هنوزم به این خونه سر میزنه!

شبای پریشون تنهاییام
به فردای آرامشت را نداشت
نگاهای بی رحمو مغرور تو
منو تو تب غصه ها جا گذاشت!

تو حس نفسگیر دنیای من
همه خواهشم یک نفس همدلی
ولی تو نگاهت به این جاده بود
میگفتی که باید از اینجا بری!

چه جوری ندیدی که من عشقتو
دارم هر دقیقه نفس میکشم
نباشی تموم میشم از بیکسی
بی تو خاطره اس حس آرامشم!

نگاهت منو پشت در جا گذاشت
دیگه چاره ایی جز تماشا نبود
تماشای هر ثانیه ،فاصله
واسم درک این لحظه زیبا نبود!

واسم درک تنها شدن با دلی
که از عشق تو هر نفس میتپید
نگاهت چه آسون از اینجا گذشت
چقد ساده این گریه هامو ندید!

منو بغض شب گریه های کبود
و اون حسرتی که همش با منه
هنوز جاریه یاد تو، تو شبام
هنوزم به این خونه سر میزنه!

https://www.academytaraneh.com/66243کپی شد!
1205
۱۲

  • مرتضی مهرعلیزاده سلام تیام عزیز کارت یه احساس عشقولانه خاصی داشت دوسش داشتم..موفق باشی...
  • سهیل پیلتن درود خانم کارگر عزیز کار زیباتون رو خواندم چند وقتی نبودم ولی این کارتون بیشتر از کارهای قبلی که ازتون خوانده بودم به دلم نشست موفق باشین @};-
  • صادق شيخي آفرين..لذت بردم..دلنشين بود..موفق باشيد @};-
  • محمد رضا باغیشنی زیبا بود =D> @};-
  • مجید صادقی سلام تيام عزيز ترانه زيبا و با احساسي بود مرسي
  • رضا حبیب پور @};- @};- @};-
  • حسین خزایی واسم درک تنها شدن با دلی که از عشق تو هر نفس میتپید نگاهت چه آسون از اینجا گذشت چقد ساده این گریه هامو ندید!
  • ديانا سكوت سلام آفرين احساس ترانه عالي بود نگاهت منو پشت در جا گذاشت دیگه چاره ایی جز تماشا نبود تماشای هر ثانیه ،فاصله واسم درک این لحظه زیبا نبود!
  • علی حمیدی زیبا بود @};- @};- @};- @};- =D>
  • آیدین صبور کار خوبی بود. فقط تنوع توی کاراتون کمتره . فضای دلگیری توو همشون هست که آدم رو به یادشون میندازه
  • یاسمن شکفته سلام. این ترانه هم مثل ترانه های قبلتون دوست دارم. اما فکر می کنم بخاطر نداشتن فعل توی بعضی از مصاریع درک بعضی مفاهیم کمی دشوار شده. توی بند دوم، مصرع 2 "همه خواهشم یک نفس همدلی" این فعل کم داره! همه خواهشم یک نفس هم دلیه، یا یک نفس همدلی بود... /ای کاش فعل واسش در نظر می گرفتین./همین بند مصرع 3 از (این جاده)حرف زدین! ولی کدوم جاده؟ هیچ توضیحی نه قبل و نه بعدش برای جاده ندادین. ضمن اینکه توی بند 4 گفتین که : "نگاهت منو پشت در جا گذاشت" این جا تصویر (خونه) و (در ِ خونه) توی ذهن من نقش بست که با جاده هماهنگ و مرتبط نیست! فکر می کنم اگه یکیشو توی ترانه قرار میدادین بهتر بود. چون من مخاطب نمی تونم تصور کنم که کسی از در خونه بره بیرون و بلافاصله جاده باشه ... !نمی دونم ، شاید اشتباه برداشت کرده باشم اما ارتباط برقرار نمی کنم با این قسمت/ و اما برای بند 5، 2 مصرع اولو که خوندم منتظر ادامه بودم ولی 2 مصرع بعدیش کاملا بی ربط بود! "واسم درک تنها شدن با دلی که از عشق تو هر نفس میتپید...............خب اینجا یه توضیحی باید داشته باشه! که مطمئنا ادامه ی بند توضیحش نیست نگاهت چه آسون از اینجا گذشت چقد ساده این گریه هامو ندید!" ---------------------------------------- با توجه به اینکه بند آخر بازم از فضای(خونه) استفاده کردین، اگه (جاده) رو حذف کنید یا کمی بیشتر تصویر سازی بشه واسش بهتره. پر حرفی و جسارت منو ببخشید. سربلند باشید @};-