کمیک بوک

جهانم یه کمیک بوکه،که توش هیچ قهرمانی نیس
همه عکساش برعکسن،واسه خوبی زمانی نیس

همه مرموزو بی رحمن،سکوت فریادو سَرخورده
که حتی بتمنش امروز،تو دستای جوکر مرده

توی تصویری گم میشم،که رو دستای شب خوونه
که پاییز تو عزای عشق،با برگاش روضه میخوونه

من عکسایی رو میخواستم،که توش رنگای دلبازه
ولی چی عاید من شد،یه شیطان که نمیبازه

توی تاریخِ این قصه،به عکسایی میشه برخورد
که فقر مرداشو آهسته،به مرز خودکشی میبرد

سوپرمن میشدو بازم،به این قول لجظه رو میباخت
یه اسپایدرمنه تنها،که تاراشو زمین انداخت

تهِ این قصه یه عکسه،که دنیا سردو تاریکه
واسه رفتن همه راها،یا بن بسته یا باریکه

امید منتظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1002
۱۷

  • سلام اميد جان كمي دير به اين ترانه رسيدم و تو كامنتاي بچه ها ديدم كه حسابي هم نقد شده و ديگه صحبتي حداقل براي من باقي نمونده كه بخوام عنوان كنم،فقط مي تونم بگم به اميد كارهاي قوي تر و زيباتري از شما... @};- @};- @};-
  • توی تاریخِ این قصه،به عکسایی میشه برخورد که فقر مرداشو آهسته،به مرز خودکشی =D> =D>
  • چه ترانه محشری....حتما باید بقیه کاراتونم بخونم :-x @};-
  • آقای منتظری گاهی بعد از خوندن ترانه ای حس میکنی انتقادهای زیادی به ترانه وارد هست اما با خوندن دوبارش پی میبری که این یک فضا و سبک جدید هست و شاید باید ما در طرز فکرهامون کمی تغییر ایجاد کنیم پرداختن به شخصیتهای کاریزماتیکی مثل بتمن و جوکر در کنار تصویر زیبایی از پاییز و در مجموع جا دادن تمام اینها در یک ترانه شاید از عهده کمتر کسی بر بیاد و شما واقعا به بهتربن شکل از عهده این کار بر میاید و این کاملا از ترانه هاتون پیداست تبریک میگم به شما دوست من و بدون تعارف فقط لذت بردم همین =D> موفق باشید @};-
  • آفرین @};-
  • سلام.چون كار پست مدرنه نميشه اونو با شاخص هاي طبيعي سنجيد و اصلا براي اينكه پست مدرن باشه نبايد طبيعي باشه..برگ ميتونخ مال پاييز باشه براي همين اصطلاخ برگ ها پاييزي رو بكار ميبريم.با نظر جناب صبور موافقم..كار زيبايي بود.موفق باشيد. @};-
  • درود جناب منتظری عزیز دست مریزاد بزرگوار از بند بند کارتون لذت بردم واقعا عالی بود پر از تصاویر ناب و خلاقانه قلمت پرمهر سپاس @};-
  • بسيار زيبا اميد عزيز @};- @};- @};- @};- حست دوس داشتنيه =D> =D> =D>
  • سلام اميد جان ترانه زيبات رو خوندم مرسي دوست من زيبا بود
  • امید عزیز و خوبم سلام خوشحالم که مهمان ترانت هستم @};- .......................................... جهانم یه کمیک بوکه،که توش هیچ قهرمانی نیس همه عکساش برعکسن، "" واسه خوبی زمانی نیس "" انتظار داشتم برای این نیم مصراع پیش زمینه ای باشه ، ارتباط خوبی نبود. جهان و کمیک بوک و عکسا رو با هم جفت و جور کرده بودی اما وقتی نبودن زمان برای خوبی رو مطرح کردی ترکیب بهم ریخت... یعنی اگه قهرمانی باشه یا عکسا برعکس نباشن "زمان برای خوبی هست؟؟ ....................................... توی تصویری گم میشم،که رو دستای شب خوونه امید جان حس میکنم پرداخت مناسبتری میخواد این مصراعت ، منظورتو میتونم تا حدودی بفهمم اما میدونی که مخاطبات همه یه جور نگاه نمیکنن .................................... من عکسایی رو میخواستم،که توش رنگای دلبازه ولی چی عاید من شد،یه شیطان که نمیبازه شیطان چیرو نمیبازه؟ آیا عکس شیطان عایدت شده ؟ یه مقدار گنگ نذاشتی این مصراعو؟ ..................................... توی تاریخِ این قصه،به عکسایی میشه برخورد که فقر مرداشو آهسته،به مرز خودکشی میبرد سوپرمن میشدو بازم،به این قول لجظه رو میباخت یه اسپایدرمنه تنها،که تاراشو زمین انداخت چه کسی سوپر من میشد ؟ نمیتونم ارتباطی پیدا کنم با ابیات قبلی ، حتی بیت قبلیش که مردا رو اشاره کردی و در این بیت مفرد مطرح هست .............................................. امید جان میدونی که بیشتر وقتا از نگاه سلیقه ای یا برداشتم به عنوان مخاطب نظر میدم و مشخصه که امکانش ریاده که اشتباه کنم اما پرداخت ترانه رو مناسب با قلم خوب شما نمیبینم @};- موفق باشی دوست خوبم
  • سلام امید عزیز ترانه زیبایی است و لحظات خوبی رو داره عملا چند سبکی در ترانه صحیح نیست فضا پس مدرن شروع میشه و از بند دوم به بعد این اتفاق رخ نداده تا بند ششم ایجاد یک فضای مشخص و پرداخت درفضای مربوطه می تونه باعث تاثیر پذیری بیشتری باشه چون از بند چهارم به بعد دیگه شبیه یه کمیک بوک نیست چون فضای کار کمیک نیست بلکه کاملا فضای محزونی داره مثلا که پاییز تو عزای عشق،با برگاش روضه میخوونه روضه در هیچ کمیک بوکی مصور نشده و اساسا برگ در تملک درخته , _____________ من عکسایی رو میخواستم،که توش رنگای دلبازه اتلاق صفت دلباز به رنگ صحیح نیست چون ما نمی گیم مثلا عجب سبز دلبازی می گیم عجب خونه دلباز یا منظره دلبازی ____________ یه اسپایدرمنه تنها،که تاراشو زمین انداخت تار رو نمیشه زمین انداخت همونطور که آب رو نمیشه زمین انداخت جمله منطقی نیست و همینطور فاقد حس انگیزی ________________ امید جان جسارت بنده رو ببخش من کارهایی به مراتب از این کار قویتر ازت خوندم @};- @};- @};-
    • بر عکس نظرت راجع به کار کرگدن که با بیشترش موافق بودم، اینجا صد در صد مخالفم احسان جان ابتدا باید یکی از جایی دیگر که صد در صد خارج از این کره خاکیست بیاید و به صورت دقیق پس مدرن یا پست مدرن را تعریف نماید. چون هیچ تعریف دقیقی ندارد. این دوگانگی فضا نیست، این یک رفت و برگشت شاعرانه است. کمیک بوک یا کمیک استریپ اصلا به معنای مصطلح کمدی نیست که متضاد حزن و اندوه باشد. در حالی که خود کمدی هم متضاد تراژدی نیست. به قول یغما در هنر هیچ بایدی وجود ندارد. من هیچ ایرادی نمی بینم که در فضایی شاعرانه پاییز با برگهاش به روضه خوانی مشغول شود. البته دقت نفرمودید که برگ های سبز در تملک درخت هستند نه برگهای زرد فروافتاده پاییز. خست نکنیم اجازه دهید این برگ ها در تملک پاییز بمانند. چه ایرادی در یک تشبیه جدید هست که صفت دلبازی را برای رنگ غلط بدانیم. تا به حال نشده که کسی لباسی به رنگ خوشگل لیمویی یا جگری بپوشد و شما دلت باز نشود؟ تار عنکبوتی اسپایدر من را چگونه با آب در یک ماهیت جمادی قرار دادید؟ تا عنکبوت برای اسپایدر من سلاح محسوب می شود.آیا نمی شود سلاح را روی زمین انداخت؟ و در ضمن دلم برایت تنگ شده احسان جان
      • سلام به آیدین همیشه دوست داشتنی ابتدا با کسب اجازه از امید عزیز چون این صفحه متعلق به ایشونه امیدوارم این اجازه رو بدن آیدین جان خیلی می خوامت داداش و اما نکاتی که اشاره کردی _____________________________ تو از قول یغما گلرویی گفتی و من از قول اردلان سرفراز می گم که ما در ترانه باید حواسمان باشد که چه می گوییم و احساس خودم اینه که ما نباید به اسم اینکه داریم ترانه می گیم هر آسمانی رو به ریسمان ببافیم البته اصلا منظورم این کار نیست و جسارت نمی کنم ____________________________ اصولا دوگانگی فضا وجود نداره و تکیه من یک چارچوب مشخص و عدم دوری از فضای اصلی کارهست تا به طبع اون موثرتر باشه کار در ادامه و تا بند ششم هیچ قرابتی با یک کمیک بوک نداشتم معنای کمیک بوک منظور طنز نیست اما اندوه یکنواخت هم نیست فضای کمیک استریپ ها فانتزی است و سرشار ازلحظات غافلگیر کننده ______________ و در مورد رنگ که اصولا ما می گوییم عجب رنگ شادی بازهم معتقدم دلباز صفت غلطی است و اما تارهای اسپایدر من که هرچند سلاحند اما اساسا تار تنیدنیدنیست و نه انداختنی پس منطقی نیست و آب هم یک مثال است و در مثل........ و اما در مورد برگ و پاییز برداشت ها متفاوته __________ البته ممکنه من اشتباه کرده باشم امید جان بازم شرمنده و آیدین خان ارادت @};- @};-
    • سلام جناب نوری.با اجازت یه نکته رو بگم ما تو صحبتای عامیانه رنگ دلباز داریم.مثلا میریم تو یه خونه میگیم رنگ دیواراش دلباز بود @};- @};- @};- @};- @};- @};- ممنونم
  • فضای فانتزی زیباایی خلق کردید .. تبریک . @};-
  • خیلی زیبا بود :-) لذت بردم @};- @};- @};- @};-