اشکاتو پاک کن

بیا اون اشکاتو پاک کن، نمی خوام تنها بمونی
سر کوچه های قلبم، اسم زیباتو نخونی
نمی خوام یه روز ببینم، غم تو اون چشمون زیبا
یا یه موجی باشه از خشم، توی اون آبی ی دریا
بیا اون اشکاتو پاک کن، نمی خوام چشمات نبینه
پشت اون پرده ی اشکت، دلی که برات غمینه
تپش این دل مجنون، با وجودت با دوومه
تو گلم خودت می دونی، بی تو لحظه هام حرومه
اگه از دلت بپرسی، دل تو با من قریبه
نکنه توو اشک ببینی، من رو مثلِِ یه غریبه
نمی خوام دیگه بریزه، اشک چشمات مثلِِ بارون
واسه من سخته عزیزم، دیگه این تن رو نلرزون
بیا اون پلک های خیس رو، برای آشتی، تو وا کن
دو پرستوی قشنگو، از قفس هاشون رها کن

از این نویسنده بیشتر بخوانید: