تو با من بمونی…………

اینم یکی از ترانه های قدیمی بنده تقدیم به دوستانی که از فضای غم انگیز کارام شاکی بودن!

تو با من بمونی شب قصه رو
تا فردا به رویای تو میبرم
تو با من نباشی بدون تو باز
از این خلوت جاده تنهاترم!

هنوزم هوات آرزوی منه
تو حس نفس های من جا بگیر
بمونو از احساس من قسمتی
به قدر بزرگی دنیا بگیر!

نگو از تمنای تو بگذرم
تو حس تب لحظه ی خواهشی
نمیدونی با رنگ آرامشت
چه نقشی به دنیای من میکشی!

تو مثل نگاه شبم روشنی
منو دست این تاریکی ها نده
منی که امیدم به احساس تو
واسه مرگ این لحظه های بده!

منو تو تب آرزو جا نزار
بزار لحظه رو با تو زیبا کنم
بزار عشقو تا آخرین ذره باز
توی چشمای تو تماشا کنم!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • درود بر تیام عزیز... قشنگ بود @};- @};- @};-
  • چقدر خوشگل بود این کار. ملودیش روی خودش هست. تبریک می گم
  • درود بانو زیبا سرودین...لذت بردم =D> =D> =D> مانا باشید @};- @};- @};-
  • سلام. متشکرم از شما اولین موضوع در کار رو باید اختصاص بدیم به کلماتی که کنار هم قرار دادید که در بعضی جاهای اثر بی معنیه تو حس تب لحظه ی خواهشی این مصرح از چهار اسم تشکیل شده که دو ترکیب رو بوجود اورده حس تب لحظه ی خواهش هر کدوم از ترکیبات بصورت محزا معنیه مشخصی و تصویر مشخص شده ایی داره اما حس تب لحظه ی خواهش هیچ تصویر ی و حسی رو منتقل نمیکنه واقعا حس تب لحظه ی خواهش به چه شکل،؟چجور حسیه؟ یعنی معشوق تشبیه شده به حس تب لحظه ی خواهش در اینجا فکر پشت کلمات صورت نگرفته منو دسته این تاریکی ها نده؟ وقتی ما کلمه ی این رو قبل از کلمه ی دیگری میاریم باید درموردش در مصرح های قبل توضیح بدیم خب کدوم تاریکی ها؟هیچ نمادی از تاریکی گفته نشده یا جایی که میگید ااز این خلوت جاده تنها ترم اصلا جاده توصیف نشده که ما بخوایم ما خلوت بودنش ارتباط بگیریم وزن کار فعولن فعولن فعولن فعل هستش که در جاهایی هجاهای کوتاهی جابه جا میشه اما باعث اشفتگی کار نشده مثل مصرح منو دست این تاریکی ها نده.در کلمه ی تاریکی یه هجا اضافه داره موفق باشین
    • جناب پوران عزيز ممنونم از حضورتون حس تب لحظه ي خواهش منظورم غير مستقيم به تب خواستن بوده ولي خب به اين شكل عنوانش كردم و خودم ايرادي نميبينم از لحاظ معني. البته نظر شما نسبت به من طبيعتا ادبي تر اكادميك تر و علمي تره! ولي مطمئن باشيد در رابطه باهاش فكر صورت گرفته :-) :-) :-) درمورد توضيح ندادن راجب بعضي از اشاره هايي كه تو كارم آوردم نقدتونو ميپذيرم كاملا حق با شماست. و در آخر درمورد وزن، من اصلا وزناي عروضي رو نميشناسم كلا رشته ي تحصيليم زمين تا اسمون با ادبيات فرق ميكنه من ترانه هامو با اهنگي كه خودم زمزمه ميكنم ميگم. طبيعيه كه بعضي جاها ايراد پيدا كنه. پس ايراد از اون اهنگه اس! :-) :-)) :-)) به هر حال خيلي خوشحالم كردين.به اميد تداوم حضور پر فايده تون! @};- @};- @};-
  • قشنگه ولی بند آخر از وزن می افته چرا!!!! منو تو تب آرزو جا نزار بزار لحظه رو با تو زیبا کنم بزار عشقو تا آخرین ذره باز ++++++ توی چشمای تو تماشا کنم! ++++++ ====== می تونست بشه : توچشمای مستت تماشا کنم ---- وزنش این جور چیزا بود - موفق باشی .. . . :-x
    • دوست من ممنونم بابت توجه و حضورت ولي من فكر نميكنم وزن ايراد داشته باشه دوباره بخون توي چشماي تو تماشا كنم! از پيشنهادتم ممنون ولي مست يه ذره واسه فضاي اين كار سنگينه به نظر خودم. نيست؟؟؟
  • =D> =D> =D>
  • درود خانم کارگر عزیز کارهاتون رو دوست دارم در عین سادگی بسیار دلنشین و زیبا هستن به نظر بنده خیلی مناسبن کارهتون برای اجرا براتون ارزوی موفقیت میکنم @};-
  • ترانه ي زيبا بر وزنِ مورد علاقه ي من. :-x ممنونم تيام عزيز،كار بسيار دلنشيني بود.
  • آفرين..لذت بردم..هميشه شاد باشيد..موفق باشيد. @};-
  • قشنگ بود @};- @};- @};- @};- مثل ترانه های غمگینت @};- @};-
  • :-) قشنگ بود
  • سلام تيام عزيزم :-x هنوزم هوات آرزوی منه تو حس نفس های من جا بگیر بمونو از احساس من قسمتی به قدر بزرگی دنیا بگیر. =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> آفــــــــرين خواهر خوش ذوقم @};- :-x @};-
  • سلام:-) ممنون سرشار از احساس بود نگو از تمنای تو بگذرم تو حس تب لحظه ی خواهشی نمیدونی با رنگ آرامشت چه نقشی به دنیای من میکشی!
  • زیبا بود =D> @};-
  • سلام تیام خانم عزیز بسیارپراحساس وزیبا =D> بند دوم وسوم شعرتون بسیار عالی بود همیشه بااحساس می نویسید @};- @};- @};- @};-
  • "هنوزم هوات آرزوی منه تو حس نفس های من جا بگیر بمونو از احساس من قسمتی به قدر بزرگی دنیا بگیر! " =D> @};- سلام، مثل دیگر ترانه هاتون دوست داشتم آفرین و لایک/