کلاغ

دوتا سایه روی دیوار نشون از رنگ شب میده
یه کلاغ پر شکسته که چشماش صحنه رو دیده
صحنه ی جرم و جنایت، توو شبای سردو تاریک
یه پلان از یه خیانت، کوچه های تنگ و باریک
کلاغِـ رفت از اونجا، تو و اون موندی و دیوار
اینورم من که دیدم رو سرم خرابه آوار
اون کلاغِـ بخت من بود که سیاه و پر شکستس
طفلکی چه ساده دل کند تنش از این بازی خستس
پرکشید از روی دیوار توو سیاهی ناپدید شد
بارونم از بخت شومش هی شدیدو هی شدید شد
قصه ی کلاغ بختم خیلی وقته سر رسیده
زیر بارون سرنوشتم شده موش اب کشیده

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/67163کپی شد!
975
۱۶