خدا

هیس هیس هیس ..بی صدا
داره می یاد خدا..!
ببین مهربونی رو ..توی ِ دِ لای ما!!!
نگاش کن.. هیس..یواش
غرق ِ نور ِ قباش
می یاد با زمزمه
می رسه با دُعا
می شینه رو دِ لا
حرا رَتِ نگاش!!!
لب ِ تسبیح ِ سبز
سرخی ِ گرم ِ رَگ
سپیدِ آینه ها
همه شدن دعا
همه شدن .. دعا!
با نَبض ِ هر نَفَس
سر به سجده دارن
دارن اسمشو
هی به لب می یارن
می گن با هم یک صدا
خدا ..خدا..خدا!!!
بیا اینجا پُره
پُر از گرمی و نور
چشای ِ خفاشا
چشای ِ جُغدِ کور
همه بینا شدن
همه زنده شدن
از این رحمت ِ
نور ِ نور ِ نور!!!
یه لحظه اومده
که پُر از وُسعَته
توو لحظه جا شده
کرسی و عرش ِ دور!!!
می خواد که شونه ها
بشه غرق ِ غرور
نَمونِه روی ِ خاک
بشیم اهل ِ عبور
دلا با آسمون
بِشَن جور ِ جور ِ جور!!!
میره این لحظهُ ..می مونه عطر ِ نور
پُر از دعوت میشه
دلا پُر از سرور
می یاد.. قا صِدِ عرش
می یاد رو بوم ِ فرش
یه برگ از نور داره
واسمون می یاره
با صدای ِ رسا
می گه گفته خدا
بیا ای بنده ام
بیا با بال ِ دعا
ِبیا تا عرش ِ خدا
بیا ..بیا..بیا!

900
۴۲

  • درود بسیار بر سرکار خانم ربانی... @};- @};- @};- مثل همیشه متفاوت و زیبا =D> =D> @};- @};-
  • درود خانم ربانی عزیز زیبا بود و پر از احساس @};- به دلم نشست @};- @};-
  • هیس هیس هیس ..بی صدا داره می یاد خدا..! سلام خانم ربانی عزیز به یاد شعر خودم افتادم هیس .... کسی نیست رهگذر نیست کوچه خلوت و شبی آرام است خانه ای را که نشانش کردم در همین نزدیکی است باید از دیوار بالا برویم پشت پرچین سکوت می زند آرام آرام در رگ تیره ی شب نبض یک خواب بلند نرم و آهسته قدم بگذاریم هیس .. گل سرخی خواب است پشت یک پنجره ی خیره به شب گوهری می تابد می بینم .. شاخه ی روشن نور شاخه ی معرفتی است باید آن را دزدید تقدیم به شعر خوبتان حامد کاوه ئیان @};- @};-
  • سلام دوست من @};- خانوم ربانی رو ملودی ترانه گفتین؟(فک کنم بازم بحث داریم البته اگه جوابتون مثبت نباشه ;)) ) @};-
    • به به دوست عزیز ..سلام از بنده است به حضور گرامی شما..استدعا دارم جنابعالی با هر دو فرض اعم از اینکه متن حاضر رو ملودی گفته شده باشه ..یا خیر .. راهنمایی و ارشاد و گفتگو بفرمایید ..استفاده می بریم ..بحث هم تعبیر به مکالمه بفرمایید بیشتر برای بنده دلنشینه..واما ..سراپا گوشیم قربان.. @};-
      • خواهش میکنم از هم صحبتی با شما لذت میبرم و ترانه و نظر دادن(جسارت کردن)راجع به ترانه بهانه ای میشه که گپی بزنیم و تبادل دانشی کرده باشیم(البته تبادل که چه عرض کنم،می آموزم) خانوم ربانی جسارتن واسم سخته بگم این ترانه وزن داره!از اول کار "هیس هیس هیس...بیصدا///داره میاد خدا"وزن کار به نظرم مشکل داره و این نا هماهنگی یجورایی تو قسمتهایی از این کار به چشم میخوره...این کار مطمعنن تعمدی بوده چون از دانش شما آگاهی دارم.فقط دلیلش واسم واضح نیست چرا نخواستین موزون کار کنید که اگه بفرمایین حتمن استفاده میکنم @};- @};-
      • عرضم به حضورتون آقای معظمی عزیز.. در شعر سنتی فارسی تکرار منظم هجاهای کوتاه و بلند در مکان های معین ایجاد وزن می کند و همواره تناسب خاصی مابین محل هجاهای کوتاه و بلند وجود دارد که به این گونه وزن ..وزن عروضی می گویند.. وزن اشعار نیمایی نیز مانند اشعار سنتی ..عروضی است با این تفاوت که تساوی طولی مصاریع و بالتبع تساوی تعداد هجای مصراع ها شرط نیست .. نمونه اش .. کسی نیست بیا زندگی را بدزدیم میان دو دیدار قسمت کنیم! اما در اشعار شپید و شاملویی هیچ تناسب خاصی مابین هجای کوتاه و بلند نیست ولی نوعی آهنگ و موسیقی از این گونه اشعار به گوش می خورد که در مجموع آن را از نثر مشخص می کند ..به این ترتیب وزن این گونه اشعار عروضی نیست..نمونه اش :کجایی؟بشنو !بشنو ! من از آن گونه با خویش بمهرم که بسمل شدن را به جان می پذیرم بس که پاک می خواند این آّ ب پاکیزه که عطشانش مانده ام! بس که آزاد خواهم شد از تکرار هجاهای همهمه در کشاکش این جنگ بی شکوه! وزن اشعار عامیانه و به اصطلاح فهلوییات که با لهجه های مختلف در اکناف ایران رایج است هم ..عروضی است..منتها دارای قوانین خاصیست که گاه با قوانین عروض رسمی (وزن شعر سنتی) فرق میکند.به همین جهت هم هست که اشعار بابا طاهر و ده ها سراینده ی گمنام دیگر در طول زمان دچار تصرف و تغییراتی می شوند که با قوانین عروض رسمی قابل انطباق باشند.در این گونه اشعار طرز تلفظ کلمات مسا له ی اساسی ست. چنانکه وزن اشعار عربی نیز عروضی ست اما بین قواعد عروض فارسی و عربی تفاوتهایی هست.. . این بیت از علی اکبر دهخدا ..هرچند موزون است ..با قوانین و قواعد عروض رسمی قابل تقطیع نیست! خاک به سرم بچه به هوش آمده بخواب ننه یک سر دو گوش آمده و اما دوست خوب من .. تنها وزن عروضی (به اعتبار اشعار رسمی ) نیست که آهنگ و موسیقی کلام را به ذهن متبادر میکند .گاهی بعضی از عبارات نثر نیز از نوعی آهنگ برخوردار ست و حتی با اندک تغییری به صورت شعر عروضی در می آید. پاره های نثر با هم آهنگی هایی که به مدد سجع بدست اومده اعم از سجع متوازی /سجع متوازن .. کلام رو آهنگین میکنند و وزن را می سازند .. گذشته از این در شعر فارسی ما وزن دوری هم داریم که هر مصراع مستقل قابل تقسیم است (یعنی وسط مصراع حکم آخر مصراع را پیدا می کند ) ..و... . که از حوصله ی فعلی این بحث خارجه . واما ..این ترانه یی که ملاحظه فرمودید ..از پاره های مستقل موزون که به عبارتهای مسجع و آهنگین تقسیم میشه فراهم اومده ..تابعی از الگوی شعر نوین می تونید محسوبش کنید ..از قافیه به معنی خاص آن در شعر سنتی خبری نیست و وظیفه ی هماهنگی و نگهداشت وزن رو کلمات آهنگین پایان مصراع ها بر عهده دارند ..و در وزن ایجاد شده هم تناسب وجود داره و الگو ی گفتار یکدست رعایت شده ..همین !نه بیش از این..!!! واما این ترانه و احساس پاک و لحظات نابش رو که تجربه ی ذهن من بوده با خلوص و مهر تقدیم نگاه و چشمهای جستجوگرتون خواهم کرد..خوبه مثل یه بچه ی کوچلو در آغوش بزرگتون بگیرید و از همه چی گذشته به درد دلش که با زبان کودکانه در حضور شما سخن میگه گوش کنید ..دیگه ..هیس هیس .. بی صدا! :-x @};- :"> =((
      • ممنون از توضیحاتتون دوست من...گوش کردم به دل میشینه.اما به شخصه ترجیح میدم رو همون قواعد سنتی کار کنم.گوش من یکی خیلی طول میکشه با این سبک آشنا شه و کنار بیاد @};- خسته نباشید و بازم ممنون از جواب کامل و با حوصلتون و اینکه ذهن رو با پاسخ های شیواتون جلا میدین. قلمتون پاینده @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • خواهش می کنم دوست عزیز ..منهم از حوصله و از حضور و از لطف شما ممنونم.. خوشحالم از زیارتتون و به سلیقه ی شما و صد البته به صداقت بیانتون احترام میذارم و براتون آرزوی توفیق روز افزون دارم . @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام خانم ربانی عزیز ممنون از لحظات زیبایی که ساختید @};-
  • سلام ترانه ی زیبایی بود خلاقیتتونو دوست دارم =D> =D> =D> موفق باشید @};- @};- @};- @};-
  • با سلام مجدد درواقع نگارش صحیح نام خانوادگی من ممبینی است که به اشتباه توسط ثبت احوال ممبنی نوشته شده من ازطایفه ممبینی یکی از طوایف ایل بختیاری(ایل تفنگ برنو واسب وجنگجویی)هستم زادگاهم روستای شالیزار میداود واقع در شهر باغ ملک استان خوزستان است.هرچند عمده افراد ایل بختیاری در استان چهارمحال بختیاری ساکن هستداماشاید اسم ممبینی به گوشتان خورده باشدامیدوارم روزی بتوانم در روستای زیبای زادگاهم پذیرای شما باشم بی نهایت از محبت ولطف شما ممنونم
  • درود خانم ربانی عزیز مضمون کار و سادگی کار رو خیلی دوست داشتم و از خواندن کارتون واقعا لذت بردم سپاس @};-
    • سلام آقای پیلتن عزیز ..دوست خوبم ..خوشحالم که پسندیدید ..من در واقع خواستم تصویر و فضای روحانی و پر برکت ِ لحظه های نیایش و دعا رو که حضور و حاکمیت بُعد معنوی بر انسان ارتباط آدم رو با جهان دیگر به اوج می رسونه ..با اون پاکی و خلوص خاص که منحصر و متبلور در یک چنین فضایی هست رو نشون بدم ..تا اینجا در کامنتهای دوستان نازنینم که منت نهادند بر بنده و آمدند ..ندیدم کسی به این مورد اشاره کنه..( می شینه رو دلا حرارت ِ نگاش) ..نمیدونم اینو و حس پاکی و خلوص این لحظات ناب رو تونستم برسونم یا خیر؟! اون گرمی رو که آدم از لذت حضور در پیشگاه بزرگی حس میکنه ..واونهم بزرگی که خالق و نگهدار و معبود اوست.. به هر حال هر حسی که اومد به مدد لفظ خواستم در توان خودم به دوستان تقدیم کنم و انتقال بدم .. دیگه همین از دستم اومد .. از شما بسیار سپاسگزارو ممنونم @};- @};- @};- و خوشحالم براتون لذتبخش بوده :">
  • با سلام بانوربانی بانوع نوشتن حسی متفاوتی به من دست میده زیبا وساده درعین حال عمیق ممنونم که بفکر هستین باعث زحمت میشه من ایمیلمو میزارم اگه لیست کتاب ها ومطالب روبذارین کافیه نمیخوام بیشتر ازاین توزحمت بیفتین (mombeni.mombeni@yahoo.com)تشکر
    • سلام آقای ممبنی گرمسیری گرامی..یک مشکل بغرنج رو برای من حل کرذید..واون کلمه ی "ممبنی" در ابتدای نام فامیلتون بود که تلفظش رو نمی دونستم و رومم نشده بود از حضور گرامیتون سوال کنم.. حالا در ایمیل آدرستون جوابمو گرفتم ..احتمالا" باید نام ناحیه یا منطقه ای باشه..به هر حال خدا خیرتون بده قربان مسئله حل شد.در مورد فرمایشتون هم به دیده ی منت وبه روی چشم ..حتما" در اولین فرصت بعد از اینکه لیست کتابها و مطالب رو تعیین کردم براتون می فرستم ..اگه در تهران بودید با کمال افتخار و ارادت ..در کلاسها می تونستم پذیراتون باشم ..اما اینجوری تنها امکان همینیه که فرمودید.ضمنا" بسیار از لطف و حضورتون خوشحال میشم و سپاسگزارم @};- @};- @};- @};-
  • هیس هیس هیس ..بی صدا داره می یاد خدا..! @};- @};- @};-
  • سلام ودرودبرشمابانوربانی زیباسرودیدموفق باشید @};- @};- @};-
  • خانم ربانی سلام نو بودن و ایده نو داشتن همیشه جداب هست و این خصلت رو میشه به وضوح در ترانه های شما پیدا کرد این خصلت با چاشنیه ذوق و سلیقه بسیار عالی در کنار هم مجموعه خوبی رو تشکیل داده که به سادگی توانایی این رو داره خواننده رو در خودش غرق کنه , تبریک میگم خانم =D> با آرزوی ادامه راه موفقیت برای شما @};-
    • سلام از ماست ..خیلی منو با محبتتون شرمنده می کنید ..واقعا" ممنونم از لطف شما..خوشحالم که این نظرات رو ازتون می شنوم ..اگه اینطور باشه باید خدارو شکر کنم ..هم بخاطر چیزایی که شما گفتید هم بخاطر دوستان با محبتی که اینچنین به بنده لطف دارند مثل شما.منم براتون آرزوی توفیق روزافزون دارم. @};- @};- @};- @};-
  • درود بانوی بزرگوار خوب هستین؟ خوشحالم که فرصتی پیش اومد تا یک بار دیگه از ترانه بسیار بسیار زیباتون لذت ببرم امیدوارم مجالی برای زیارت دوباره تون باشه حلال کنید و موفق باشید خواهرم @};- @};-
    • سلام آقای جعفرزاده بسیار عزیز ..بله..شما رو زیارت کردیم میشه مگه خوب و در عین حال ذوق زده نباشیم ..چه عجب قربان! بسیار چشم براه و منتظرتون بودم و انشاءالله که خوب وسلامت و موفق باشید و ببینیمتون ..با کارهای جدید و زیبا .واما خوشحالم که از این کار خوشتون اومد ..البته چند تا ازکارهام رو تشریف نداشتید ..بخصوص ترانه ی" سفر " را که خیلی دلم می خواست ببینید ..خلاصه چوب خط هاتون زیاده.. یه فکرایی بکنید . @};- @};- @};- @};- @};- :">
  • سلام خانم رباني عزيز بسيار زيبا و عالي اين يعني خانم رباني اگه حتي اسمت هم اون بالا نبود بازم ميشد فهميد به قلم كي نوشته شده به شدت وي پسندم بانو
  • اثر بسیار زیباا بودد ... مثه همیشه متفاوت و نوو .. درود @};- @};-
  • سلام خانوم رباني موفق باشيد @};- @};- @};-
  • درود و باز هم یک کار متفاوت از بانو آزاده شجاعت و جسارتتونو در امتحان راههای نارفته و سبکهای جدید رو میپسندم افتاب مهرتون تابنده
  • سلام خانم ربانی چقد زیبا سرودید و چقد آمورنده . . . با آرزوی موفقییت @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام خانوم ربانی عزیز... ترانه زیبایی بود مخصوصا اولش خیلی خوب شروع میشه... هیس هیس هیس ... موفق باشید @};-