میرم تا که تنهاییمُ سر کنم

واسم گفتن از عشق تو سخت شد
با اینکه همه فکر و ذکر منی
هنوز باور من نشد این تویی
تویی که ازم ساده دل میکنی

از اون لحظه که رد شدی تا به حال
دارم قصه مون رو ورق میزنم
با زخمی که از تو روی قَلبمه
دارم جاده ها رو قدم میزنم

((میرم تا که تنهاییمُ سر کنم
با اینکه هنوز عادت من نشد
یه عمری تو رویای تو بودمُ
ولی بودنت قسمت من نشد))

برام حل نشد رفتن تو هنوز
هنوزم چشام ماتِ این ساعته
توو هر لحظه بی تو میمیرمُ
دلم از سکوت تو ناراحته

از اینکه چشاتُ رو من بستیُ
دلت ساده از قصه من گذشت
از اینکه تو این خونه جا موندمُ
برام حل نشد تلخی این شکست

((میرم تا که تنهاییمُ سر کنم
با اینکه هنوز عادت من نشد
یه عمری تو رویای تو بودمُ
ولی بودنت قسمت من نشد))

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

804
۱۲