حس تنهـــــایی!

تواین خونه بدون تو.منو غمها پرس کـــرده
دلم رو حس تنهـــــایی.دچـــار استرس کرده
بیتو معنـــای آغوشو.باید از زانوهــام پرسید
دلیل زلـــزله اینـــه.زمیـن با اشک من لرزید
چقد این حادثه نحسِ.که عشقم من روتنها کرد
لای شونه تاره موهات.نبودن هاتو رسوا کرد
جنــونی توودلـــم دارم.که باحسم سر جنگـــه
جای تو وقت بیداری.همش ساعت روی زنگه
توهرلحظه تواین خونه.یه تصویر از تو میبینم
سر سفره حواســم نیس.دوتا بشقــــــاب میچینم
هوا ابریه توچشمــــــــام.درِ گریه بروش بـازه
به محض دیدن عکست.گلوم یک بغض میسازه
دیگه حرفام ترانه نیس.یه شاهنامــس به اسم تو
دارم هی از تو میگم باز.ترانــــم شد طلســـم تو
باعکسات دردودل کردم.سکوتت آخــرین حرفه
نمیدونم هنوز شاید.نگـــات ســردو دلت برفـــه
بیتو افســــردگی دارم.چِشَم از گریه بیـــخوابه
چقد آرامشــــم تلخِ.که با قرصـــای اعصـــابه
*
*
اگه میخوای که برگردی.توودستت چتری ام باشه
اگه بی چتری ام باید.چشــــات هم حس ابــــراشه
شکستن های پی در پی.سره این فاصله تنهــــام
شکستـــم من غرورم رو.شکستی تو دلــه تنهام
شاید رفتن صلاحت بود.نه اجباری به موندن نیس
میدونم برمیگردی بـــاز.آخه هیشکی مثه من نیس

احساس..۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام دوست من جسارتا رو در استفاده از قافیه های متفاوت دوس داشتم یه جاهایی هم تصاویر خوبی دیدم اما این طولانی شدن کار میتونه به کار ضربه بزنه میشد با ابیات کمتری حرفت رو بزنی
  • سلام محمد عزیز ... ترانه ی قشنگی نوشتی فقط واژه ی (پرس) از ترانه دوره.... بسیار عالی....موفق باشی @};- @};- @};-
  • به به محمد عزیز عکس قشنگ ، شعر قشنگ .....ترکوندی دیگه ;)) :-x می پسندم @};- @};- @};-
  • دوست عزیز ترانه ت با احساس بود و اما خیلی طولانی ، فکر کنم بیت هائی هم حذف کرده بودی با این همه طولانی بود. تواین خونه بدون تو.منو غمها پرس کـــرده دلم رو حس تنهـــــایی.دچـــار استرس کرده اول اینکه پرس با زبان این ترانه بیگانه بود و بعد اینکه غمها جمع هستن و در نتیجه فعل شما باید " کردن " میشد نه کرده. بیتو معنـــای آغوشو.باید از زانوهــام پرسید دلیل زلـــزله اینـــه.زمیـن با اشک من لرزید زمین با اشک من لرزید ... مبالغه بزرگی هست و در کل همچین تعابیری مخصوص ترانه امروز نیست محمد جان. چقد این حادثه نحسِ.که عشقم من روتنها کرد لای شونه تاره موهات.نبودن هاتو رسوا کرد باز تعابیری که بیشتر شاعرانه گی دارن .. .................................................................. جنــونی توودلـــم دارم.که باحسم سر جنگـــه جای تو وقت بیداری.همش ساعت روی زنگه محمد جان //سر جنگه // دوس دارم تازه تر بنویسی و فضای کارت رو طراوت ببخشی ... وقت بیداری همش ساعت روی زنگه // مولف حرف مفیدی که بشه روش فکر کرد نمیزنه ... خب ساعت وقت بیداری زوی زنگ باشه چه ارتباطی به نبودن طرف داره؟؟؟ وقتی بیدار هستی دیگه ساعت چرا روی زنگه ؟ میخواد چیرو یات بیاره؟؟ که طرف نیست؟ خب یاد آوری نبودن کسی که نیست با زنگ ساعت هیچ زیبائی و جلوه جالبی نداره... .................................................................. هوا ابریه توچشمــــــــام.درِ گریه بروش بـازه به محض دیدن عکست.گلوم یک بغض میسازه در گریه به روی چشمات بازه یا هوا ؟ بغض رو گلو نمیسازه محمد جان !! تعبیر مناسبی نیست به نظر من .............................................................. بیتو افســــردگی دارم.چِشَم از گریه بیـــخوابه چقد آرامشــــم تلخِ.که با قرصـــای اعصـــابه// خب این بیت و دوس دارم @};- * * پایان ترانت پرداخت بهتری میخواد. موفق باشی @};- @};- @};-
  • سلام محمد میدونی که خوب بودپس لزومی نداره تکرار کنم
  • سلام محمد جان ترانه بسيار زيبايي بود =D> =D> =D>
  • سلام.كار خوبي بود.استفاده از كلمه ي "پرس"به اين ترانه نمياد.."لای شونه تاره موهات.نبودن هاتو رسوا کرد"اگه لاي شونه تار موهاش هست پس يعني نرفته و چه ربطي به نبودنش داره؟.موفق باشيد. @};-
  • زیبا خواندمتان پایدارباشید @};-
  • خیلی خیلی خوب بود جمله های زیبا تون حال خوبی بهم داد تبریک به خاطرترانه بسیار زیباتون @};- @};- @};- @};-
  • زیبا بود =D> =D> =D> موفق باشی دوست عزیز @};- @};- @};-
  • درود بر تو عزیز ترانه ی زیبایی بود و ا ز خوندنت لذت بردم سبز بمانی @};-
  • ایول داداشم میپسندمت دمت گرم گرچه خیلی طولانی خوندم اما تا اخر کار باهات همراه شدم عزیزم @};-