وطن

(وطن)
وطن یعنی تو آغوشت یه جا تا خستگیم باشه
یه جا تو قلب کوچیکت واسه وابستگیم باشه
وطن یعنی نگاهت رو ندزدی از نگاه من
و دستات مثل یه خونه بشن بازم پناه من
شکوهت یعنی یک لبخند حضورت یعنی آزادی
بازم پیدا شدم از تو منو به من نشون دادی
وطن یعنی همیشه تو بتابی و بباری باز
ویعنی صبح من با تو فقط با تو بشه آغاز
و آزادی اگر معنی بشه باتو فقط میشه
یه کشور واسه سربازت شدن هردم به خط میشه

۳۰/۱/۹۱ م.ب افق

از این نویسنده بیشتر بخوانید: