نقطه ( . )

از اون روزی که تو رفتی منم با رفتنت مردم
دل دنیامو خون کردی بدون تو کم آوردم

شدم مغلوب کاراتو و گناهم شد دل سادم
نخواستی چاره پیدا شه تو رو دست خدا دادم

نمیدونی که اینروزا چقدر داغون و بی تابم
هنوز از ترس شب بی توشبا با قرص می خوابم

جوابم این نبود اما جوابم کردی با چشمات
تا که تنهاییمو دیدی زدی زیر همه حرفات

چی فک (فکر) میکردم و چی شد چه بد کردم نفهمیدم
منی که با نداریهام بهت دنیامو بخشیدم

رسیدم آخر خطو یه نقطه ته خط دارم
یه نقطه که هنوز میگه تورو تنها نمیزارم

——————-
سامان جاویدان
۱۲ اردیبهشت ۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید: