تابستون سرد

تو مثل من شبها نمیخوابی
دست منم مـثل تو میلـرزه
هیچ آدمی انقدر تنها نیست
تنهایی مـا هردو بی مـرزه

تـو مـثل روزای من آرومـی
من مثل تو بی حوصله م، سردم
شایـد بتـونی بـاز بـرگردی
شـایـد بتـونم بـاز برگـردم

شاید ،‌ ولی مـا هر دو میـدونیم
جایی برامون غیر از اینجا نیست
بـا اینکه فـکـر رفتـنیـم هر روز
اونجا برای ما دیگه جا نیست

ما هر دو اینو خوب میدونیم
با این همه باز امتحان کردیم
هیچ اعتمادی به تو و من نیست
شاید یه روزی بـاز بـرگردیـم

من عادتم تغییر کردن نیست
شاید تو از کارت پشیمونی
ما هـر دو بیـزاریم ازین روزا
تو بهتر از من اینـو میدونی

شایـد یـه روزی بـاز بـرگردیم
با اینکه میدونیم امیدی نیست
با اینکه معلومه پسِ این شب
بازم شبه، روز جدیدی نیست

اونـجـا یـکـی جـامـونـو پـر کـرده
ایـنـجـارو تـنـهایـی قـرق کـرده
جایی برامون غیر از اینجا نیست
اینجـا کـه تـابستـونشم سرده

از این نویسنده بیشتر بخوانید: