لعنتی آخـه عـاشـقـت بـودم!

(تقدیم به قاتلم…)

عشقِ تو قسمتِ جهانم نیست
تـو یـه عـابر تـوو زنـدگـیـم بودی
تـکـیـه گـاهـی بـرای آرامـش
تـویِ روزای خـستـگیـم بـودی

تـو مـهاجـرتـرین پـرنـده شـدی
میری اونجایی که سـفر میگه
یه تَلَم واسه تو ، ولی حسّت
می بـره قـلبـتـو یـه جـا دیـگـه

توو یه لحظه جدا شدی،وقتی
طعمِ بوسَت به رویِ لبهام بود
بـا نـبـودِ تـو بـالـِشِ کُهـنَـم
همدم گریه های شبهام بود

رفتـنـت ساده و طـبـیـعی بـود
خـالـی از گـریـه و غم و فـریـاد
یـادمه یـک نـفـر یـه جایی گفت
"فـاجـعـه ساده اتـفـاق افـتـاد" *

پیشِ چشمامه کادویِ عیـدت
رژه ی خـاطـراتـه تـوو مغـزم!
بالش از گریه های من پُر شد
مـن هـنـوزم یـه مـعـدنِ بُـغضـم!

سـاده دوسِت نـدارمـو گـفـتـی
بـعـدِ تـو گـیـرِ مـسـتـی و دودم
لعنتی اون شبا رو یادت رفت ؟
لعنتی آخـه عـاشـقـت بـودم!

______________________________
*مصرعی از احسان ابوالحسنی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • بصورت بی رحمانه ای دوست داری پیشرفت کنی و این و توو چشمات می بینم … واقعا در اين مورد با آقاي ابوالحسني موافقم! البته من باهات رو به رو نشدم كه بخوام تو چشات اين و ببينم اما از ترانه هات كاملا پيداس! هر ترانه بهتر و عالي تر مي نويسي. اميدوارم هميشه موفق ببينمت... @};- @};- @};-
  • زیبا و ستودنی ممنون @};-
  • فوق العاده اس !!! ترانه هاتونو واقعا دوست دارم.... این کارتون بی نظیره/ بی تعارف و هر چیزی مثلش
  • حالا چرا فحش میدی برادر ، یه کم بر اعصاب خودت مسلط باش ;)) ;)) هرچند به نظر من اگر می نوشتی عزیزم انقدر عاشقانه از کار در نمیومد که لعنتی دراومده ، کار خوبی بود اما ترانه قبلیت رو بیشتر پسندیدم ؛ لایکی @};- @};-
  • زیبا بود @};- @};- @};- =D> =D> =D> موفق باشید
  • همیشه ترانه هاتو دوست دارم ولی این ترانه رو نتونستم خوب بخونم. با بعضی جاهش مشکل داشتم که از خوانشم بود. از مدیریت سایت هم به شدت تقاضا میکنم فونت کارها رو تغییر بدن و فکری هم بحال ما پیرمردها که چشمامون سوی خوندن این فونت ریز و درهم رو نداره؛ بکنن... میشه بهم زنگ بزنی و تلفنی این کارو برام بخونی؟ 09193915612 @};-
  • سلام . بصورت بی رحمانه ای دوست داری پیشزفت کنی و این و توو چشمات می بینم ... آفرین ... =D> و امیدوارم روزی بیاد که همه بتونن در مورد اثر دیگران امانت داری کنن .ممنونم .
    • درود بر احسان عزیز که این روزا خیلی از راهنماییش استفاده میکنم @};- من هم صرفا برای امانت داری قبل از انتشار این ترانه ازتون اجازه گرفتم و ممنونم از لطفی که داشتید @};- @};-
  • درود بر جناب رجب پور عزیز و گرانقدر بسیار زیبا به تصویر کشیده ای احسنت =D> @};- @};- @};-
  • سلام محمد رضا جان خيلي دوست داشتم كارت رو و مي پسندم داداش پیشِ چشمامه کادویِ عیـدت رژه ی خـاطـراتـه تـوو مغـزم! بالش از گریه های من پُر شد مـن هـنـوزم یـه مـعـدنِ بُـغضـم!
  • سلام زیبا،ساده و روان لذتبخش بود برای من که امروزم شبیه فاجعه بود. لعنتی اون شبا رو یادت رفت ؟ لعنتی آخـه عـاشـقـت بـودم! @};- @};-
  • زيبا بود.موفق باشيد @};-
  • رفتـنـت ساده و طـبـیـعی بـود خـالـی از گـریـه و غم و فـریـاد یـادمه یـک نـفـر یـه جایی گفت "فـاجـعـه ساده اتـفـاق افـتـاد" * @};- @};-
  • رفتـنـت ساده و طـبـیـعی بـود خـالـی از گـریـه و غم و فـریـاد یـادمه یـک نـفـر یـه جایی گفت "فـاجـعـه ساده اتـفـاق افـتـاد" * مثل همیشه عالی بود و منو یاد یک یاز ابیات خودم انداخت: ترس من هیچوقت بی دلیل نبود حسم از فاجعه خبر میداد اتفاقی که پیش رومون بود زودتر از موعد روی داد... البته کار من منتشر نشده فقط خواستم بگم موفق باشید:)
  • محمد رضاي عزيز تو هي ترانه بگو منم هي بگم فوق العاده بود تبريك به خاطر اين حس زيبا ساده دوست ندارمو گفتي بعد تو گير مستيو دودم لعنتي اون شبارو يادت رفت؟ لعنتي اخه عاشقت بودم... براو @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام برادرم! اول اينكه كافيه بگين قاتلتون كيه قبل از عذرائيل با دايناسورام برم سراغش ;)) ;)) ترانتونو خيلي دوس داشتم و از ته دلم " لعنتي" هاي آخر ترانه رو شنيدم... فقط شرمنده كوچيك تر از اونيم كه بخوام حرفي بزنم اما اين قسمت: طعمِ بوسَت به رویِ لبهام بود... حس ميكنم" به" زياد جا نيفتاده و صرفن بخاطر پر كردن وزن اومده و اضافيه... باقي ترانه رو دوست داشتم و عالي بود مخصوصن اينجاشو...خيلي نزديك حسش كردم... پیشِ چشمامه کادویِ عیـدت رژه ی خـاطـراتـه تـوو مغـزم! بالش از گریه های من پُر شد مـن هـنـوزم یـه مـعـدنِ بُـغضـم! =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> زنده و سلامت باشيد برادرم @};-
    • سلام الهه خانم گل! @};- ذکر خیر دایناسوراتو شنیدم.شما کوتاه بیا،غلط کرد!!! ;)) درسته الهه جان اون به اضافه ست ولی اگه برش دارم که وزن خراب میشه :-S ممنونم خواهرم @};- @};-
  • سلام محمدرضای خوب ترانه زیباتو خوندم خیلی لحظات ملموسی داشت آخ فراموش کردم گفتی تعریف ممنوع ولی........ آغاز کار پاشنه آشیل کاره و به نوعی معرف اون هست که من با نبود خلاقیت بصری مواجه شدم ______________ تـو مـهاجـرتـرین پـرنـده شـدی مهاجرترین اشتباهه اصولا صفت ترین با مهاجر ترکیب شدنی نیست _____________ میری اونجایی که سـفر میگه سفر سیر و طی طریق یک مسیر از پیش تعیین شده است و هیچ اختیار و انتخابی نداره و در مقصد دخیل نیست ____________ بـا نـبـودِ تـو بـالـِشِ کُهـنَـم بالش کهنه درسته جدیده اما بار معنایی نداره همونطور که ما لیوان کهنه نداریم .... ____________ پیشِ چشمامه کادویِ عیـدت کادو تصنع در ترکیبت رو تزریق کرده چه اشکالی داشت از هدیه استفاده کنی ____________ سـاده دوسِت نـدارمـو گـفـتـی جابه جایی ارکان جمله به ترانه ضربه زننده است _____________ بـعـدِ تـو گـیـرِ مـسـتـی و دودم مستی و دود درسته هر دو یک حالت ماوراییرو ایجاد می کنند اما همزاد نیستن و سر منشاشون متفاوته با ذوقی که از تو سراغ دارم می تونستی بهتر ازاین واژه ها استفاده کنی _____________ در مجموع اینکه نظر این بنده حقیر اینه که یه مقداربیشتروسواس به خرج بدی گاهیهم به جای حس تنها فکر کنو بنویس به قول اردلان سرفراز : ما درترانه باید حواسمان باشد که چه می گوییم خیلی آقایی @};- @};-
    • سلام داداش احسانِ @};- !مرسی بابت نقد درستت و وقتی که گذاشتی داداش من دیگه اینقدرم هم بی فکر نمی نویسم حالا! ;)) درسته بیشتر جوششه ولی خب فکرم پشتش هست یکم! من قبلا هم بهت گفته بودم که زندگیمو ترانه میکنم!باور کن بالش من کهنه بود!خیلی کهنه بود!!!(البته امسال به مناسبت روز مرد یدونه نو برام خریدند! ;)) ) یا مثلا اون چیزی که توو ذهن من بود کادو بود!لغت کادو اولین چیز بود که با دیدن اون بسته توو ذهنم تداعی شد درباره ی سفر:من قبلش از قصد از پرنده ی مهاجر استفاده کردم چون وقتی میخواد کوچ کنه مقصد رو نمیشناسه و فقط اون راهی که باید بره رو میشناسه و میدونه که اون راه به کدوم مقصد ختم میشه!حتی در رفتار شناسی اونها دیده شده اگر یک سال در یک مسیر چندتاشون شکار بشن سال بعد دوباره از همون مسیر میان چون راه دیگه ای بلد نیستند!(با استفاده از سواد بیولوژی !) مهاجرترین پرنده صرفا چیزی بود که قبلا شنیده بودم میخواستم کنار مستی اسم یک نوشیدنی بیارم دیدم دیگه خیلی ضایع ست و از فضای کار دوره! ممنونم احسان عزیز به خاطر نگاه دقیقت @};-
  • سلام دوست من آقای رجب پور@};- بجز 2تا تکرار که یکم به چشم میومد چیزی به نظرم نرسید...گریه رو بالش که به نظرم دلیلی نداشت 2بار تکرار شه و "لعنتی" تو آخر کارتون که فک کنم یکم ضربه به کار زده مخصوصن آخر کار! در کل لذت بردم دوست من @};- قلمتون پاینده @};- @};-
    • سلام رضای عزیز @};- @};- در مورد لعنتی که اگه نمی گفتم منفجر میشدم ;)) یه جوری میخواستم اون خشم نهفته رو بروز بدم! بار اول میخواستم بگم جای تو بالش همدم گریه های منه و بار دوم عمق فاجعه در گریه کردن رو نشون بدم!!!! ;)) ممنونم @};-
      • خب پس حله داداشم... :-)) تو ترانه که 2بار لعنتی گفتی ببینم تو دلت چن بار گفتی :-)) (مزاح بود :-) ) موفق باشی @};- @};- @};-
  • زیبا و با احساس بود محمد جان خسته و زنده اساسا قافیه نیستن گرچه خیلی هم استفاده میشه در ترانه @};- همینطور مغز و بغض که حتی نمیشه آوائی در نظر گرفت این قافیه رو.. @};- ترانت یکدست و پرداخت خوب بود. @};- موفق باشی @};- @};- @};-
  • اگه نظرم مهم باشه میگم خیلی عالییی نقدم بمونه برای دوستای منتقد @};- @};- @};-