گیتار

بشنوید از گیتار که حکایت می کند
گیتار

دردِ بی کسی ِ پاییز تو درختا جون گرفت
آسمون ابری شد و نم نمک بارون گرفت

همه چی به سر رسیده حتـّی عاشقی ما
فاصله یه حرف تازَس بین دست آدما

حالا من تنها نشـستم، می گیرم سازُ تو دسـتم، زُل زدم به خطـّ ِ دیوار
حالا قطره های اشکم، می بارن از توی چشمم، می چکن رو سیم گیتار

من یه حرف تازه دارم روی خطـّ ِ سرنوشت
من می خوام با تو بمونم تا قیامت تا بهشت

تو بیا کمک بکن دنیامونُ از نو بساز
بیا تو قمار عشق دلتُ به من بباز

حالا من تنها نشـستم، می گیرم سازُ تو دسـتم، زُل زدم به خطـّ ِ دیوار
حالا قطره های اشکم، می بارن از توی چشمم، می چکن رو سیم گیتار

قطره های ریز بارون می بارن دونه دونه
به دلم می گم که اینا اشکای آسـمونه

می گم آسمون باید به حالمون گریه کنه
واسه ی جداییامون زجّه وُ مویه کنه

حالا من تنها نشـستم، می گیرم سازُ تو دسـتم، زل زدم به خطـّ ِ دیوار
حالا قطره های اشکم، می بارن از توی چشمم، می چکن رو سیم گیتار

مسعود داشی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام دوست گرامی ترانه شما رو خوندم . ترانه ی قابل قبولی بود .من کلن با ترانه هایی که بر مبنای ملودی ان مشکل دارم . منتظر کارهای بعدی تون هستم . موفق باشی/
  • سلام خیلی ترانه ی زیبایی بود آماده واسه اجرا =D> =D> =D> احساس ترانتون به دلم نشست.موفق باشی دوست عزیز @};- @};- @};-
  • درود جناب داشی عزیز کلیت کار خوب بود ولی .... " فاصله یه حرف تازه س " قمیشی هم قبلا خونده بودش !!! " حالا قطره های اشکم ، می بارن از توی چشمام " مگه اشک بقیه از کجا میاد ؟؟ :-/ به امید کارهای بهتر @};- @};- @};-
  • سلام مسعود جان خب بعد از مدتها هستیم پای ترانت :) اینکه زبان ساده و قابل لمسی رو انتخاب کردی برای نوشتن خیلی خوب هست و خب بازم میگم که قرار نیست ترانه سرا خودش رو به در و دیوار بزنه تا اتفاق و کشفهای بکر وارد ترانش کنه ، این اجبار نیست و اما از طرفی وجود اتفاقات خوب در ترانه رو خیلی مثبت و باعث برجسته شدن ترانه میدونم... اینکه ترانه شما فارق از اتفاق و حرف تازه بود را خودت میدونی و نیازی نیس بگم :-) اینکه شکستای وزنیو به خاطر ملودی متحمل شدی رو هم بهش نمیپردازم // معتقدم حتی روی ملودی هم میشه تا حد قابل توجهی وزن را حفظ کرد @};- دردِ بی کسی ِ پاییز تو درختا جون گرفت آسمون ابری شد و نم نمک بارون گرفت همه چی به سر رسیده حتـّی عاشقی ما فاصله یه حرف تازَس بین دست آدما " فاصله یه حرف تازَس " مسعود جان وقتی تضمین به کار میبری یا به قولی وام میگیری باید داخل گیومه قرار بدی اون بند یا مصراعو // این قسمت از یغما گلروئی هست اگه یادت باشه که حتما هم هست فاصله یه حرف سادس بین دیدن و ندیدن... ........... حالا من تنها نشـستم، می گیرم سازُ تو دسـتم، زُل زدم به خطـّ ِ دیوار حالا قطره های اشکم، می بارن از توی چشمم، می چکن رو سیم گیتار ترجیعت خوب هست @};- گریه و مویه // هم معنی هستن و البته قافیه هم نیستن با هم... مسعود عزیز اینکه ساده نوشتی خوب بود اما اینکه انقد در سطح قلم زدی و حرف خاصی نداشت ترانت // نمیپسندم :-) موفق باشی @};- @};- @};-
    • مجید عزیم سلام استاد بزرگ من ممنون که سر زدی و خوشحالم که مثل همیشه صادقانه نوشتی توضیحات شما کامل بود و من فقط همین رو میگم که یغما گلرویی یکی از ترانه سرایان مورد علاقیه ی منه و تو همه ی ترانه ام خواسته یا نا خواسته رد پای این استاد هست نوشتی نمی پسندم خیلی بهم چسبید قرغ در لذت شدم چون صادقانه نوشتی
  • درود به جناب داشی عزیز و با احساس از خواندن ترانه دل نشینت لذت بردم احسنت @};- @};- @};-
  • کار خیلی خوبی بود. می دونم که ملودی داره و هیچ ایراد وزنی هم ندارد. آفرین
  • سلام مسعود جان ترانه خيلي زيبايي بود
  • سلام آقای داشی گرامی ترانه تون رو پسندیدم بسیار لحن کارتون رو دوست داشتم ..نمیدونم گیتار مینوازید یا تصویر ذهنتون رو در ترانه گفتید ..به هر حال موفق باشید. =D> @};- @};- @};-
  • سلام.بعضي جاها وزن مشكل داره مثلا"آسمون ابری شد و نم نمک بارون گرفت"يك هجا كم داره..كار با احساسي بود.موفق باشيد @};-