متهم

چـِــقـَـد خالی شدم از تو ،چـِـقـَد دلواپسم امشب

چــِـقَد رفتی،چـِـقَـد موندم،چـِـقـَد من بی کسم امشب

همش دستام می لرزه، همش حس می کنم سردی

ببین با چه زمستونی، جهانو رو به رو کردی

تو اوج ِ آسمون گاهی، یه جورایی زمین گیری

مـِثِ حسی که من دارم، دُرُس وقتی که تو میری

بذار با تو فقط قـَدّ ِ یه کوچه هم قدم باشم

به جرم ِ این همه دوری، به لمسـِت متهم باشم

تقاص ِ چی رُو پس میدم؟ که از تو حق ِ من اینه

که داره باورم میشه، خدا ما رُو نمی بینه

به پای ِ کی نشستی که،من از تو خالیه دستام؟

که از هم سهممون اینه:تو تنهایی، منم تنهام!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: