نمی دونی می دونستم

پشت چشمای قشنگت ابر بارون غروبه / وقتی از حالت می پرسم خیلی معصوم می گی خوبه
نمی زاری که بفهمم بغضی که گلوتو بسته / چند روزه غم عجیبی توی اون چشات نشسته
نمی دونی که می بینم جای خیس گریه هاتو روی گونه هات همیشه
نگو قصه مون تمومه نگو که دوستم نداری نگو باورم نمی شه
تا میگم دوستت دارم باز اشک توی چشات می شینه / اما تو آروم می خندی
تا می خوام توی نگاهت گم بشم برای پرواز / چشماتو به روم می بندی
نمی دونی که می بینم جای خیس گریه هاتو روی گونه هات همیشه
نگو قصه مون تمومه نگو که دوستم نداری نگو باورم نمی شه
حالا تو نیستی و خیسه چشمای من تا همیشه عاشقونه
بی خداحافظی رفتی شاید اینجوری می خواستی بی بهونه
نمی دونی میدونستم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: