بغض سمج

طلسم این سکوت سرد
سدی شده واسه صدام

سایه ی ساده بودنم
شکسته صد بار تو نگام

آتیش به جونم نزنین
سکوت من شکایته
رهایی از بند غمم
برای من اسارته

انگار که گردن دلم
به زیر تیغ حسرته
برای این دقیقه ها
شکستنم یه عادته

مثله یه مرگه زود رسه
تو دسته آخر ببازی
راهی برات نمی مونه
با دردش آخر می سازی

چه حسه ممتد و بدی
شک می کنی به بودنت

می پرسی دستای کی بود؟
به بی کسی رسوندنت

زخمی نخورده بودی تو
از این زمونه ی سیاه
دشنه ی کی تو قلبته؟
یه بی وفای آشنا؟

روزنه های آرزوت
به تیرگی جون می بازن
لشگر خاطرات تلخ
به قلب عاشق می تازن

قلب من از نفرت عشق
پر شده و لب به لبه
یه بغض نشکن سمج
همسفرم تو این شبه

تیر ۹۱

پ.ن:با سلام خدمت همه دوستان.خواستم یه عذر خواهی داشته باشم بابت اینکه واسه نظرهایی که پای شعرام میزارین نمیتونم تک تک جواب بدم و سعی میکنم نظرهای مشابه رو با هم جواب بدم چون ترجیع میدم با توجه به وقت محدودی که دارم بیشتر وقتمو صرف خوندن ترانه ی بقیه دوستان و نظر دادن به شعراشون بکنم.امیدوارم این کار منو به حساب بی ادبی یا تنبلی نزارین.ممنون

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی نوید جمالی

متولد لنگرود ، بزرگ شده ی منجیل ، ارشد مهندسی سیستم های انرژی دانشگاه صنعتی شریف. 25 سالمه و از 16 سالگی به طور جدی ترانه سرایی و نوازندگی گیتار رو شروع کردم. یه مجموعه ترانه به نام یادگاری رو تن باد منتشر کردم. افتخار حضور تو دو تا از کتاب های مشترک آکادمی ترانه رو هم داشتم.