انسان آخرین

تکرار اینه م توو اولین بغضه انسان آخرین

تصویر یک درد مونده توو چشام سنگین تر از زمین

 

اروومم و بی تاب / توو خوابم و بیدار

این بدترین حاله / همش میشم تکرار

 

مستم توخودم هرشب / سیگار میکشم خاموش

وقتی میبینمت هنوز / تو هرم اون آغوش

 

سردرد و سرگیجه میاد سراغم باز

هر سازی ناکوکه با ریتم این آواز

 

هر شب دارم اینجا دردام رو میبوسم

تو نیستی و شبهام سرمیره از روزم

 

تو رفتی و خوابت چشمام رو میگیره

توو اینجای قصه زودم بیای دیره

 

انسان اخرم بی غار و بی جنگل

با یه روح زخمی تو کالبد یه تن

انسان نخستین مثه توم دیگه

مردم قبیله م منو نمیفهمن !!

 

یه نقاشی شدی موندی تویه غار

جز چنتا تصویر نیستی روو دیوار

 

انسان نخستین از حال بدت بگو

توو اولین تردید

بهم بگو توو غار

چی کشیدی وقتی چشات خیانت دید ؟؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید: