خوابتو میبینم…

خواب می بینم هنوز اون لحظه هارو
هنوزم خواب هامو می نویسم
تمامه دفترم پر شده از تو
تمام عقده هامو می نویسم
یه عمری رفت تا بفهمم
بدون تو دنیا عقده میشه
سر از بالشم که بر میدارم
می بینم روزها افسرده میشه
طلسم رفتنت پر کرده من رو
نبودت کل دنیامو گرفته
من از اشفتگی شاکی نمیشم
من از دیوونگی کارم گذشته
تماشا میکنم هر صبح تا شب
به اون صحنه که تو رفتی از اینجا
تمام لحظه ها تکرار میشن
منم چشمم به راتِ از همینجا

از این نویسنده بیشتر بخوانید: