تکرارها

دیگه تکراریه روزا

ازاین تکرارها خستم

به جای با تو بودنها

به این تنهایی دل بستم

دیگه عادت شده باشم

میونه آدما جاشم

بزار تنها فقط یکبار

فقط یک لحظه تنهاشم

شلوغ و درهم ذهنم

چقدر آرامشم دوره

همه دنیارو میبینم

ولی چشمای من کوره

شدم تکراره دیروزم

دارم هر لحظه میسوزم

یه آدم توی این آیینه

میگه محکوم هر روزم

دلم تنگ یه دریا و

دلم تنگ یه بارونه

همه میگن که بی دردم

کسی درد و نمیدونه

نمیخوام تا بدونن من

بریدم از همه دنیا

یه چند وقت که جاموندم

تو این روزای بی فردا

ببخشین من نمیتونم

تو این دنیا دیگه جاشم

نمیخوام از رویه تختم

با حرفای دروغ پا شم

ببخشین من نمیتونم

کسی باشم که می خنده

کسی که چشمشو آسون

رو احساسات می بنده

بزارین تا برم آروم

از این دنیای تکراری

چقدر داغونم و خسته

از این نقشای اجباری

(کیوان اخوان حریری)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: