"حسابش رو نمیکردم…"

بیا تا ساحل قلبم ،لب دریای خوشبختی
بیا فانوس رویامو ،فقط با "فوت"خاموش کن
یه خورده فاصله مونده ،که دنیامو بلرزونی
بگو نه قالشو بکّن،بگو نه و تمومش کن
بیا تا اوج ترسیدن،تا عکسی که نبودی توش
یکم امّید اینجا هست ،بیا و خوب دورش کن
باید از این به بعد این راهو تنها طی کنم انگار
بیا با عشق این دنیا ،وجودم رو فراموش کن
شکست اولم بودی،دارم هر روز میبازم
چه فرقی میکنه بی تو ،نتیجه آخرش چی شه؟
تو که حسی نداری خب،همین یعنی ته خطّم
فقط لبخند بزن شاید،یکم قلبم هوایی شه
بفهم اینو که بعد از تو،سکوتم میشه بی معنی
بفهم اینو که لبخندم ،فقط از روی اجباره
برو حالا که اینجوری، به فکر رد شدن هستی
شنیدم با خودت گفتی،که "این حالش چقد زاره"
شنیدم از کس و نا کس،که تصمیم سفر داری
برو حرفی ندارم من ،باید فکرش رو میکردم
همیشه با خودم گفتم،که احساست عوض میشه
تا اینجاشو نمیدیدم،حسابش رو نمیکردم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: