"فوق فوقش…"

فوق فوقش بودنم کم کم دلت رو میزنه.خیلی صاف و ساده آهنگ نبودن میزنی
فوق فوقش لابه و "باید فراموشم کنی".با پیانو ریتم "میشه من نباشم" میزنی
شوق رفتن ،حس موندن رو گرفته از دلت.دلبری هات کل دنیا رو هوایی میکنه
داره به مرز وجود من تجاوز میشه و."کاری از من بر نیومد"تیتر اخبار منه
شادی های پولی با سقف یه ساعت اعتبار.گم شدن تو بهت ترس از روز بعد و بی کسی
حس صخره بودن و حسرت به حال ماسه ها.ماسه ی سست میشه هم آغوش دریا تا به دریا نرسی
خواب راحت،معضل کابوس های مشترک.امتحان مستی و کنکور اعمال شنیع
انتخاب رشته از اجبار و اشک و التماس.حال و روز خسته و داغون احوال جمیع
ضربه ی مهلک به پیکر بندی طرح نگام.بغض ناشی از خیانت، مشکلات بی شمار
چنته ی خالی از احساس و پر از خالی شدن.حس دلتنگی برای گریه و داد و هوار
حس اینکه اونکه میخوای قید موندن رو زده.حس تلخ خوشنویسی با ته رنگ دوات
فوق فوقش آخر این شعر ترکم میکنی.فوق فوقش واسه ی شادی روحم صلوات…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: