خدای من… :)

لمس نگاهت واسه من طعم نمازه
سجاده ی رویام هنوز سمت تو بازه
کابوس هر ثانیه مو با عشق وضو کن
این لحظه های عاشقی مثل نیازه
اینجا تموم جاده ها سمت تو میره
دستام همیشه عطر دستاتو میگیره
آروم میشه احساس من از داشتن تو
هرلحظه که یادم بره ، اون لحظه دیره
کاشکی ببخشی لحظه های گم شدن رو
وقتی که از این جاده ها بیراهه رفتم
روزی که دستامو به دست تو ندادم
هی ذکرهامو واسه غیر تو میگفتم
حالا منم توو راه تو ، سمت تو میام
دستامو ول نکن که من جز تو نمیخوام
میترسم از نبودنای اشتباهم
گمم نکن ، خدای من، تاریکه راهم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: