خوب نیست!

واسه لحظه های پریشون من
تماشای آرامشت خوب نیست
گناه ترک های این آرزو
هنوزم به پای تو محسوب نیست!

دوباره منم با یه دلبستگی
به اجبار از این قصه راهی شدم
شده حسرتت سهم تنهاییام
دچار تب بی پناهی شدم

تمام من از لحظه های تو بود
تمام تو، تو دست احساس کی؟
حالا جای من حس وحال تو باز
شده لحظه ی خاطره سازه کی؟

تو دست کدوم آرزو گم شدی؟
که با ضجه بی تو نفس میکشم
زدم بی هوا سر به دیوونگی
از این عشق بی پرده دس میکشم!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: