دلواپسی

دلواپسی هام ناگهان افزوده میشه

تا لحظه ای از خونه بی من دور میشی

با اولین عابر که میگه خوشگل من

حظ می کنی بی خود , چه قد مغرور میشی

دلشوره هام بی حد و این خونه شلوغه

ساعت چه قد آروم آروم راه می ره

تو کوچه های شهرمون گرگا زیادن

داره گلم تا مقصد دلخواه می ره

زنگ می زنم می گم عزیزمن کجایی

با خنده میگه پیش دوستامم هنوزم

دلواپسم اینو چه طور باید بفهمی

بی تو تباه زندگی و حال و روزم

می ترسم از این شهر و مردای کثیفش

خیلی قشنگی اما باید پاک باشی

دلواپسم ,دلواپس این خوبیاتم

هرگز نباید لحظه ای غمناک باشی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: