تقاص

یکی تو قاب آئینه
جلو روی من ایستاده
خدایا این چقدر پیره !
تقاص چی رو پس داده ؟

چرا زل زد تو چشم من
میون این همه آدم
یه جایی دیدمش اما
ولش کن ! نه ! نمیشناسم

خیالاتی شدم شاید
ببین ذهنم چه درگیره
بذار قرصامو بردارم
خودش از یاد من میره

زیاد پیش اومده اینجا
تو رو هم با خودم دیدم
همه میگن که دیوونم
خودم هم اینو فهمیدم

یکی زل میزنه انگار
به من از پشت این شیشه
توو چشماش خیره میمونم
توو چشمام خیره تر میشه

توو چهرش درد یک دنیاست
چقدر غمگین و دلسرده
شاید اونم شبیه من
همه دنیاشو گم کرده

خیالاتی شدم شاید
ببین ذهنم چه درگیره
.
.
.

از این نویسنده بیشتر بخوانید: