ولگردی

شنیدم از اتاقِ تو ، صدای گریه می آیــــــد
از این بد سرنوشتِ دل ، گرفته قلبِ تو شاید
***
به این دستمالِ پر اشکت ، نشستی رو به دیواری
خدا پشت و پناهت هست ، دعا کن تو خدا داری
***
صدای هق هقِ دردت ، شکست اون شیشه ی قلبم
خودم غم دارم و تنهام ، نمی دونی که پـــر دردم
***
تو این صحنه ی غمگینت ، دلم تو تارِ شب مونـده
همین آهت ، همین فریاد ، یه سوزی تو دلم خونده
***
غریبی با دلِ خسته ، شدی قربونِ نامــــــردی
تو می نالی شبت تا صبح ، و اون در گشتُ ولگردی
***
تمنّا می کنم بس کن ، اگر یارت دلش سرده
دو رکعت در نمازِ شب ، دعا کن باز می گرده
***
جاسم ثعلبی (حسّانی ) ۱۹/۰۳/۱۳۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

592
۴