!! ولی حالا تو آغوش غریبم تو هم باید تو این حسرت بسوزی !! چقد زیبا بود ترانه مصومه جان خیلی دوسش داشتم وخوب فهمیدمش :<
    • سلام فریبا جوووونم :-x کجایی بانو ؟؟؟چرا انقدر کم پیدا شدی جدیدا ؟؟؟نمیگی دل ما برات تنگ میشه آخه ؟؟؟ :< قربون احساس پاکت خانومی ، ممنونم که ترانم رو خوندی @};- @};- @};-
      • والا چی بگم! از ترس کنکور از نت فراری شدیم :-S دل من بیشتر برای شما و بچه های آکادمی تنگ شده بود :-x ;)) حالا دیگه هستم و از خوانش ترانه های شما دوستان خوبم لذت میبرم @};-
      • به سلامتی خانومی ، ایشالا خوب سپری شد کنکورت ؟؟؟؟ برات آرزوی موفقیت می کنم همیشه @};- @};- @};-
  • سلام معصومه خانم چقدر قلمت خوب شده :-) غزل دیگه تو ذهنم پر نمی زد// به فکرش باش // کلاغ خونه !! اصلا دوس نداشتمش ، تو ترانه خوبت ، کلاغ تو ذوق میزنه [-( تو رفتی، من شدم عروس حسرت به سوی قصر اجباری ، روونه // کاش اجباری رو عوض کنی مثلا : قصر دلتنگی / درسته منظورت این هست که به اجبار رفتی ، اما ترکیب قصر اجباری خیلی خوب نیست :-) تموم آرزوم چشمای تو بود که تو یک لحظه از رویام گرفتن فقط من موندم و این بغض و تکرار با عکسایی که از دنیام گرفتن / =D> هنوزم دلخوشم با بوی عطری که باهم توی تابستون خریدیم( عطره کار خودشو کرده و جدائی آورده :-) ) به جای رد شدن از خط عابر باهم از روی زنجیرا پریدیم // تازه داشتی فضارو جون میدادی که حیف رفتی تو پاره آخر @};- قدیما کارای زیادی ازت خوندم معصومه خانم ، اما حالا پخته تر مینویسی و امیدوارم به پیشرفتت ادامه بدی دوست من @};- @};- @};- موفق باشی
    • درود مجید عزیز دوست خوب و قدیم ، دیدار مجددت پای ترانم خیلی لذت بخشه :-x خوشحالم که اینطوری فکر می کنی و نشانه هایی از پیشرفت در شعرم پیدا شده 8-> غزل و چشم قربان ، کلاغم که همه دعوام کردن قرار شد بشه همصحبت خاموش خونه ( البته رهاجون کمکم کرده ها ;)) ) آره واقعا ، امون از این عطر که ادم هی دوست داره بخرتش ؛ کلی هم بابتش پول میده ولی آخرش بی معرفت جدایی میاره و بهمون می خنده ;)) گفتم تو اوج خداحافظی کنم بهتره ... :-) بازم خیلی خیلی ممنونم از حضورت پای ترانم ؛ امیدوارم تو هم موفق باشی و از راهنمایی هات بی نصیبم نذاری @};- @};- @};- @};-
  • سلام. يكي از ترانه هاي قوي اين روزام و خوندم.تبريك. شوهرم و بعدش جوهرم قشنگ نبودن. و بند 5.فوق العاده بود... شاد باشيد.
    • درود جناب ابوالحسنی گرامی حضورتون پای ترانم به قدری خوشحالم میکنه که قابل وصف نیست .... 8-> چرا ؟؟؟؟من اون بند و دوست داشتم آخه :-S سپاسگزارم از حضور سبزتون و اینکه ترانم رو با دقت خوندید @};- @};- @};- شادی همدم تک تک لحظه هاتان باد @};- @};-
  • ترانه زیبایی بود فقط یه جا روونی کار رو گرفت: تموم آرزوم چشمای تو بود یک دفعه یه مکثی شدید به وجود میاد و اون ریتم از بین میره برای اینکار میشه به آخر مصراع و کلمه بود یه "ه" استفاده بشه بود>>بوده البته باید یه تغییری توی کلمات قبلی ایجاد کرد که یازده هجایی کار بهم نخورد اما درکل خیلی فضاسازی و ریتم در بقیه کار خوب بود. @};- :-)
  • سلاااااااااااام خواهري دوست داشتني و شاهكار مهرماهـــــي من :-x معصومه جات خالي چندشب پيش با حميده كلي غيبتتو كرديم ;)) ;)) آخه چيكار كردي دختر جان كه من اينقد عاشقت شدم :-x :-x :-x :-x :-x :-x خيلي دوستت دارم و ترانه هاتو با همه ي وجودم حس ميكنم خواهري :-x اين ترانتم عالي عالي عالي @};- @};- @};- @};- @};-
    • حميده ميگه من معصومه رو مي بينم ياد تو مي افتم...تورو مي بينم ياد معصومه ;)) ;))
      • به به چشم دلم روشنم ، حالا دیگه غیبت من و می کنید ؟؟؟ :-? پوستتون و می کنم ;)) عزی ی ی ی ی ی ی ی ی زمی مهربونم سلام به روی ماهت :-x منم خودت و سروده هات رو از صمیم قلبم دوست دارم خواهری :-x حالا چی می گفتید در مورد من ؟؟؟؟ :-/ خب جفتمون 18 مهریم و دلیلش همینه :-x ;)) :-x ممنونم که همراه ترانه هام هستی ؛ مواظب خودت و خوبی هات باش @};- @};- @};- @};-
  • سلام خوشالم که این کارو میخونم اولا که ترانه ی بوقققدارررییی بود...گشت ارشاد نیاد یه دفعه!!!!! تصویرای تازه ای توو ترانت بود واقعا دوسش داشتم..موفق باشی معصومه جان/
    • درود مرتضی عزیز داداش اسمشونو نبر در کمین نشستن یهو پیداشون میشه ها ;)) ممنونم از حضور سبز و مهربونت و خوشحالم که ترانه رو دوست داشتی @};- @};- @};- @};-
  • سلام معصومه جون .اولن چقد خوشحال شدم که بالاخره دیدمت .واین سعادت نصیبم شد که دختر خوب و مهربون اکادمی رو ببینم ترانت خیلی قشنگ و متفاوت بود فقط یه کم با کلاغ خونه مشکل داشتم .آخه کسی که توو خونش کلاغ نگه نمی داره ;)) خانمی گلم شاید اگه بشه ..شدم هم صحبت ِ خاموش ِ خونه ..هم روونتر بشه هم کنایه از حرف زدنی باشه که در عین حال با سکوت همراهه . در کل هم خودتو و هم ترانتو دوست دارم و داشتم وبرات آرزوی خوبیهارو می کنم .موفق باشی عزیزم =D> =D> =D> @};- @};- @};-
    • درود بانو موسوی عزیزتر از جان :-x حتی خواهرم که یک بار شما رو دید و پیشینه ای از احساسات پاکتون نمی دونست ، متوجه مهربانی چهره و حسن رفتارتون شد؛ واقعا دیدارتون برام سعادتی بود و امیدوارم باز هم تکرار بشه :-x تو خونه که کلاغ نگه نمی دارم منظورم این بود که دیگه هیچ کس و هم صحبتی برام نمونده به جز کلاغی که میاد از تو حیاط رد میشه ;)) ولی خب هم صحبت خاموش پارادوکس خیلی زیبایی بود ، حتما جایگزینش می کنم چون خیلی ها با کلاغ مشکل دارن 8-> جایگاهتون همیشه در قلب من محفوظه :-x سپاسگذارم و سایه تون بر سر ترانه هام مستدام @};- @};- @};- @};- به امید دیدار مجدد @};- @};- @};- @};-
  • بسیار زیبا =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- هنوزم دلخوشم با بوی عطری که باهم توی تابستون خریدیم به جای رد شدن از خط عابر باهم از روی زنجیرا پریدیم این قسمت یه لبخند سرد رو لب می نشونه لبخندی که مشخص نیست از ناراحتیه یا از زیبایی یه خاطره ی دلگیره. =(( واقعا دوست داشتم =D> =D> =D> =D> =D> نمی دونم چرا دنیا به هم خورد ما سهم دست هم بودیم یه روزی!! ولی حالا تو آغوش غریبم تو هم باید تو این حسرت بسوزی !! و همین طور این بیت که احساس قشنگی داشت : =D> =D> =D> =D>
    • درود محسن ملک محمد عزیز به به ببین کی اومده ؟؟؟آقا غیبتاتون زیاد شده ها ..... ;)) این که ترانه رو انقدر با احساس خوندی برام لذت بخشه و خوشحالم که از کار خوشت اومد ، یک دنیا سپاس از حضورت @};- @};- @};- @};-
  • درود قریشی تو کارات سعی کن تا جایی که میشه از جابجایی ارکان پرهیز کنی (جوهرم ) یه فکری واسش بکن :-) کارات نسبت به قبل داره سیر صعودی رو طی میکنه هرچند کُند... به جای رد شدن از خط عابر باهم از روی زنجیرا پریدیم @};- شادزی @};-
    • درود سعید ابطحی راجع به جوهر برات توضیح دادم اما باز هم میگم ؛ به نظرم هیچ واژه ای به اندازه جوهر نمی تونه عمق عشق رو برسونه حتی اگر قرار نبود با شوهر هم قافیه بشه !! قضیه جوهر خودکار نیست که ، جوهر و عرض فلسفست ..جوهر و به هیچ وجهی نمیشه از انسان گرفت واین عشق هم مثل همونه از دید شاعر .... ممنونم که همیشه هستی ، شاد زی و دیر @};- @};- @};-
  • احساس زیبای کارتو دوست دارم دلنشینه @};- @};- @};- =D> =D>
  • سلام خانم قریشی @};- پسندیدم زیاد هم پسندیدم خانم و چند بار هم خوندم ... باید بگم احساسش من رو هم قدری درگیر خاطره ها کرد :-) ممنونم از این همه زیبایی احساستون که با ما تقسیمش کردید @};- @};- @};- @};-
    • درود نیمای عزیز بمب انرژی من ، خوندن کامنتت بود . خوشحالم که تا این حد باهاش ارتباط برقرار کردی و ترانه رو دوست داشتی :-x سپاسگزارم از حضور ، سایه اتبر سر ترانه هایم مستدام @};- @};- @};-
  • آفرين معصومه جان آفرين خيلي دوس داشتمش =D> =D> =D> :-x :-x @};- @};-
  • سلام معصومه خانم عزیز چقدر زیبایه این شعرتون، منم بندای دو چهار وپنج وشیشتون به زیبایی تو ذهنم نشست =D> =D> هنوزم دلخوشم با بوی عطری که باهم توی تابستون خریدیم به جای رد شدن از خط عابر باهم از روی زنجیرا پریدیم :-x از نقد خانم شکفته هم یاد گرفتم. همیشه اینقدر زیبا بنویسید. @};-
  • هنوزم دلخوشم با بوی عطری که باهم توی تابستون خریدیم به جای رد شدن از خط عابر باهم از روی زنجیرا پریدیم =D> =D> عالی بود معصومه جونم ، حس خوبی هم بهم دست داد عزیزم @};- @};- :-x :-x
  • درود خانم قریشی عزیز چقدر خوب بود این ترانتون خیلی از خواندنش لذت بردم خصوصا این چنر سطر اخر کارتون زمستون بود شبی که بی تو سر شد تو آغوش کسی که شوهرم بود همه گفتن که از یادم تو میری ندونستن که عشقت، جوهرم بود هنوزم دلخوشم با بوی عطری که باهم توی تابستون خریدیم به جای رد شدن از خط عابر باهم از روی زنجیرا پریدیم نمی دونم چرا دنیا به هم خورد ما سهم دست هم بودیم یه روزی!! ولی حالا تو آغوش غریبم تو هم باید تو این حسرت بسوزی !! در کل احساس میکنم این ترانه یکی از بهترین کارهایی باشه که ازتون خواندم سپاس موفق باشین @};-
  • سلام معصومه جان دوست دارم قلمتو آفرین . میپسندم @};- نمی دونم چرا دنیا به هم خورد ما سهم دست هم بودیم یه روزی!! @};- ولی حالا تو آغوش غریبم تو هم باید تو این حسرت بسوزی !! @};-
  • چقدر زیبا نوشتی معصومه جان واقعا لذت بردم ساده و صمیمی هزار افرین @};- @};- @};-
  • اول نقاط قوت:پردازش خوب و مناسب.ترانه نه طولاني بود و نه كوتاه مثل غذايي كه همه چيزش اندازه س و البته خوشمزه.تصويرسازي تو بند پنجم واقعا قويه و همه ي حس و منظوري كه بايد به مخاطب منتقل كنه رو انتقال ميده واقعا دوسش داشتم.. نقاط ضعف: تو مصرع آخر بند دوم با توجه به اينكه مضمون اين بند منفيه استفاده از كلمه ي خوشبختي در معنا غلطه و بايد يك كلمه ي منفي و مربوط جايگزين بشه.مصرع اول بند سوم روون نيست.اگه تو مصرع دوم بند چهارم غير مستقيم به شوهر اشاره ميشد بهتر بود مثل بند آخر.. بخاطر پرحرفيم منو ببخشيد..موفق باشيد @};-
    • درود جناب شیخی عزیز از تشبیه زیباتون سپاس :-x خوشحالم که ترانه رو دوست داشتید .... فقط من این کلمه خوشبختی رو پیدا نکردم تو بند آخر :-/ اشاره غیر مستقیم ...نمی دونم شاید .. :-? خواهش می کنم ؛ ممنونم که برای ترانم وقت گذاشتید و یک دنیا سپاس @};- @};- @};- @};-
      • شيطوني كردينا ;)) ويرايشش كردين؟ ما حواسمون جمه خانوم.. @};-
      • اوا ، لو رفتم ؟؟؟ ;)) آره از اول هم همین اجباری بود اشتباهی تایپ شده بود مجبور شدم ویرایش کنم ؛ ولی براتون کامنت گذاشته بودم نوشته بودما .....نمی دونم چرا نیست :-/ ممنون که با دقت می خونی و حواست جمه @};- @};- @};-
  • شروع این ترانه واقعا زیبا است ...... درست از بعد اون روز کذایی دیگه خورشید به قلبم سر نمی زد یک لحظه به یاد خودم افتادم ...روز کذایی ... آفرین معصومه عزیز بعضی جا ها از نظر وزنی مشکل داشت ولی موضوع ترانه جالبه @};- @};-
    • درود جناب کاوه ئیان عزیز :-x ممنونم از حضور و همراهیتون ، امیدوارم هی چکس در زندگیش روز کذائی ای نداشته باشه @};- @};- @};- دیگه وزنم انقدر سخت نگیرید ;)) گاهی تساهل لازمه ;))
      • معصومه جان دوباره کارت رو خوندم بعضی جا ها مشکل خوندن داشتم شاید من اشتباه می خونم ولی از ارزش کارت کم نمی کنه فقط حیفم اومد از اینقسمت رد بشم به جای رد شدن از خط عابر باهم از روی زنجیرا پریدیم واقعا زیبا بود این تصویرت ... @};- @};-
      • درود جناب کاوه ئیان گرامی ممنونم که باز هم برای ترانم وقت گذاشتید ، مسیر سبز رویاتون رو داشتم تو کتاب می خوندم .... نه واقعا بعضی از جاهاش مشکل داره و باید فکری به حالش کرد ;)) یک دنیا سپاس ویژه از شماو این همه مهربانی @};- @};- @};- @};-
  • سلام ابجي گلم با اين ترانت خيلي هم ذات پنداري كردم چون انگار طرف مقابل بودم مرسي براي ايت ترانه عالي @};- @};- پسنديدم نمی دونم چرا دنیا به هم خورد ما سهم دست هم بودیم یه روزی!! ولی حالا تو آغوش غریبم تو هم باید تو این حسرت بسوزی !!
  • درود معصومه عزیز زیبا بود و به دلم نشست @};- @};- @};- هنوزم دلخوشم با بوی عطری که باهم توی تابستون خریدیم به جای رد شدن از خط عابر باهم از روی زنجیرا پریدیم =D> =D> =D> =D>
  • سلام پسندیدم، و خیلی هم دوسش دارم کارتونو اما مشکل وزنی داره چند جا بر می گردم
    • اول از هرچیز تبریک برای این ترانه ی عالی! @};- واقعا لذت بردم از بند های4، 5 و 6 =D> =D> اونقدر خوب نوشتین این 3 بند رو که واقعا حیفه این ترانه با ایرادای جزئی کمی زیباییش خدشه دار بشه! امیدوارم جسارت منو ببخشید اما چند مورد به چشمم خورد که می گم: بند 1 ، (د) خورشید سکته ی وزنی ایجاد کرده./بند 2، مصرع 2 رو روون نخوندم نمی دونم چرا ! حس کردم از ریتم خارج شده/ بند 3 : مصرع اول هم همینطور از ریتم خارج شده، مصرع دوم(م) رویام سکته/ برای (که و لحظه) هم نمی دونم قافیه میشن یا نه!/ فقط قسمت اول ترانه کمی ویرایش می خواد و غیر از این، کارتون حرف نداره :-) "زمستون بود شبی که بی تو سر شد تو آغوش کسی که شوهرم بود همه گفتن که از یادم تو میری ندونستن که عشقت، جوهرم بود هنوزم دلخوشم با بوی عطری که باهم توی تابستون خریدیم =D> به جای رد شدن از خط عابر باهم از روی زنجیرا پریدیم" موفق و سربلند باشید@};-
      • درود یاسمن عزیزم خیلی خیلی ممنونم از اینکه برای ترانم وقت گذاشتی بانو :-x اول همین جا بگم بند سوم ( رویام ) دومی ( دنیام ) بوده و اشتباه عوضی نوشتمش شرمنده :-S وگرنه می دونم که لحظه و که هم قافیه نیستن بازم ببخشید ...... دوم راجع به سکته بند دوم موافقم فقط نتونستم جایگزین بهتری براش پیدا کنم و اصلا دیلم نیومد عوضش کنم ، شرمنده ;)) ممنونم از حضور انرژی بخشت گلم @};- @};- @};-
      • @};- :-x عالیه همون 3 بند آخر، جای کل ترانه حرف اولو میزنه
      • مرسی عزیزم ، یک دنیا سپاس از لطفی که به من و ترانم داری @};- @};- @};- :-x
      • من جدا از همه پوزش می خوام برای این همه اشتباه ( به سوی قصر اجباری روونه ) درستش بوده :-S دیگه مجبور شدم بزنم ویرایش شه انقدر مشکلات تایپیش زیاد بود :دی
  • چه حس روون و عمیقی @};- @};- راستی کدوووم روز ;)) 8->