(( مـــادر شدن بعـــــد از تو…))

یک عمره جای شونه هـــای محکــــم یک مرد
اشکــای من روو شونه ی سجـــاده رقصـــیدن
جـــای حنـــا دستـــای تو رنـــگ خیانت داشت
روو تورِ خوشرنگِ عروسیم درد سابیـــــدن

بودی ولــــــی دوور از من و رویای این خونه
هر لحظـــه واست بودنــــم همرنـــگِ عادت شد
مردونـــــه تر باید بجنگـــم، دنیا یــــــادم داد
بعد از تو زن بودن بـــــرای من خیــــانت شد!

وقتی تو بودی آسمونم رنگ رویا داشت
مرز هجومِ تلخِ کرکس ها مشخـــص بود
خون مُردگی” بعد از تو یعنی باورم اینه
حتی کمربندت برای من مقــــــدس بود!

داغ عجیبی روو تنِ شب واژه ها افتــــاد
هرگـــز ندیدی پشت این زن ساده خم می شد
جای کمـــربندت ولی خالی نبود اصلن…
خون مردگی با خاطراتم هم قسم می شد!

کی گفته زن مثل چراغ خونه می مونه؟
هر لحظه رنگ خونمون تاریکِ مطلق بود…
مردم چه آسون حال اینروزامو می فهمن
زخمِ نبودنت روو تن دنیا دهن لق بود

حتی گلوم پس میزنه بغضو از آغوشش…
هرشب به این احساسِ دلتنگی دچـــارم مـــرد
“گـــــرگا” به گلــــّم میزنن اما نمی دونن…
هرگز توانِ ” سگ صفت ” بودن نــــدارم مـــرد

هر کوچه بعد از تو به ریش چـــادرم خندید
تا پــــُر شم از طعم گسِ دلشوره و گیجی…
امشب تو بابا میشی و دنیا نمی فهمه
مـــادر شدن بعد از تو یعنی مـــــرگِ ت د ری ج ی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1607