تو قشنگی…

مثل بادی که تو دالون میپیچه
تو وجودمی،صداتو میشنفم
تو بهاری،من یه باغ منتظر
لحضه ی رسیدن تو میشکفم

تا صدای پات میاد پنجره ها
رو به کوچه مون بغل وا میکنن
شاخه ها به پیرهنت دخیل میشن
آینه ها تورو تمنا میکنن

خواب جاده هارو میریزه بهم
با صداش بادی که هوهو میکنه
همه ی گردو غبار راهو از
پیش پاهای تو جارو میکنه

تا میای پر میشه توی خونه مون
بوی عطری که خودش یه خاطره س
از همون شبی که هدیه دادمش
عطر دلخواه تو این بوده و بس

میرسی هوای بوسه داریو
من چقد حالو هواتو دوس دارم
سر خسته تو رو شونه م میزاری
چقد این خستگیاتو دوس دارم

پرم از لذت لحظه هایی که
من تن توءم،تنت رخت منه
عکس لبخند تو مهربون من
توی قاب چشم خوشبخت منه

جنگل آغوش همیشه سبز تو
آسمون قصه ی چشمای توء
گلا نقاشی پیرهن توءن
باغچه مون شهر تماشای توء

تو قشنگی مثل این روز و شبا
که پر از شوق ترانه گفتنم
اونیکه چشمه ی خورشیده تویی
اونیکه تشنه ی دستاته منم

از تو ممنون که همیشه هستیو
جون پناهمی تو دلواپسیام
هرجا باشی مثل رود بیقرار
دنیامو بغل میگیرمو میام

از این نویسنده بیشتر بخوانید: